__
لیست دوستان :: 32
لیست کلوبها :: 102
  • نام کلوب :وی اچ وان
    نام انگلیسی : vh1
    تاسیس : 6 مرداد 1385
    75 عضو ، 33 بحث ، 26 آلبوم ، 1 لینک

    وی اچ وان

  • نام کلوب :دانشگاه آزاد كرج
    نام انگلیسی : azad_karaj
    تاسیس : 28 دی 1383
    283 عضو ، 89 بحث ، 6 آلبوم ، 1 مقاله

    دانشگاه آزاد كرج

  • نام کلوب :منچستر یونایتد
    نام انگلیسی : manutd
    تاسیس : 4 دی 1383
    2429 عضو ، 1407 بحث ، 78 آلبوم ، 40 مقاله ، 3 لینک ، 59 نظرسنجی

    منچستر یونایتد

  • نام کلوب :پرسپولیس
    نام انگلیسی : persepolis
    تاسیس : 8 دی 1383
    24022 عضو ، 3869 بحث ، 59 آلبوم ، 18 مقاله ، 21 لینک ، 45 نظرسنجی

    پرسپولیس

  • نام کلوب :كتاب
    نام انگلیسی : book
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    7541 عضو ، 101 بحث ، 6 آلبوم ، 97 مقاله ، 88 لینک ، 1 نظرسنجی

    كتاب

  • نام کلوب :انجمن مهندسان مكانیك
    نام انگلیسی : mechengs
    تاسیس : 6 دی 1383
    3059 عضو ، 169 بحث ، 6 آلبوم ، 54 مقاله ، 42 لینک ، 2 نظرسنجی

    انجمن مهندسان مكانیك ایران

2001: A Space Odyssey
19 مهر 87 - 12:47

http://www.cs.bilkent.edu.tr/~david/sigart/2001_A_Space_odyssey.gif


2001 : اودیسه ای فضایی (استنلی کوبریک، ۱۹۶۸)، بی‌گمان برجسته‌ترین فیلم گونه داستان علمی است. نخستین سویه برجسته این فیلم، پشتوانه علمی دستمایه آن است. هرآنچه در فیلم می‌بینیم، در چارچوب دانش راستین روزگار ساخت فیلم شکل‌گرفته‌است؛ و فیلم، نه یک داستان پندارین و علمی‌نما (همانند دیگر فیلمهای این گونه)، بلکه یک متن علمی درست و پایبند به دانش واقعی زمان خویش است. این ویژگی، گذشته از جست‌وجوگری و کنجکاوی کمال‌گرایانه کوبریک، دستامد دانش و بینش علمی آرتور سی. کلارک است، که کتاب اودیسه فضایی، یکی از دهها داستان علمی اوست و در نوشتن فیلمنامه فیلم نیز، همکار کوبریک بوده‌است. اودیسه ...، فرآورده سالهای داغ و پر تنش مسابقه فضایی است (یک سال پس از ساخت فیلم بود که نخستین فضانوردان بر روی کره ماه پیاده‌شدند.). شاید از همین‌روست که بخش بزرگی از زمان فیلم، با نمایش مستندگونه زندگی فضانوردان در ایستگاههای فضایی، پرواز فضاپیماها، فرود بر روی کره ماه، ... سپری می‌شود؛ نمایشی که اگرچه دیدنی است، اما بیش از اندازه کشدار است، بیننده را خسته می‌کند و یکی از کاستیهای فیلم به‌شمارمی‌رود.

سویه دیگر ارزشمندی فیلم، نمایش سینمایی یکه و اندیشمندانه سرگذشت آدمی و فرایند دگرگونی و تکامل اوست. نخستین پاره فیلم، سپیده‌دم آدمی، از تاریک‌ترین ژرفناهای بی‌زمان پیشاتاریخ آغاز می‌شود. ۹ نمای ایستای پی‌درپی، برآمدن و فروشدن روزهای بی‌شمار را به‌نمایش می‌گذارند؛ تا دوربین در نمای دهم، با جنبشی آرام و نادیدنی، گروهی از آدم‌نماها را نشان‌دهد، که همراه چارپایانی چند، به دانه‌چینی و ریشه‌خواری سرگرمند. بامداد روزی دیگر، پیدایش پدیده‌ای ناشناخته - یک تخته‌سنگ سیاه تراشیده - زندگی آدم‌نماها را دگرگون می‌سازد: هسته گونه‌ای دانش آغازین به آنها ارزانی داشته‌می‌شود؛ آدم‌نماها می‌آموزند که چیزهای پیرامون خود (استخوانها) را، همچون ابزارهایی به‌کاربرند؛ و این رویداد، سرآغاز نخستین زایش آدمی است. با موسیقی ریشارد اشتراوس، نیچه را به‌یادمی‌آوریم که گفت: "... و در سپیده‌دم تاریخ، آدمی زایش دوباره یافت. چنین گفت زرتشت." دستیابی آدم‌نماها به ابزار، یا به‌گفته دیگر پیدایش جانور ابزارساز Homo Faber، گام نخست در راه آدم‌شدن، پیدایش انسان اندیشه‌ورز Homo Sapiens و چیرگی او بر زمین است. فیلم، با یک برش از نمای استخوان ابزارشده و چرخان آدم‌نما، به نمایی از یک فضاپیما در کیهان می‌جهد. این برش، فرایند چندصدهزار ساله دگرگونی آدمی از زیست جانوری دیرینه به هستی اندیشگرانه امروزی‌اش را، به گویاترین شکل فشرده می‌کند؛ و سرمستی او را، در پیروزی بر جهان پیرامون و در آستانه چیرگی بر کیهان، با والس دانوب آبی یوهان اشتراوس، جشن می‌گیرد.

