لیست کلوبها :: 24
لیست توصیفنامه ها2 تیر 87 - 21:46 | |
24 خرداد 87 - 23:52
خدا گفت زمین سردش است ، چه كسی می تواند زمین را گرم كند؟ لیلی گفت : من خدا شعله ای به او داد. لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت . سینه اش آتش گرفت خدا لبخندی زد . لیلی هم خدا گفت: شعله را خرج كن ، زمینم را به آتش بكش لیلی خودش را به آتش كشید . خدا سوختنش را تماشا می كرد . لیلی ، گُر می گرفت. خدا حظ می كرد. لیلی می ترسید. می ترسید آتشش تمام شود. لیلی چیزی از خدا خواست خدا اجابت كرد مجنون سر رسید . مجنون هیزم آتش لیلی شد . آتش زبانه كشید . آتش ماند . زمین خدا گرم شد. خدا گفت: اگر لیلی نبود، زمین همیشه سردش بود
|













