__
لیست دوستان :: 11
لیست کلوبها :: 2
  • نام کلوب : گپ دوستانه
    نام انگلیسی : friendly_gap
    تاسیس : 29 دی 1383
    253 عضو ، 103 بحث ، 17 آلبوم ، 44 مقاله ، 8 لینک

    گپ دوستانه

  • نام کلوب :سفر به دبی
    نام انگلیسی : dubai_info
    تاسیس : 28 دی 1383
    1140 عضو ، 55 بحث ، 20 آلبوم ، 10 مقاله ، 1 نظرسنجی

    سفر به دبی

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
8 دی 86 - 06:32
____________**__**_____* __________ ___________***_*__*_____* _________ __________****_____**___****** ____ _________*****______**_*______** __ ________*****_______**________*_** ________*****_______*_______* _____ ________******_____*_______* ______ _________******____*______* _______ __________********_______* ________ __***_________**______** __________ *******__________** _______________ _*******_________* ________________ __******_________*_* ______________ ___***___*_______** _______________ ___________*_____*__* _____________ _______****_*___* _________________ _____******__*_** _________________ ____*******___** __________________ ____*****______* __________________ ____**_________* __________________ _____*_________* __________________ _____________*_* __________________ ______________** __________________ ______________* ___________________ همیشه هستند کسانی که بخواهند پرواز تو را ببینند به پرواز فکر کن نه به آنها... دوست خوبم تولدت مبارک...
13 آذر 86 - 10:58
وقتی بزرگ می شوی دیگر خجالت می كشی به گربه ها سلام كنی و برای پرنده هایی كه آوازهای نقره ای می خوانند دست تكان بدهی خجالت می كشی دلت شور بزند برای جوجه قمری هایی كه مادرشان بر نگشته، فكر می كنی آبرویت میرود اگر یكروز مردم _همانهای كه خیلی بزرگ شده اند_ دل شوره های قلبت را ببینند و به تو بخندند وقتی بزرگ می شوی دیگر نمی ترسی كه نكند فردا صبح خورشید نیاید،حتی دلت نمی خواهد پشت كوهها سرك بكشی و خانه خورشید را از نزدیك ببینی دیگر دعا نمی كنی برای آسمان كه دلش گرفته ، حتی آرزو نمی كنی كاش قدت می رسید و اشكهای آسمان را پاك می كردی وقتی بزرگ می شوی قدت كوتاه می شود .آسمان بالا می رود و تو دیگر دستت به ابرها نمیرسد و برایت مهم نیست كه توی كوچه پس كوچه های پشت ابرها ستاره ها چه بازی می كنند آنها آنقدر دورند كه تو حتی لبخندشان را هم نمی بینی و ماه ، همبازی قدیم تو آنقدر كمرنگ می شود كه اگر تمام شب را هم دنبالش بگردی پیدایش نمی كنی وقتی بزرگ می شوی دور قلبت سیم خاردار می كشی و درمراسم تدفین درختها شركت می كنی و فاتحه تمام آوازها و پرنده ها را می خوانی و یكروز یادت می افتد كه تو سالهاست چشمانت را گم كرده ای و دستانت را در كوچه های كودكی جا گذاشته ای ، آنروز دیگر خیلی دیر شده است فردای آنروز تو را به خاك می دهند و می گویند: خیلی بزرگ شده بود
29 آبان 86 - 23:05
وقتی بزرگ می شوی دیگر خجالت می كشی به گربه ها سلام كنی و برای پرنده هایی كه آوازهای نقره ای می خوانند دست تكان بدهی خجالت می كشی دلت شور بزند برای جوجه قمری هایی كه مادرشان بر نگشته، فكر می كنی آبرویت میرود اگر یكروز مردم _همانهای كه خیلی بزرگ شده اند_ دل شوره های قلبت را ببینند و به تو بخندند وقتی بزرگ می شوی دیگر نمی ترسی كه نكند فردا صبح خورشید نیاید،حتی دلت نمی خواهد پشت كوهها سرك بكشی و خانه خورشید را از نزدیك ببینی دیگر دعا نمی كنی برای آسمان كه دلش گرفته ، حتی آرزو نمی كنی كاش قدت می رسید و اشكهای آسمان را پاك می كردی وقتی بزرگ می شوی قدت كوتاه می شود .آسمان بالا می رود و تو دیگر دستت به ابرها نمیرسد و برایت مهم نیست كه توی كوچه پس كوچه های پشت ابرها ستاره ها چه بازی می كنند آنها آنقدر دورند كه تو حتی لبخندشان را هم نمی بینی و ماه ، همبازی قدیم تو آنقدر كمرنگ می شود كه اگر تمام شب را هم دنبالش بگردی پیدایش نمی كنی وقتی بزرگ می شوی دور قلبت سیم خاردار می كشی و درمراسم تدفین درختها شركت می كنی و فاتحه تمام آوازها و پرنده ها را می خوانی و یكروز یادت می افتد كه تو سالهاست چشمانت را گم كرده ای و دستانت را در كوچه های كودكی جا گذاشته ای ، آنروز دیگر خیلی دیر شده است فردای آنروز تو را به خاك می دهند و می گویند: خیلی بزرگ شده بود
__