اودیسه ...، در نمود بیرونی شکل گرفته‌اش، یک سنفونی دیداری - شنیداری یکه و بی‌مانند است. انگاره‌های نهاده در متن فیلم، در چارچوب معماری (طراحی صحنه) خودویژه جهان درون فیلم، که پس از گذشت ۳۵ سال، هنور نوآورانه می‌نماید؛ و صحنه‌پردازیهای سنجیده کوبریک و فیلمبرداری استادانه آن، نمودی شگفت‌انگیز یافته‌اند و فیلم، پس از بارها و بارها دیده‌شدن، همچنان دیدنی و تازه است.

در این میان، از گزینش و کاربرد هوشمندانه موسیقی متن باید یادکرد که به سومین و درخور درنگ‌ترین سویه ارزشمندانه فیلم، به درونمایه فلسفی - هستی‌شناختی آن برمی‌گردد. در این چارچوب، بخش آغازین و بخش میانی فیلم با نام ماموریت مشتری، زمینه‌چینی و پیش‌درآمدی بر بخش پایانی آن به‌دیده می‌آیند: فراسوی مشتری و سفر به بی‌کرانگی.


http://www.daviddarling.info/images/Space_Station_V.jpg


انگاره‌های نیچه‌ای پیدایش ابرمرد و برتری‌خواهی (اراده معطوف به قدرت)، که به‌شکل اندیشمندانه‌ای در لایه زیرین فیلم نهفته‌اند؛ و با کاربرد چندباره اوورتور چنین گفت زرتشت آشکار می‌شوند، در بخش پایانی فیلم، نمود بیرونی می‌یابند و نگرش ویژه کوبریک به جهان امروز را - که بر گونه‌ای بدبینی نیچه‌ای استوار است - پیش‌ رو می‌گذارند. در اینجاست که دو انگاره جداگانه اما همبسته خودمی‌نمایند. نخستین انگاره، به نگاه بدبینانه و نیچه‌ای فیلم به جهان پیشرفته و فناورانه بازمی‌گردد؛  که در متن فیلم، به‌شکل سرکشی رایانه هوشمند فضاپیما (هال ۹۰۰۰) و از کارانداختن آن نمود یافته‌است. انگاره دوم، که بازهم به نیچه برمی‌گردد اما کمی پیچیده‌تر و پوشیده‌تر است، دیدگاه خودویژه کوبریک درباره خدا و گوهر هستی‌شناختی آدمی است. نیچه، با گفتن "خدا مرده‌است"، بنیان فرهنگ و نگرش خردورزانه جهان غرب را سست کرد. کوبریک (در گفت‌وگوی بلندی با ماهنامه Playboy، همزمان با نمایش فیلم در ۱۹۶۸)، از نسبیت انگاره آدمی از خدا و دریافت او از گوهر آفریننده سخن گفته‌است. به‌گفته کوبریک، هر باشنده برخوردار از تراز هوشی و فناوری بالاتر، از دیدگاه آنهایی که در ترازی پایین‌تر هستند، می‌تواند در جایگاهی خداگونه بایستد. تخته‌سنگ سیاه همه‌جا پیدای فیلم، با آن شکل کالبدی پرداخته و تجریدی‌اش، همانا نمودی از آن باشنده برتر یا خداست. هربار پیدایش آن در فیلم، آغازگر فرایند نوین و پیشرفته‌ای در تکامل آدم زمینی می‌شود؛ پیوسته آدمی را راهبر و رهنمون می‌شود تا به پهنه‌های ناشناخته گام نهد. در این‌میان اما، گوهر هستی آدمی، همواره دست‌نخورده و دگرگون‌نشده به‌جا می‌ماند (آن اتاق آراسته به‌شیوه باروک سده ۱۸، نمودی از همین دگرگونی‌ناپذیری گوهر درونی آدمی و ناهمراهی آن با دگرگونیهای فناورانه بیرونی جهان پیرامون اوست.). به این‌سان، آدمی همواره به انگاره و دریافت خودیافته‌اش از خدا نیازمند است.


http://www.fodos.net/keywords/2001_A_Space_Odyssey/2001_A_Space_Odyssey_1.jpg


دیوید بومن، فضانورد تنهامانده اودیسه فضایی، در بازگشت از بی‌کرانه، به فرایند شتابان نابودی کالبدی خویش می‌نگرد؛ و این، سرگذشتی است که بر همه آدمها می‌رود. گوهر هستی او اما، نابود نشدنی است. آدمی بار دیگر و شاید در سپیده‌دم تاریخی دیگر، زایش دوباره می‌یابد، اما نه بر روی زمین، که در بی‌کرانگی میان ستارگان شناور در کیهان؛ و همراه با نوای موسیقی چنین گفت زرتشت، که بار دیگر فضای کیهانی را انباشته‌است، جاودانه می‌ماند.




منبع : http://mahdisadeghi24.blogfa.com


 

__