لیست کلوبها :: 79Az man be to goftan 14 بهمن 86 - 16:15 |
امپراتور كلمات: از راه كه رسیدی قلعه ات راساخته بودی.نشستی تو ی آن قلعه آبی بلند و پشت كردی به آدمها/به كوچه ها/به شهر و به حوض پر از ماهى@ نشستى پشت آن پنجره بسته كه هواى نمناك دوستى از آن عبورنمیكرد. همان شب بود كه روى تمام شیشه ها نوشتى: "عبور پرنده ممنوع" چشمهایت انگار دیگر رد هیچ ستاره اى را در آسمان دنبال نمى كرد. خورشید كه بالا مى آمد حتمآ هواى زندگى به سرت مى زند. هواى باغ حوض و سیب خنده.توى قلعه نه درختى سبز مى شد نه سیبى. قلعه تو چراغ هم نداشت.آخر در قلعه اى كه پر از تنهایى باشد شمع ها حتى ناى گریه كردن هم ندارند. |
لیست توصیفنامه ها3 فروردین 87 - 10:08 | |
تا رسیدن داناترین مشاوران یعنی زمان، صبر پیشه كنید
پریسلیز
|
28 بهمن 86 - 22:49 | |
تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم!
در آستان مرگ که زندان زندگی است
تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم
پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل
یک روز خنده کردم و عمری گریستم
|
25 بهمن 86 - 22:48 | |
salam 2ste man
az inke tavalode mano tabrik gofti mamnoon
bbbbuuuussss |















