حسین  , hossinhamzehei

حسین

 نــــا امیدم گــــــــر کنی میمیرم اما باز هم   در همان حالت که می میرم دعایت میکنم
حسین  , hossinhamzehei

حسین

مطالب
cloobid
hossinhamzehei
، 4 سال و 14 روز
مرد 33 ساله متاهل
فوق ليسانس ، کارمند


تبلیغات

حسین  , hossinhamzehei
عشق من
اگر زندگی فرصت دوباره متولد شدن به من بدهد
این بار زودتر تو را پیدا خواهم کرد
تا زمان طولانی تری عاشقت باشم
ادامه
99
کامنت بنویسید...
ﻧـﺻـﻳـﺑـﻫ   , eydi95
پنجشنبه 31 خرداد ، 15:54
ﻋﺎﺍﺍﻟــﯽ....
ادامه
مهدیس  , maryam_abadi
پنجشنبه 31 خرداد ، 14:12
بی نظیر بود
ادامه
  , sahar33333
پنجشنبه 31 خرداد ، 13:34
زیبااا بود
ادامه
حسین  , hossinhamzehei
حسین 4 روز پیش
نــــا امیدم گــــــــر کنی میمیرم اما باز هم در همان حالت که می میرم دعایت میکنم
کامنت بنویسید...
فــرزانه  , bahar64i
پنجشنبه 31 خرداد ، 13:14
زیبا
ادامه
حسین  , hossein52
چهارشنبه 30 خرداد ، 20:30
عالی....
ادامه
حسین  , hossinhamzehei
چهارشنبه 30 خرداد ، 19:39
ممنونم خانم سادات
ادامه
حسین  , hossinhamzehei
میخوام برات قصه بگم قصه ی آشنا شدن
عاشق شدن ، سكوت و غم قصه ی مبتلا شدن
میخوام برات قصه بگم، بگم از روزا و شبا
خون به دل ما میكنن اون آدمای پر جفا
گریه ی خون و درد وغم سكوت بین عقل و دل
نداره حرفی عاشقا ،عقلم شده بی آبو گل

قصه ی آشنا شدن، قصه ی آرزو شدن

یادم اومد غریبه ای ، تنها شدن تنها شدن
شب شد و من توی سكوت نگاه گرمت رو دیدم
میون تاریكی شب گریه ی چشماتو دیدم
اما تو ای رفیق خوب ، ندیدی گریه های من
اون روز و اون شب ندیدی گریه ی بی صدای من
اون كسی كه خوند تو چشات درداتو فهمید با نگاه
اون كسی كه دوست میداشت ، مواظبت بود با دعا
اون من بودم عزیزكم اما تو نشناختی منو
دعا میكردم واسه تو دعای اون مسافر رو
سفر به خیر مسافرم دعای من همراهته
نگاه من به آسمون دعای من به راهته
یادت باشه حرفای من، اون شب كه گفتم نازنین
كاشكی بدونی تو یه روز منظور من چی بودهمین
نمیتونم چیزی بگم وقتی پر از گلایه ای
منم پر از گلایمو نمونده حرف ساده ای
تنها سكوته بین ما، حرفی نمونده همزبون
گلایه هات زیاد شده از دست من ، نامهربون
ادامه
کامنت بنویسید...
حسین  , hossinhamzehei
چهارشنبه 30 خرداد ، 19:40
دوستان عزیز
ادامه
سمانه ش , somayejooon21
چهارشنبه 30 خرداد ، 18:11
عالی
ادامه
بــــــــــــــاران   , dapti
چهارشنبه 30 خرداد ، 17:56
ادامه
حسین  , hossinhamzehei
ای کاش احساسم گلی می بود
میریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یک پروانه پر میزد
رقصان به روی طاق ایوانت
ای کاش احساسم کبوتر بود
بر بام قلبت آشیان میکرد
از دست تو یک دانه برمیچید
عشقی به قلبت میهمان میکرد
ای کاش احساسم درختی بود
تو در پناه سایه اش بودی
یا مثل شمعی در شبت میسوخت
تو مست در میخانه اش بودی
ای کاش احساسم صدایی داشت
از حال و روزش با تو دم میزد
مثل هزاران دانه برفی
سرما به جان دشت غم میزد
ای کاش احساسم هویدا بود
در بستر قلبم نمی آسود
یا در سیاهی دو چشمانم
خاموش نمیگشت و نمی آلود
ادامه
کامنت بنویسید...
حسین  , hossinhamzehei
چهارشنبه 30 خرداد ، 19:42
سمانه خانم
ادامه
حسین  , hossinhamzehei
چهارشنبه 30 خرداد ، 19:41
سمانه خانم ممنونم
ادامه
حسین  , hossinhamzehei
چهارشنبه 30 خرداد ، 19:41
خانم سادات ممنونم
ادامه
حسین  , hossinhamzehei
اجازه هست به عشق تو، توی کوچه ها داد بزنم؟
روی پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؛
اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟
ماه و ستاره رو بازم فدای چشمونت کنم؛
اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟
بهت بگم عاشقتم، دوست دارم یه عالمه؛
اجاز هست بهت بگم عشق تو توی سینمه؟
جونمو هم به پات بدم بازم برای تو کمه؛
به من بگو، بگو به من، بگو منو دوسنم داری؟
بگو که واسه هوست پا روی دلم نمی ذاری
اجازه هست نگاهتو توی خاطرم قاب بکنم؟
چشمی که بدخواهمونه به خاطرت خواب بکنم؛
اجازه فریاد بزنم توی قلبمی تا به ابد؟
بدون اگه رسوا بشم بخاطرت خوبه نبرد؛
اجازه هست کنار تو به اوج ابرهام برسم؟
دست توی دستمو برم به فردا برسم؛
اجازه هست دریا بشم، کویرو پیومنه کنم؟
تو صدف دلم بشی، من توی دلت خونه کنم؛
اجازه هست یه لحظه باز توی چشات نگاه کنم؟
با یک نگاه بی ریا روی غمو سیاه کنم؛
اجازه هست ... فقط بگو؟؟اجازه هست!!
ادامه
کامنت بنویسید...
حسین  , hossinhamzehei
چهارشنبه 30 خرداد ، 19:43
سمانه خانم لطف میکنید
ادامه
حسین  , hossinhamzehei
چهارشنبه 30 خرداد ، 19:42
خانم سادات
ادامه
سمانه ش , somayejooon21
چهارشنبه 30 خرداد ، 18:15
آقا حسین چرا مطالب بلند یه ساعت پیچ شمام تموم.نمیشه
ادامه