__
لیست دوستان :: 10
لیست کلوبها :: 94
  • نام کلوب :محمدعلی سجادی
    نام انگلیسی : sajadi
    تاسیس : 3 تیر 1384
    15 عضو ، 12 بحث ، 9 آلبوم ، 1 مقاله ، 7 لینک

    محمدعلی سجادی

  • نام کلوب :فروغ فرخزاد
    نام انگلیسی : forugh
    تاسیس : 8 دی 1383
    12073 عضو ، 56 بحث ، 48 آلبوم ، 21 مقاله ، 12 لینک ، 5 نظرسنجی

    فروغ فرخزاد

  • نام کلوب :سهراب سپهری
    نام انگلیسی : sohrab_sepehri
    تاسیس : 15 دی 1383
    13355 عضو ، 77 بحث ، 15 آلبوم ، 3 مقاله ، 4 لینک ، 1 نظرسنجی

    سهراب سپهری

  • نام کلوب :حافظ
    نام انگلیسی : hafeza
    تاسیس : 5 دی 1383
    8024 عضو ، 342 بحث ، 16 آلبوم ، 24 مقاله ، 9 لینک ، 1 نظرسنجی

    حافظ

  • نام کلوب :صادق هدایت
    نام انگلیسی : sadeghhedaayat
    تاسیس : 8 دی 1383
    5946 عضو ، 383 بحث ، 6 آلبوم ، 15 مقاله ، 12 لینک

    صادق هدایت

  • نام کلوب :پائولو کوئیلو
    نام انگلیسی : paulo
    تاسیس : 15 دی 1383
    5442 عضو ، 248 بحث ، 2 مقاله ، 2 لینک

    پائولو کوئیلو

فال در آرایشگاه
3 آذر 85 - 17:11

خانم آرایشگر می گوید از مشتریهای دائمی 144 است. ما نمی دانیم 144 چیست. آیا شماره تلفن اطلاعات شهری است؟ یا مثلا اطلاعات راهها یا ساعت یا پروازها یا شاید پلیس یا اورژانش.البته 144 هیچ کدام از اینها نیست. 144 شماره تلفن قران است. ابتدا مردی با صدای خوش به شما خوش آمد می گوید بعد شما می توانید انتخاب کنید که آیا عربی آیه را می‌خواهید بشنوید یا فارسی اش را یا هر دو را .بعد با زدن شماره سوره یک سوره را انتخاب می کنید . مرد به شما می گوید که این سوره چند آیه دارد و بعد شما یک شماره آیه را انتخاب می کنید . دیگر همه چیز معلوم است. آیه برایتان همراه با معنی پخش می شود. در آخر هم مرد از شما تشکر می کند به خاطر روحانی بودن دلتان سپاسگزار می شود و بعد تماس قطع می شود. نه تنها خانم آرایشگر با موهای 40 گیس بافته بلوند , تاپ تنگ بالای ناف و شلوار جین تنگ مشکی از مشتریهای هر روزه 144 است بلکه این مسئله کلا به همه کارکنان آن آرایشگاه سرایت کرده است. آنها معتقدند 144 بهترین راه برای فال گرفتن و استخاره است. آنها شماره ای را الکی انتخاب می کنند و بعد آیه ای را . کاملا به طور تصادفی. بعد سعی می کنند از معنی آن آیه بفهمند مثلا بچه خواهرشان دختر است یا پسر. یا مثلا امتحان قلم چی پسرشان خوب می شود یا بد می شود.آنها خدمات فال گرفتن را برای مشتریها هم انجام می دهند. خب بالاخره خرجی ندارد. همش یک شماره تلفن باید بگیری.


