__
لیست دوستان :: 16
لیست کلوبها :: 6
  • نام کلوب :مهندسی عمران
    نام انگلیسی : irancivil
    تاسیس : 8 دی 1383
    4749 عضو ، 987 بحث ، 57 آلبوم ، 101 مقاله ، 31 لینک

    مهندسی عمران

  • نام کلوب :مهندسی مکانیک
    نام انگلیسی : mechanical_eng
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    1311 عضو ، 218 بحث ، 6 آلبوم ، 1 مقاله ، 11 لینک

    مهندسی مکانیک

  • نام کلوب :احمد شاملو
    نام انگلیسی : shamlou
    تاسیس : 10 دی 1383
    9689 عضو ، 88 بحث ، 24 آلبوم ، 6 مقاله ، 4 لینک ، 1 نظرسنجی

    احمد شاملو

  • نام کلوب :فروغ فرخزاد
    نام انگلیسی : forugh
    تاسیس : 8 دی 1383
    11558 عضو ، 55 بحث ، 48 آلبوم ، 21 مقاله ، 12 لینک ، 4 نظرسنجی

    فروغ فرخزاد

  • نام کلوب :مهدی اخوان ثالث
    نام انگلیسی : m_ahavan
    تاسیس : 9 دی 1383
    4243 عضو ، 243 بحث ، 7 آلبوم ، 1 مقاله ، 2 لینک

    مهدی اخوان ثالث

  • نام کلوب :منتظران ظهور
    نام انگلیسی : pejman2007
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    5604 عضو ، 881 بحث ، 23 آلبوم ، 47 مقاله ، 4 لینک ، 5 نظرسنجی

    منتظران ظهور

هو
2 خرداد 87 - 22:22

بنام حق، بنام حقیقت و بنام خداوند ایثار و انصاف داور بر حق

بنام دوست که همه از اوست

بنام وجودی که وجودم ز وجود اوست

بنام آغاز و بنام پایان

بنام ابتدای آغاز و بنام غایت پایان

بنام تک صلیب کلیسای عشق

بنام یگانه بنام تنهاترین یگانه

بنام معبود و بنام یگانه معبود

بنام تک نوازنده گیتار هستی

بنام خداوند امواج خدای بر و بحر آفریدگار طلوع گرم و غروب سرد

بنام خداوند بهار و خزان

بهار گلریزان و

پاییز برگ ریزان

بنام خدای عشاق بنام تنها ماندگار و بنام آخرین پناه

بنام خداوند پاکیها بنام زلال بنام نظاره گر زشتیها تاریکیها سیاهیها

 

 

2988-b.jpg

عجب صبری خدادارد!

اگر من جای اوبودم همان یک لحظه اول که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان ،جهان را با همه زیبایی و زشتی به روی یکدگر ویرانه می کردم.

عجب صبری خدادارد!

اگر من جای اوبودم که می دیدم یکی عریان ولرزان ، دیگری پوشیده ازصد جامه رنگین زمین وآسمان را واژگون مستانه می کردم.

 

 

25gzd41.jpg

 

عجب صبری خدادارد!

اگر من جای او بودم که در همسایه صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم . نخستین نعره مستانه راخاموش آن دم برلب پیمانه می کردم.

عجب صبری خدادارد

اگر من جای اوبودم نه طاعت می پذیرفتم نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیزکرده پاره پاره درکف زاهد نمایان سبحه صددانه می کردم.

عجب صبری خدادارد!

اگرمن جای اوبودم برای خاطرتنهایی مجنون صحراگرد بی سامان هزاران لیلی نازآفرین راکوه به کوه آواره و دیوانه می کردم .

 

 

siir10164.jpg

 

عجب صبری خدادارد!

اگر من جای اوبودم به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان سراپای وجود بی وفا معشوق راپروانه می کردم.

عجب صبری خدادارد!

اگر من جای او بودم که می دیدم مشوش عارف عامی زبرق فتنه این علم آدم سوز مردم کش به جز اندیشه عشق و وفا، معدوم هر فکری دراین دنیای پرافسانه می کردم.

عجب صبری خدادارد!

اگر من جای او بودم

چرامن جای اوباشم؟ همان بهتر که او خود جای خود بنشسته وتاب وتماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق رادارد وگرنه من به جای او چو بودم یک نفس کی عادلانه سازشی باجاهل فرزانه می کردم؟

 

---

معلم پای تخته داد می­زد

صورتش از خشم گلگون بود

و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود

ولی ‌آخر کلاسی­ها

لواشک بین خود تقسیم می­کردند

وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می­زد

برای آنکه بی­خود های و هو می­کرد و با آن شور بی پایان

تساوی­های جبری را نشان می­داد

با خطی خوانا به روی تخته­ای کز ظلمتی تاریک

غمگین بود

تساوی را چنین بنوشت

یک با یک برابر هست

از میان جمع شاگردان یکی برخاست

همیشه یک نفر باید به پا خیزد

به آرامی سخن سر داد

این تساوی اشتباهی فاحش و محض است

معلم مات بر جا ماند

و او پرسید:

اگر یک فرد انسان واحد یک بود آیا باز

یک با یک برابر بود؟

سکوت مدهشی بود و سوالی سخت

معلم خشمگین فریاد زد:

آری برابر بود

و او با پوزخندی گفت:

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آن که زور و زر به دامن داشت

بالا بود

و انکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت

پایین بود

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آن که صورت نقره ­گون

چون قرص مه می­داشت

بالا بود

وان سیه چرده که می­نالید

پایین بود

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

این تساوی زیر و رو می­شد

حال می­پرسم یک اگر با یک برابر بود

نان و مال مفت خواران

از کجا آماده می­گردید؟

یا چه کس دیوار چین­ها را بنا می­کرد؟

 

london-tower.jpg

 

 

یک اگر با یک برابر بود

پس که پشتش زیر بار فقر خم می­شد؟

یا که زیر ضربت شلاق له می­گشت؟

یک اگر با یک برابر بود

پس چه کس آزادگان را در قفس می­کرد؟

 

prison.jpg

 

معلم ناله آسا گفت:

بچه­ها در جزوه­های خویش بنویسید:

هنوز بر روی زمین دیر است

یک با یک برابر نیست!

 

  • ارسال نظر (0)
__