__
لیست کلوبها :: 3
  • نام کلوب :میلان كوندرا
    نام انگلیسی : milankondra
    تاسیس : 27 دی 1383
    1181 عضو ، 71 بحث ، 12 آلبوم ، 8 مقاله ، 1 لینک

    میلان كوندرا

  • نام کلوب :داستان کوتاه
    نام انگلیسی : dastan_kotah
    تاسیس : 30 دی 1383
    1576 عضو ، 274 بحث ، 2 آلبوم ، 6 مقاله ، 12 لینک

    داستان کوتاه

  • نام کلوب :تنیس
    نام انگلیسی : teniss
    تاسیس : 30 دی 1383
    585 عضو ، 58 بحث ، 6 آلبوم ، 1 لینک

    تنیس

فریبا
11 اسفند 86 - 09:53

چشم هایم را که تووی تخت خواب باز می کنم ، او کنار دستم نیست . بوی حادثه می آید . می روم تووی پذیرایی . نوشته های دیشبم روی میز عسلی ولو ست . طوری نگاهش را رد می کند از من که بدانم اتفاقی افتاده . به جای جواب سلام می گوید ؛

-        این فریبا کیه ؟ ...

اول گیج می زنم . بعد یاد داستان نیمه کاره ی دیشبم می افتم . مثانه ام از شاش دارد می ترکد . نمی دانم باید خوشحال باشم از اینکه داستانم را خوانده یا نه . تووی دستشویی شورتم را پایین نکشیده رهایش می کنم . از طناب دار رها شده ام . یک نفس عمیق تمام سلول هایم را صفا می دهد . صدای ش از تووی هال می آید ؛

-        لب هاش مثل کوره بوده نه ؟ ...

می آیم تووی آشپزخانه درِ یخچال را بی خودی باز می کنم .

-        چی می گی عزیزم ؟ ... این یه داستانه ... زیر چاییو چرا روشن نکردی ؟

سیگارش را که آتش می زند فندک را پرت می کند وسط میز .

-        داستانه ؟ ... هه ... داستان ! ... گوشای منم مخملیه آخه ...

هوای سردی مور مور می شود تووی تنم . در یخچال باز مانده . می بندمش .  

-        بله عزیزم ... اتفاقیه که تووی داستان افتاده ... تووی ذهن ...

لبهای سردش لای دندان هایش بازی می کند . سیگارش را که هنوز به خاکستر ننشسته هی می تکاند تووی زیر سیگاری .

-        دیگه بدتر ... اگه آرزو شو نداشتی توو ذهنت اتفاق نمی افتاد ... اتفاق که همینجوری نمی افته ... تو اتفاقش می ندازی ...

از حرف " تو اتفاقش می ندازی " خنده ام گرفته . ورق ها را از جلوی دستش جمع می کنم .

-        خوبه ... همیشه از این چیزا بنویسم که بخونیشون پس ...

 

سوار ماشین که می شوم سرم مثل کوره دارد هورّه می کشد . با این داستان امشب از شام خبری نخواهد بود . دارم فکر می کنم امشب اگر فریبا بیاید باهاش بخوابم یا بکشمش . بهتر است بکشمش . و الا فردا شب هم باید سر بی شام بگذارم زمین ...

__