__
لیست دوستان :: 2
لیست کلوبها :: 24
  • نام کلوب :زن، قدرتمندترین موجو
    نام انگلیسی : womenpower
    تاسیس : 26 آبان 1385
    206 عضو ، 28 بحث ، 3 مقاله

    زن، قدرتمندترین موجو کائنات

  • نام کلوب :فول هیپنوتیزم
    نام انگلیسی : hypnotism
    تاسیس : 26 خرداد 1385
    557 عضو ، 56 بحث ، 10 آلبوم ، 6 مقاله ، 4 لینک

    فول هیپنوتیزم

  • نام کلوب :علوم باطنی
    نام انگلیسی : oloombateni
    تاسیس : 18 آذر 1384
    1710 عضو ، 153 بحث ، 3 آلبوم ، 22 مقاله ، 16 لینک

    علوم باطنی

  • نام کلوب :علوم فراتر از باور - ان
    نام انگلیسی : oloomefaratarazbavar
    تاسیس : 29 دی 1383
    4182 عضو ، 233 بحث ، 1 آلبوم ، 43 مقاله ، 2 لینک

    علوم فراتر از باور - انرزی بدن

  • نام کلوب :آدم های شاخ
    نام انگلیسی : branch
    تاسیس : 3 شهریور 1385
    44 عضو ، 44 بحث ،

    آدم های شاخ

  • نام کلوب :روانشناسان
    نام انگلیسی : psy_logis
    تاسیس : 19 اسفند 1384
    196 عضو ، 22 بحث ، 8 آلبوم ، 20 مقاله ، 7 لینک

    روانشناسان

نظاره ی خاموش
16 اردیبهشت 87 - 21:16

nezareye khamush.bmp

 

تو رفتی، اما چشمهای پشت سرت را،

به راه من دوخته‌ای هنوز؟!

 

عزیزِ امروز، ناعزیز

چشمهایت را ببند...

این دستمال چشمهایم است كه

تو برایشان اقیانوس آورده بودی...

بگیرو چشمهای پشت سرت را ببند...

 

آی، ‌چقدر  دردم می‌آمد، وقتی

غرورم زیر دندانهای قلبِ بی‌مهرت

قِرِچ قِرِچ می‌كرد!

 

هشدار: دیگر قلبم را گاز نزن!

دندانهایت خُرد می‌شود!

 

این یك قدم را برگشتم

تا برای آخرین بار

فریاد بزنم:

 

* "دیگر رفتنت را بر‌نمی‌گردم

 

 

سرشانه‌هایم را حالا،

می‌توانم بالا بگیرم

از بس دلم سبك شده!

سینه‌ام خالی

نه بارِ غم،

كه فقط نفس می‌كشم،

رها....

 

گوشهایت كر شد؟!

می‌دانم!

خوب!

خیلی بلند داد زدم...

هر چه داد داشتم،

از تو ستاندم

...

در محكمة من تو محكومی!

 

 

....

راستی لبخندم كو؟؟؟

آنجاست، لبِ طاقچة شمعدانی‌ها

چقدر خاك خوردی لبخند جان...

بیا...

لبهایم خیلی بی گوشواره مانده بود....

 

آینه؟

اینجوری زیباتر نیستم؟!

 

 

 

 

پانویس:

 

راستی فلانی جان 3-2 به نفع من،

دیدی، چند ماه بعد آمد و

من هنوز برنگشتم،

الِاّ یك قدم!

 

 

 

  • ارسال نظر (0)
لیست توصیفنامه ها
14 اردیبهشت 87 - 18:26
شما فهمی عاشقانه و زیبا شناسانه از هستی دارید و با کلمات هنرمندانه نقاشی می کنید و با نتهای کلمات نغمه های نیایش می سازید... کوچه ای که خانه تو آن جا ست قرارگاه بی قراری های این روزگار ماست. ....AKO
16 فروردین 87 - 09:09
خدا رحمتت كنه دلم خیلی برات تنگ میشه. تو كدوم قبستون چالت كردن بیام عیادتت؟ تا كه بودی نبودی حالا هم كه نیستی بازم نیستی :دی
21 بهمن 86 - 19:25
سالها پیش زتو پرسیدم زندگی یعنی چه؟ شانه بالا زدی و زمزمه ای: یعنی هیچ. گفتمت هیچ چه معنا دارد؟ نگهی سرد به من کردی وگفتی: هیچ معنا دارد؟ گفتمت:مهر ووفا٬ عشق وصداقت هیچ اند؟ زهرخندی زدی وزمزمه ای: همه در شعر تو می گنجد نه در باور من. لرزیدم در ته چشم تو دنبال جوابی گشتم آن قدر سرد و تهی بود که سرمازده٬ یخ برگشتم. ومن امروز شکسته تن و جان به تو می اندیشم که چه صادق ماندی چه وفادار به آن زمزمه های دیروز. و چه دردی را من همه عمر خریدم وچه تاوانی بود به دل خسته من این که ندانستم تو به این((هیچ)) وفا خواهی کرد سلام خانومی.خیلی اتفاقی شما رو در یه کلوپ دیدم.چهرت خیلی شاد و جذاب بود خوشم اومد.بعد رفتم پروفایلتو دیدم بیشتر ازت خوشم اومد.دوست دارم جزو دوستام باشی.میشه؟ راستی وبلاگتم حرف نداشت.خیلی احساس همزاد پنداری بهت دارم.
__