دلم دوست نداره 2 خرداد 87 - 02:25 |
سر به سر دلم نذار دل دیگه دوستت نداره میخواد بره برای توخاطره رو جا بذاره
نذار به پای سرنوشت قصه ی این جدائی رو بگو که خوب یادت دادن رسمای بی وفائی رو
خط و نشون نکش برام دلم بی تو نمیمیره نگو که قسمت این بوده تا دلم اروم بگیره
برو نذار ثانیه هام بیشتر از این تلف بشن باغ قشنگ خاطره کویر بی علف بشن
بازم میگی دوستم داری ...مجبوری تنهام بذاری خوب میدونم عزیز دل داری بهونه میاری |
لیست توصیفنامه ها5 آبان 87 - 17:03 | |
Chetor be baroon mitoni begi nabar vaghty abr hast? Chetor be barg-ha mitooni begi nayoftin vaghty baad hast? Chetori man be ghalbam begam ashegh nasho vaghty to hasti? x x x |
28 مهر 87 - 16:59 | |
مادر می گوید:
ای دخــتر من بــاز کــه تو حــامله هـستی
یک بـــار دگـر مـنـتــظر قابــــله هسـتــی
بایـد که بـگـیــری جلــوی این شکمــت را
اینقدر چرا تو شکــمویـی دلــه هســـتـــی؟
دختر:
والله شــدم از دســـت خـودم پـاک کـلافــه
رفتــیـــم شـبی با پســری جــانــب کــافــه
دیـــدیم که آن کــافه شلــوغ است ز مـردم
گفتـیـم کـمـی هــــم بـــرویــم زیـر مــلافه
مادر:
حــیف از پــدر و مــادر ایـنقـدر نجیـبــت
افسوس که از حجب و حیا نیست نصیبـت
تشریــح بـکــن بود چـگونـــه جریـانــش؟
آخـر بـه چـه تـرتــیـب چنین داد فریـبــت؟
دختر:
او بر لب مـن بوســـه زد و لال شـدم مــن
حرفـی ز عروسی زد و خوشحال شدم من
من غرق خوشی بودم و در فکر عروسی
افســوس کـه یـک مرتـبـه اغـفـال شدم من
مادر:
انگـار کــه در وی زمین هــرچه بــلا بود
از روز ازل قســمــت مــا طــالع مــا بـود
ما چـاره نــداریــم کـنـون غـیــر شکـــایت
نامش چه بود آن پسرک اهـل کــجا بـــود؟
دختر:
ای مــادر مـــــن دور بـــود از تــو بـلـیّــه
بایــد بکنـــــم بنـــده یــکــی لیــست تهــیّّه
یا کــار حســـن بـوده و یـا کـار مـنوچـهــر
یا نـــاصــر و یـا ایــــرج و یا اینـکه بقـیه |
27 شهریور 87 - 17:51 | |
برای خریدن عشق هر کس هرچه داشت آورد دیوانه هیچ نداشت و گریست گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید اما هیچکس ندانست که قیمت عشق اشک است ! |











