لیست کلوبها :: 21بیا برویم.... 10 آذر 86 - 23:10 |
برویم ای دوست کوله باری از عشق برداریم از اینجا برویم برویم دل به خدا بسپاریم پاک شویم و بشوئیم اندیشه خود را از رنگ نیک اندیشیم راست گوئیم راستی پیشه کنیم دل خود را به خدا بسپاریم زیبائیها را بستائیم و زشتی را از اندیشه خود پاک کنیم و حقیقت را هر کجا هست یار و یاور باشیم برویم دل به ره بسپاریم هر کجا پنجره ای بود بسته باز کنیم هر کجا رنگی غباری رنجی بود با نسیم عشق با بوی حقیقت بزدائیم پاکش بکنیم مرزها را بر چینیم هر چه ویرانیست آباد کنیم هر چه زشتی ست بسوزانیم جهان را از دروغ و رنگ از سیاهی ها برهانیم و دوباره با خدا آشنا سازیم مهربانی را در جهان مرده جار زنیم برویم رو به جنگل رو به صحرا بگذاریم و بگوئیم به خفاش تاریکی را دور سازد از خود همچنان حرباء را گوئیم شب زیباست و خدا را در شب بهتر می توان دید و بگوئیم به قرقی که کبوتر هم حق آزادی دارد.......... برویم ای دوست پای کوبی بکنیم و به آواز از خدا گوئیم و بگوئیم که او همه را آزاد می خواهد او نمی خواهد مرزی باشد غربتی باشد دردی باشد برویم ای دوست دارها را بر چینیم قربانگاه ها را ویران سازیمزندانها را بشکنیم و به جای آنها و به جای هر مرز گلزاری از انواع گلها بذر پاشیم آبیاری کنیم و جهان را آنگاه به تماشا بنشینیم و بگوئیم که خدا این را می خواهد............ |
لیست توصیفنامه ها23 تیر 87 - 00:17 | |
وقتی کسی رو دوست داری ، حاضری جون فداش کنی
حاضری دنیا رو بدی ، فقط یه بار نگاش کنی
به خاطرش داد بزنی ، به خاطرش دروغ بگی
رو همه چی خط بکشی ، حتی رو برگ زندگی
وقتی کسی تو قلبته ، حاضری دنیا بد بشه
فقط اونی که عشقته ، عاشقی رو بلد باشه
قید تموم دنیارو ، به خاطر اون می زنی
خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی
حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو
فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو
حاضری حرف قانونو ، ساده بذاری زیر پات
به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات
حاضری مسخرت کنن ، تموم آدمای شهرٍ
امّا نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر
حاضری هر جا که بری ، به خاطرش گریه کنی
بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی |
5 خرداد 87 - 09:09 | |
زیر خاکستر ذهنم باقی است
زیر خاکستر ذهنم باقی است
اتشی سرکش و سوزنده هنوز
یادگاری است زعشقی سوزان
که بود گرم وفروزنده هنوز
سخت جانی را بین که نمردم از هجر
مرگ صد بار به از بی تو بودن باشد
گفتم از عشق تو من خواهم مرد
چون نمردم ، هستم پیش چشمان تو شرمنده هنوز...........
|
5 خرداد 87 - 09:08 | |
زندگی دام نیست
زندگی دام نیست
عشق دام نیست
حتی مرگ دام نیست
چرا که یاران گمشده ازادند
ازاد و پاک
که می گوید ما یوس نباش ؟
من امیدم را در یاس یافتم
مهتابم را درشب
عشقم را در سال بد یافتم
وهنگامی که داشتم خاکستر می شدم ، گر گرفتم.........................
|













