لیست دوستان :: 105
لیست کلوبها :: 102
لیست توصیفنامه ها26 آذر 86 - 10:01 | |
که نیلوفرانه دوستت می دارم
به آنکه حتا دشنه اش را عاشقم
چون دوستت می دارم
حتا آفتاب هم که بر پوستت بگذرد
من می سوزم
پاییز از حوالی حوصلهات که بگذرد
من زرد می شوم
روسری زردت که از کوچه عبور میکند
عاشق می شوم
و تا کفش های رفتنت جفت می شوند
غریب میمانم
و تنها وقتی گریه ای گمان نمی برم در تو
من سبز میمانم
که نیلوفرانه دوستت می دارم
نه مانندهی مردمانی که دوست داشتن را
به عادتی که ارث بردهاند
با طعم غریزه نشخوار می کنند
من درست مثل خودم
هنوز و همیشه دوستت می دارم |
24 آذر 86 - 09:48 | |
مثنوی چراغ
باز میخواهم تو را پیدا کنم
با تو شاید خویش را معنا کنم
من کیم؟ گر خودشناسی داشتم
کی ز خود بودن هراسی داشتم؟
های! ای آیینه معنا کن مرا
گم شدم در خویش، پیدا کن مرا
فرصتی، تا رود را پیدا کنم
قطره قطره خویش را دریا کنم
اهرمن دارد مجابم میکند
لای لایش مست خوابم میکند
آه، اگر این قطره، در شن گم شود
ظاهرم در چاه باطن گم شود
تیشه این دیو، در دست من است
همت اما، وای! از اهریمن است
های! آیینه! تصویرم مکن
آنچه میخواهد من پیرم مکن
های! ای آیینه حاشا کن مرا
گم کن و آزاد پیدا کن مرا
با من دریایی من موج باش
در حضیض من، هوای اوج باش
میتوانی، میتوانی، آن من
باز گردانی من انسان من
شیخ ما دیری است شبها با چراغ
دیگر از انسان نمیگیرد سراغ
الفتی تا ما چراغ او شویم
خانه خانه در سراغ او شویم
محمد علی بهمنی |
12 آذر 86 - 13:47 | |
گر دلی دارم بدان در دست توست گر تنی دارم بدان سر مست توست گر دلم را بشکنی با دست خود دل نگیرم از توِِِِ... چون دل هم مست توست |






















