لیست دوستان :: 61
لیست کلوبها :: 24 پیشینه و روند شکل گیری گروه نیک اندیشان 3 آذر 85 - 22:33 |
برای تشریح روند شکل گیری گروه لازم است که خودم رو معرفی کنم. سینا هستم ، مطالعه و عمل به یادگرفته ها رو دوست دارم تا به ساختاری که در ذهن دارم برسم. منظورم از مطالعه، یادگیری از طریق دقت در نوشته ها و اعمال و رفتارها و محیط هست. مطالعات من در شاخه های مختلف بوده و نظریه های متنوعی در رشته های مختلف نیز دارم. علاقه پایه ای من به کیهان و انسان و ساختار کل بوده و در این زمینه به همراه مطالعات فراوان ، بسیار اندیشیده ام و به نتایجی هم دست یافته ام. همواره به بحث کردن علاقه داشته ام و داده های بسیاری از این طریق دریافت و ارائه کرده ام، از زمانی که خودم رو به عنوان یک فرد در نظر گرفتم به همراهی یک گروه فکر کرده ام که می تواند بسیار مفید باشد در ایجاد ارتباط و انتقال داده ها برای رفع مشکلات و فرا رفتن که معنای فرهنگ است. ( فرهنگ از دو قسمت "فر" و "هنگ" تشکیل شده که در کل مفهوم "به سوی بهتر حرکت کردن" معنا می دهد.) تیر ماه سال 1381 با وبلاگ نویسی و ساختار و عملکرد اون آشنا شدم. روز اول که وبلاگ زهرا اچ-بی رو که یه دوست لینکش رو برام فرستاده بود دیدم با وبلاگ های دیگه هم آشنا شدم و دنیایی برای ارتباط رو برای خود، گسترده دیدم و همان روز از ذهن من خطور کرد که این ساختار می تواند یک راه خوب برای ارتباطات و در نهایت شکل گیری یک گروه باشد. اما هیچ ایده ای در مورد تشکیل گروه خاصی در ذهن نداشتم. بلافاصله وبلاگ خودم رو بر روی سایت شخصی خود راه اندازی کردم. اینو هم بگم که رشته دانشگاهی من مهندسی کامپیوتر بوده و در زمینه طراحی وب هم کار کردم. بنابراین خودم برنامه وبلاگ خودم رو نوشتم. در حین اینکه مطالب خودم رو در وبلاگ شخصی خودم می نوشتم ، مطالب نوشته شده در وبلاگ های دیگه رو هم می خوندم و نظرم رو براشون می نوشتم و با نویسندگان وبلاگ ها آشنا می شدم. این آشنایی ها منجر به دیدارهای گروهی وبلاگ نویس ها شد که سه بار به این دیدارها دعوت شدم و حضوری با نویسندگان این وبلاگ ها آشنا شدم. اما در این دیدارهای گروهی وبلاگ نویس ها مطالب سودمندی مبادله نمی شد و بیشتر به هم نگاه می کردند و از هم می پرسیدند" اِ شما نویسنده فلان وبلاگ هستی ، من خوندمش ، من همونی هستم که برات فلان پیغام رو نوشتم!" و کمی با هم صحبت می کردن و آدرس های وبلاگ ها رد و بدل می شد. در این دیدارها سود و فایده خاصی رو ندیدم به جز اینکه چند نفری دختر و پسر با هم آشنا می شدند که منجر به ازدواج هایی هم شد. من دنبال همراهانی بودم که برای هم سود و فایده پایه ای داشته باشند. یکی از مطالب من در مورد آسیب ذهنی بود که می تونم بگم پایه ای بود برای اعلام وجود مشکلات ذهنی در جامعه و مطلب کوزه ذهن روشی کلی رو برای مقابله با اون آسیب به طور نمادین بیان می کرد. مطلبی رو نوشتم با عنوان غر زدن که اعلامی بود برای اینکه باید عمل کرد. همانطور که گفتم در حین نوشتن مطالب خودم با نویسندگان وبلاگ های دیگه هم ارتباط رو ایجاد کرده بودم و در واقع این مطلب من خطاب به همه بخصوص دوستان وبلاگ نویس بود. سپس برای شروع عملی کردن همراهی دوستان، مطلب مبارزه ( نهضت خوبان) رو نوشتم. کسی از دوستان وبلاگ نویس یا دوست دیگری برای این شروع، اعلام همراهی نکرد. به دوستی که دیدارهای گروهی وبلاگ نویس ها رو ترتیب داده بود نامه ای نوشتم و تقاضای همراهی کردم برای جمع کردن دوستان که در این مورد خاص صحبت کنیم. این دوست وبلاگ نویس تقاضای من رو رد کرد و اعلام کرد که به این فعالیت ها اعتقادی نداره و اعتقاد داره که نتیجه ای نمی شه گرفت. بعد از دو بار رد و بدل کردن نامه با ایشان به نتیجه مورد نظرم نرسیدم و از ایشان به خاطر پاسخ به نامه ها تشکر کردم و تصمیم گرفتم که به تنهایی آغاز کنم. در این نوشته در مورد لزوم نیاز وجود این گروه و هدف گروه توضیحی نمی نویسم فقط به چند جمله اشاره می کنم؛ " بیایید از خود شروع کنیم" ، " هدف، ارتقا خود در جمع است" ، " گروه بهانه ای است برای ارتباط و ارتقا" در مورد چرایی و چیستی و چگونگی گروه در نشست آشنایی که برای درخواست کنندگان همراهی گروه برگزار می شود به کمال توضیح داده می شود. برگردیم به ادامه روند شکل گیری گروه؛ از تیر ماه سال 1382 که مطلب مبارزه ( نهضت خوبان) رو نوشتم شروع کردم برای شناسایی دوستان وبلاگ نویسی که مطالب مفید و نه روزمره می نوشتند. دوستانی هم بودند که در مورد روزمرگی می نوشتند اما اون رو تحلیل می کردند و سودمند بود. آبان ماه سال 1382 مطلبی نوشتم با عنوان همایش برای جمع کردن نیروی خوبان و اعلام کردم که دوستانی که مایل هستند در همایش تشکیل گروه شرکت کنند پیغام بگذارند. از 25 نفر از نویسندگان وبلاگ که شناسایی کرده بودم و چند نفری که اعلام آمادگی خود رو در پاسخ به نوشته من اعلام کرده بودند با یک نامه برای همایش دعوت کردم. برای همایش پنج شنبه 13 آذر 1382 برنامه منظمی تدوین کردم ، در نامه دعوت ، توضیحی در مورد هدف این همایش و برنامه همایش و آدرس وبلاگ ها و ایمیل های دعوت شدگان را برای همه دعوت شدگان ارسال کردم تا قبل از همایش با برنامه و با هم آشنا بشند. در 6 صفحه مطلبی تهیه کردم که توضیحی مقدماتی در مورد چرایی و چیستی و چگونگی گروه بود. پنج شنبه 13 آذر ماه سال 1382 باران زیبا و شدیدی می بارید. ساعت 4 دم در یک کافی شاپ واقع در میدان هفت تیر ، منتظر دوستان بودم تا به سر میز همراهیشان کنم. با صاحب کافه صحبت کرده بودم و میزها روآماده کرده بودند.8 نفر از دعوت شدگان در همایش حاضر شدند، تک به تک به سر میز همراهیشان کردم تا با دیگر دوستان آشنا بشوند و به دم در برگشتم. طبق برنامه ساعت 4:30 صحبت خودم رو شروع کردم . نگرش و طرح خود رو در مورد گروه توضیح دادم که پایه ای ترین سخن این بود که "عامل اصلی در یک جامعه فرهنگ است و تمام مسائل دیگر از طریق فرهنگ شکل صحیح خود را پیدا می کنند." و سخنان دیگر و طرح تشکیل گروه بر این اساس پایه ریزی شد و تاکید شد که "جامعه از افراد تشکیل شده و اگر تک تک افراد جامعه در جهت ارتقا خود تلاش کنند جامعه ارتقا پیدا می کند." ..." گروه برای فعالیت و تمرین برای ارتقا شخصی خود تشکیل می شود." ... " وجود گروه می تواند یک نتیجه یا هدف جانبی هم داشته