 

  • ارسال نظر (1)
لیست توصیفنامه ها
30 مرداد 86 - 08:24
شاعران و سیاستمداران شاعران كوچك حرفهای قدیمی را تكرار می كنند. شاعران متوسط به سلیقه مردم شعر می سرایند. شاعران بزرگ سلیقه مردم را می سازند. سیاستمداران كوچك مردم شهر را به جان هم می اندازند. سیاستمداران متوسط كشورها را به جنگ وا می دارند. سیاستمداران بزرگ جهان را به لجن می كشند. سیاستمداران كوچك از شاعران كوچك خوششان می آید. سیاستمداران متوسط شاعران متوسط را دوست ندارند. سیاستمداران بزرگ از شاعران بزرگ وحشت دارند.
17 فروردین 86 - 09:52
سلام دوست عزیز: باافتتاح کلوب تخصصی بل کلینیک گامی دیگربه تحقق آرزوهایمان نزدیک شدیم تاباحضورفعال وپررنگ وسبزشمادوستان درمسیرسلامتی وزیبائی همه دوستان وهموطنان گام برداریم وازتجربیات واطلاعات یکدیگراستفاده نموده وبهره مندشویم... آشنائی بامحصولات تخصصی کلینیکی کمپانی70ساله بل کلینیک BEL CLINIC(کلینیکCLINIQUE) *راهنمائی ومشاوره جهت مصرف صحیح محصولات درمانی پوست ومو* *!*اگراطلاعات وتجربه داری بیا به دیگران منتقل کن واگربه دنبال کسب اطلاعات پوستی هستی بیا سوال کن*!* هم اکنون منتظرحضورشمادراین کلوب هستیم واین دعوتنامه رابرای دیگردوستانتان ارسال نمائید... به امیددیدارسبزوفعال شمادرکلوب بل کلینیک مدیریت دفترمنطقه جنوب کشوروخدمات ومشاوره اینترنتی کمپانی بل کلینیک اسپانیا http://www.cloob.com/club.php?id=46848 yahoo messnger : belclinic_clinique فروشگاه اینترنتی درکلوب فروشگاه اینترنتی مستقل کلوب بل کلینیک پروفایل بل کلینیک سایت اصلی بل کلینیک ازخداوندمنان بهترین آزروهامخصوصاشادی وسلامتی وپیروزی درتمامی امتحانهای روزمره الهی راکه سیرتکامل شمادوست عزیزراخواهدداشت خواستاریم ضمنا این پروفایل حرفه ای وکاریست تا شخصی(سوءتفاهم نشود)!!
2 فروردین 86 - 00:45
و بیشتر از انچه باور کنی قلبم را شکسته اند ولی تو به من نه خیانت کردی نه قلبم را شکستی تو جگرم را آتش زدی زبانم می گوید به امید روزی که روزگارت تیره تر از پر کلاغ تلخ تر از غروب وغمگین تر از دم جدایی باشد اما دلم می گوید: به امید روزی که آشیانت بالاتر از آشیانه عقاب چشم انداز نگاهتزیباتر از بهشت و صد هزار پری کنیزت باشند چگونه فراموشت کنم ...... تو را که از خرابه های هرزگی به قصرسپید عشق هدایتم کردی........ که عاشقی بی قرار و یاری باوفا برای خویش ساختی تواهو بره ای شدی که دوستی گرگ را پذیرفتی و برای اشکهایش شانه هایت را ارزانی داشتی و با صداقت عاشقانه ات دلش را به درد آوردی چگونه فراموشت کنم .... تو را که سالها در خیالم سایه ات را می دیدم و طپش قلبت را حس می کردم و به جستجوی یافتنت به درگاه پروردگارم دعا می کردم که خدایا پس کی او را خواهم یافت چگونه فراموشت کنم تو را که همزمان با تولدت در قلبم همه را فراموش کرده ام دیگر تمام اسم ها برایم غریبه اند و همه خاطرات مرده اند دستم را به تومی دهم ... قلبم را به تو می دهم ..... فکرم را به تو می دهم بازوانم را به تو می بخشم ..... و شانه هایم را که دیگر نپرس با من غریبه اند و تمام لحظه ها تو را میخواهند و برای عطر نفس هایت دلتنگی می کنند چگونه فراموشت کنم تو را که قلم سبزم را به تو هدیه دادم تا حتی نوشته هایت نیز همرنگ نوشته هایم شوند پیشترها سبز را نمی شناختم یا بهتر بگویم ... با سبز رفاقتی نداشتم سبز را با تو شناختم ولی می خواهم که با یادت همیشه سبز بنویسم
__