زیبایی... 5 مرداد 87 - 04:42 |
موسی مندلسون، پدر بزرگ آهنگساز شهیر آلمانی، انسانی زشت و عجیب الخلقه بود. قدّی بسیار كوتاه و قوزی بد شكل بر پشت داشت. موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد كه دختری بسیار دوست داشتنی به نام " فرومتژه " داشت. موسی در كمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد، ولی فرومتژه از ظاهر و هیكل از شكل افتاده ی او منزجر بود. زمانی كه قرار شد موسی به شهر خود بازگردد، آخرین شجاعتش را به كار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرین فرصت برای گفتگو با او استفاده كند. دختر حقیقتاً از زیبایی به فرشته ها شباهت داشت، ولی ابداً به او نگاه نكرد و قلب موسی از اندوه به درد آمد. موسی پس از آن كه تلاش فراوان كرد تا صحبت كند، با شرمساری پرسید: - آیا می دانید كه عقد ازدواج انسان ها در آسمان بسته می شود؟ دختر در حالی كه هنوز به كف اتاق نگاه می كرد، گفت: - بله، شما چه عقیده ای دارید؟ - من معتقدم كه خداوند در لحظه ی تولد هر پسری، مقرر می كند كه او با كدام دختر ازدواج كند. هنگامی كه من به دنیا آمدم، عروس آینده ام را به من نشان دادند، ولی خداوند به من گفت: - « همسر تو گوژپشت خواهد بود. » درست همان جا و همان موقع، من از ته دل فریاد برآوردم و گفتم: « اوه خداوندا! گوژپشت بودن برای یك زن فاجعه است. لطفاً آن قوز را به من بده و هر چی زیبایی است، به او عطا كن. » فرومتژه سرش را بلند كرد و خیره به او نگریست و از تصور چنین واقعه ای بر خود لرزید. ... او سال های سال همسر فداكار موسی مندلسون بود... ... ![]() |
لیست توصیفنامه ها17 تیر 87 - 21:20 | |
دست تقدیر ، دست توست
شیوانا از راهی میگذشت مرد جوانی را دید که با سر و صورت خاکی به سنگی تکیه داده و به شدت غمگین و به هم ریخته است . شیوانا کنار او نشست و جویای احوالش شد . مرد جوان گفت : دست تقدیر زندگی ام را به هم زد . ایام خوشی را در کنار خانواده ام داشتم ، اما تقدیر با من یاری نکرد و روزگارم را به هم ریخت .اکنون که همه چیزم را از دست داده ام دیگر هیچ امیدی به بهتر شدن زندگی ندارم چرا که میترسم دوباره شروع کنم و دوباره دست تقدیر زندگی ام را خراب کند .
شیوانا دستی بر شانه جوان زد و گفت : تقدیر به تو چه کار دارد جوان ؟ دست تقدیر طوری عمل میکند که نیت درونی تو دیکته میکند . دست تقدیر هر لحظه به قلب تو نگاه کرده و بر اساس نیت درونی و لحظه ای تو، دنیا و زندگی را برایت صفحه آرائی میکند . دست تقدیر به آینده تو کاری ندارد .
دست تقدیر منتظر است تا تو ارزویی در دل بگردانی و قدمی برداری و همانی شوی که واقعا میخواهی و بعد اوضاع و احوال را طوری برایت جفت و جور میکند که با انچه واقعا میخواهی مطابق شود . دست تقدیر چیزی غیر از دست تو نیست . پس وقتی خودت قصد و نیت برخواستن و دوباره ساختن را داری ، دست تقدیر هرگز نمیتواند مانع کار شود ، بر عکس به کمکت می آید و تو را همراهی میکند . دست تقدیر دست توست ! |
22 خرداد 87 - 00:17 | |
« صداقت عشق »
در زمانی که وفا قصه برف تابستان است و صداقت گل نایابیست ....و در آیینه چشمان شقایق ها ، عابر ظالم و بی عاطفه غم جاریست .
به چه کسی باید گفت که با تو خوشبخت ترینم ؟! |