باشد و آن اشاعه فرهنگ از خود شروع کردن است.".... در نهایت بردیا و ایمان ، برای تشکیل گروه اعلام آمادگی کردند و بلافاصله از هفته بعد چهارشنبه ها نشست های هفتگی گروه آغاز شد. در ابتدا قرار بر این شد که با برنامه قبلی بدون هماهنگی مجدد ساعت 5 در مکان مورد نظر حاضر شویم و اگر دوست دیگری آمد صحبت کنیم و اگر نیامد تا ساعت 6 منتظر شده و سپس مکان را ترک کنیم. اما نشستی نبود که به تنهایی تا ساعت 6 منتظر بمانیم و بلافاصله در هفته های بعد دوستان دیگری به ما ملحق شدند . بهمن ماه پویا به جمع گروه پیوست و همچون بردیا یکی از فعالان گروه شد. ایمان نیز همراه فعالی بود که در یک سالگی گروه از گروه خارج شد. البته برای تک تک دوستان جدید نشست آشنایی جداگانه برگزار می شد. نشست آشنایی را تا 2 سالگی گروه خودم برگزار می کردم که بعد از آن بردیا نیز برگزاری چند نشست آشنایی رو به عهده گرفت و از تیر ماه 1385 برگزاری نشست های آشنایی به بردیا و پویا سپرده شدند. گروه بر طبق طرحی که طراح گروه مد نظر داشت پیش رفت و سال 1383 شورای گروه برای تدوین آیین نامه گروه تشکیل شد. در حال حاضر سینا و بردیا و پویا همراهان شورا هستند و بر طبق مصوبه شورا ، دبیر شورا پویا و دبیر مسئول گروه سینا است. گروه همچنان در مرحله شکل گیری قرار دارد و دوستانی همراه شده و یا از همراهی، انصراف می دهند و گروه همچنان پایدار به راه خود پیش می رود. امید است که افراد بیشتری به روشنی با ساختار گروه آشنا شوند تا شکل گیری گروه پایان یافته و شورای مرکزی گروه به طور کامل فعال شود و گروه به طور رسمی در جامعه فعالیت خود را آغاز کند. اینجا به ریشه نام گروه نیز اشاره می کنم ؛ یکی از دوستانی که برای همایش آذر 1382 دعوت شده بود در پیغامی در وبلاگ من که عنوان نیک مرد دارد، مرا نیک اندیش خطاب کرده بود که از این عنوان برای گروه بهره جستم و گروه را با موافقت دوستان همراه، نیک اندیشان نامیدیم. این نام، نشان از آن دارد که ما همراهان گروه سعی داریم که با نیک اندیشی گردهم آییم و اندیشه نیک خود را به گفتار و کردار نیک درآوریم. لازم به ذکر است که این گروه گرایش مذهبی و قومی و سیاسی خاصی ندارد و هرگونه تبلیغ عقیدتی و سیاسی در این گروه ممنوع است و فقط در زمینه اجتماع و فرهنگ با بررسی تمام عقاید و مذاهب فعالیت می کند. نوشته شده در تاریخ هفت آبان ماه 1385 توسط سینا |
لیست توصیفنامه ها19 آبان 86 - 11:28 | |
سلام
خوشحال میشم به اینجا سری بزنی و نظر بدی
http://pavaz-dar-oj.blogfa.com/ |
17 شهریور 86 - 10:41 | |
بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را بر عریانی دردهای خویش بگشاید. هر چند معنی آن جز رنج و پریشانی نباشد؛ اما کوری را هرگز بخاطر آرامش تحمل مکن..... |
27 مرداد 86 - 14:31 | |
از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است.
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت : سقوط سلسله ی قلب جوان.
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد.
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که پایان ندارد
|

























