لیست دوستان :: 37
لیست کلوبها :: 36
لیست توصیفنامه ها26 بهمن 85 - 23:51 | |
((فرازی از مناجات نامه ی کتاب مقدس قبیله ی ناواهو))
دوباره شب شده و من روی تخته سنگ کنار دریاچه نشسته ام وبه چهره ی ماه دراین شب تار که بر روی تلاطم آب افتاده است نگاه می کنم و شب با نگاه سرد و سیاه خودش به من نگاه مکیند و در عمق افکار من رسوخ کرده است و صدای زوزه ی گرگ ها از دور به گوش میرسد و تیر و کمان من روی چمن ها افتاده است.......آیا میشه ستاره ی قبیله ی فراموش شده ی من دوباره بدرخشد....آیا تو میتوانی آن ستاره ی روشن من در شب تار باشی..آیا می توانی؟...آیا می توانی؟
Ayor anosh'ni |
20 بهمن 85 - 22:34 | |
درد ها و غم ها را از خودت دور کن و به خودت افتخار کن..
تو از طرف رئیس قبیله میرودا از همینک جزو هم پیمانان ما برای باز پس گیری سرزمین مادریمان هستی...
Ayor anosh'ni |
20 بهمن 85 - 22:32 | |
پیام اول از طرف رئیس قبیله ((میرودا)) ::
>>>>>>>>>>>>>>>>>
وظایف اعضاء باید مشخص باشه چون ما راه سختی در پیش داریم..
بیابان های گرم و سوزان..گردنه های صعب العبور....کوهستان های سرد و برفی...و.....
ولی مطمئن باشید همه را پشت سر می گذاریم..
اسلحه ی ما ایمان و یقین است و اسلحه ی آنان توپ و تانک و تفنگ است....
پس در این میدان ما پیروز خواهیم شد...
پس به امید روزی که سرتاسر دنیا را در غرش شیران قبیله ی ناواهو حس کنیم..
Ayor anosh'ni |















