لیست دوستان :: 37
لیست کلوبها :: 20شنل قرمزی 24 شهریور 86 - 02:48 |
شنل قرمزی یکی بود یکی نبود . غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود . یه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت : عزیزم چند روزه مادربزرگت موبایلش و جواب نمیده هرچی SMS هم براش میزنم باز جواب نمیده، online هم نشده چند روزه ، نگرانشم . چندتا پیتزا بخر با یه اکانت ماهانه براش ببر،ببین حالش چطوره . شنل قرمزی گفت : مامی امروز نمیتونم قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بریم دیزین اسکی . مادرش گفت : یا با زبون خوش میری ، یا میدمت دست داداشت گوریل انگوری لهت کنه . شنل قرمزی گفت : حیف که بهشت زیر پاتونه ، باشه میرم فقظ خواستین برین بهشت کفش پاشنه بلند نپوشین . مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بیان، می خوان ازت خواستگاری کنن واسه پسرشون . شنل قرمزی گفت : من که گفتم از این پسر لوس دکتر خوشم نمیاد ، یا رابین هود یا هیچ کس . فقط اون و می خوام . شنل قرمزی با پژوی آلبالوئی که تازه خریده از خونه خارج میشه . بین راه حنا دختری در مزرعه رو میبینه . شنل: حنا کجا میری ؟؟؟ حنا : وقت آرایشگاه دارم . امشب یوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن . شنل : ای نا کس حالا تنها میپری دیگه !! حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی درآوردی بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران میشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت نکردن . شنل : حتما اون دختره ایکبری سیندرلا هم هست ؟؟؟ حنا : آره با لوک خوش شانس میان . شنل : برو دختره .... ( به علت به کار بردن الفاظ رکیک غیر قابل پخش بود ) شنل قرمزی یه Take Off میکنه و به راهش ادامه میده . پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!! ماشینا جلوش نگه میداشتن اما به توافق نمی رسیدن و می رفتن ،میره جلو سوارش میکنه . شنل : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!! نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه با اون مرتیکه ...... راه افتادیم دنبال ننه فلان فلان شدمون . شنل : اون که هاج زنبور عسل بود . نل : حالا گیر نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرین رفت گرفتش . این دختره پرین هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بیرون زندگی هم که خرج داره . نمیشه گشنه موند . شنل قرمزی : نگاه کن اون رابین هود نیست ؟؟؟؟ کیف اون زن رو قاپید . نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کیف قاپی . جان کوچولو و بقیه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند میکنن . شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!! !! نل : اون دوتا رو هم ببین پت و مت هستن . سر چها راه دارن شیشه ماشین پاک می کنن . دخترک کبریت فروش هم چهار راه پائینی داره آدامس میفروشه . شنل قرمزی : چرا بچه ها به این حال و روز افتادن ؟؟؟؟ نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتیول شد .بچه مایه دار شدی . بقیه همه بد بخت شدن .بچه های این دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چیه .شخصیتهای محبوبشون شدن دیجیمون ها دیگه با حنا و نل و یوگی و ....خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن . ما هم مجبوریم واسه گذران زندگی این کارا رو بکنیم اخه این چه زندگی شده |
لیست توصیفنامه ها23 اردیبهشت 87 - 00:06 | |
آقا پسر شما همون نیستی که داشتی از در مرکزی رد میشدی با موبایلم حرف میزدی؟ |
23 اردیبهشت 87 - 00:02 | |
اقا پسر شما رو من یه جایی ندیدم ؟ |
22 اردیبهشت 87 - 23:58 | |
اون دوسستون شهرکیه خوشم ازش نمیاد ! بابا بزار شماره ندم دیگه D: |






















