__
لیست دوستان :: 62
لیست کلوبها :: 47
  • نام کلوب :دانشگاه آزاد ساری
    نام انگلیسی : azad_university_of_sari
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    1113 عضو ، 828 بحث ، 10 آلبوم ، 13 مقاله ، 19 لینک ، 1 نظرسنجی

    دانشگاه آزاد ساری

  • نام کلوب :پرسپولیس
    نام انگلیسی : persepolis
    تاسیس : 8 دی 1383
    24051 عضو ، 3869 بحث ، 59 آلبوم ، 18 مقاله ، 21 لینک ، 45 نظرسنجی

    پرسپولیس

  • نام کلوب :کلوب روبوتیک
    نام انگلیسی : clubrobotic
    تاسیس : 5 دی 1383
    2466 عضو ، 431 بحث ، 5 آلبوم ، 18 مقاله ، 8 لینک

    کلوب روبوتیک

  • نام کلوب :گیتاریست
    نام انگلیسی : guitarist
    تاسیس : 22 دی 1383
    5415 عضو ، 116 بحث ، 2 مقاله

    گیتاریست

  • نام کلوب :استاد شجریان
    نام انگلیسی : mshajariyan
    تاسیس : 15 دی 1383
    10143 عضو ، 1281 بحث ، 26 آلبوم ، 9 مقاله ، 10 لینک

    استاد شجریان

  • نام کلوب :مهندسی کامپیوتر
    نام انگلیسی : computer_engineering
    تاسیس : 15 دی 1383
    8186 عضو ، 2392 بحث ، 6 آلبوم ، 38 مقاله ، 25 لینک ، 2 نظرسنجی

    مهندسی کامپیوتر

چطوره
13 اسفند 85 - 23:57

 

یه زخم کهنه روی بالم
یه آسمون که چشم به رام نیست
به غیر واژه غریبی
چیزی توی ترانه هام نیست
حتی یه آینه پیش روم نیست
که اسممو یادم بیاره
تنها ترین مسافر شب
تو خلوتم پا نمیزاره
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی

...............~~~~~$$$$
~~~~~~~~~~..$$**$$
~~~~~~~~~...$$$**$$
.................~ $$$~~~'$$
~~~~~~~~$$$"~~~~$$
~~~~~~~~$$$~~~~.$$
~عزیز من. ~~$$~~~~..$$
~~~~~~~~$$~~~~.$$$
به من هم یك~$$~~~$$$$
~~~~~~~~~$$$$$$$$
~~نگاه..~~~~$$$$$$$
~~~~~~~.$$$$$$*
~میکنی~$$$$$$$"
~~~.$$$$$$$....
~~~$$$$$$"`$
~~$$$$$*~~~$$
~$$$$$~~~~~$$.$..
$$$$$~~~~$$$$$$$$$$.
$$$$~~~.$$$$$$$$$$$$$
$$$~~~~$$$*~'$~~$*$$$$
$$$~~~'$$"~~~$$~~~$$$$
3$$~~~~$$~~~~$$~~~~$$$
~$$$~~~$$$~~~'$~~~~$$$
~'*$$~~~~$$$~~$$~~:$$
~~~$$$$~~~~~~~$$~$$"
~~~~~$$*$$$$$$$$$"
~~~~~~~~~~````~$$
منتظرحضورسبزت هستم.'$
~~~~~~~~..~~~~~~$$
~..گلم..~$$$$$$~~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~~$$$$$"~~.$$
~~~~~~~"*$$$$$

 


عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشانــــدم و پارو زنان سوی تو فرستادم
وقتی به ساحل نگاهت رسیـــــــد تو چشمانت را
بستی و قایقم غرق شد.

 

 

 


  • ارسال نظر (3)
لیست توصیفنامه ها
8 مهر 87 - 15:12
هر روز ؛ روز تولد توست .... ! اگر واقعا تصمیم بگیری آن روز را به نفع خودت تغییر دهی ! تاریخ تولد ، فقط وسیله ایست برای اینکه فراموش نکنی آمدنت را ! هر روز ..... روز تولد توست ..... روز من ..... روز ما ..... اگر بر این باور باشی که با آغاز طلوعی دوباره ، این تویی که روز را برای خویشتن خویش شروع می کنی ، آن روز ، روز توست!!!!! پیشاپیش تولدتون مبارك.... شاد و سربلند و پیروز باشید do0ori!
27 اردیبهشت 86 - 15:33
جغدی روی كنگره‌های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا می‌كرد. رفتن و رد پای آن را. و آدم‌هایی را می‌دید كه به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می‌بندند. جغد اما می‌دانست كه سنگ‌ها ترك می‌خورند، ستون‌ها فرو می‌ریزند، درها می‌شكنند و دیوارها خراب می‌شوند. او بارها و بارها تاج‌های شكسته، غرورهای تكه پاره شده را لابه‌لای خاكروبه‌های قصر دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری‌اش می‌خواند؛ و فكر می‌كرد شاید پرده‌های ضخیم دل آدم‌ها، با این آواز كمی بلرزد. روزی كبوتری از آن حوالی رد می‌شد، آواز جغد را كه شنید، گفت: بهتر است سكوت كنی و آواز نخوانی. آدم‌ها آوازت را دوست ندارند. غمگینشان می‌كنی. دوستت ندارند. می‌گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری. قلب جغد پیرشكست و دیگر آواز نخواند. سكوت او آسمان را افسرده كرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آواز‌‌خوان كنگره‌های خاكی من! پس چرا دیگر آواز نمی‌خوانی؟ دل آسمانم گرفته است. جغد گفت: خدایا! آدم‌هایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند. خدا گفت: آوازهای تو بوی دل كندن می‌دهد و آدم‌ها عاشق دل بستن‌اند. دل بستن به هر چیز كوچك و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه‌ای! و آن كه می‌بیند و می‌اندیشد، به هیچ چیز دل نمی‌بندد؛ دل نبستن سخت‌ترین و قشنگ‌ترین كار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان كه آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ. جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره‌های دنیا می‌خواند. و آن كس كه می‌فهمد، می‌داند آواز او پیغام خداست كه می‌گوید: آن چه نپاید، دلبستگی را نشاید. منتظر شما هستم(امتیاز فراموش نشه) : کلوب بچه های باحال اصفهان http://www.cloob.com/club.php?id=18358
18 اردیبهشت 86 - 14:19
سلام حال همه ما خوب است ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند با این همه عمری اگر باقی بود طوری از کنار زندگی می گذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد، و نه این دل ناماندگار بی درمان تا یادم نرفته بنویسم حوالی خوابهای ما سال پر بارانی بود می دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه باز نیامدن است اما تو لااقل ، حتی هر وهله ، گاهی ، هراز گاهی ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست ! راستی خبرت بدهم خواب دیده ام خانه ای خریده ام بی پرده، بی پنجره، بی در، بی دیوار... هی بخند! بی پرده بگویمت چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد فردا را به فال نیک خوام گرفت دارد همین لحظه یک فوج کبو تر سپید از فراز کوچه ما می گذرد باد بوی نامه کسان من می دهد یادت می آید رفته بودی خبر آرامش آسمان بیاوری!؟ نه ری را جان نامه ام باید کوتاه باشد ساده باشد بی حرفی از ابهام و آینه، از نو برایت می نویسم حال همه ما خوب است اما تو باور مکن!
__