__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 30
  • نام کلوب : بچه های باحال اصفهان
    نام انگلیسی : esf_child
    تاسیس : 5 اسفند 1384
    2987 عضو ، 28 بحث ، 21 آلبوم ، 32 مقاله ، 7 لینک ، 7 نظرسنجی

    بچه های باحال اصفهان

  • نام کلوب :روانشناسی جامعه
    نام انگلیسی : psychologymagazinesociety
    تاسیس : 1 اردیبهشت 1385
    580 عضو ، 73 بحث ، 5 مقاله ، 7 لینک ، 3 نظرسنجی

    روانشناسی جامعه

  • نام کلوب :گردشگران مهر اصفهان
    نام انگلیسی : walkmehr
    تاسیس : 4 فروردین 1385
    3568 عضو ، 57 بحث ، 56 آلبوم ، 21 مقاله ، 7 لینک ، 1 نظرسنجی

    گردشگران مهر اصفهان

  • نام کلوب :انرژی هسته ای
    نام انگلیسی : aeoi
    تاسیس : 19 خرداد 1385
    112 عضو ، 12 بحث ، 5 آلبوم ، 1 لینک

    انرژی هسته ای

  • نام کلوب :چهلستون اصفهان
    نام انگلیسی : 40sotun
    تاسیس : 24 آذر 1385
    186 عضو ، 24 بحث ، 3 آلبوم ، 3 لینک

    چهلستون اصفهان

  • نام کلوب :استقلالیا پرسپولیسیا
    نام انگلیسی : ss_pp
    تاسیس : 13 مرداد 1385
    690 عضو ، 25 بحث ، 8 آلبوم ، 2 نظرسنجی

    استقلالیا پرسپولیسیا

اشک زن
20 مرداد 87 - 17:28
یك پسر كوچك از مادرش پرسید: چرا گریه می كنی
مادرش به او گفت : زیرا من یك زن هستم .پسر بچه گفت: من نمی فهمم
مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هیچگاه نخواهی فهمید
بعدها پسر كوچك از پدرش پرسید : چرا مادر بی دلیل گریه می كند
پدرش تنها توانست به او بگوید : تمام زن ها برای هیچ چیز گریه می كنند
پسر كوچك بزرگ شد و به یك مرد تبدیل گشت ولی هنوز نمی دانست چرا زن ها بی دلیل گریه می كنند
بالاخره سوالش را برای خداوند مطرح كرد و مطمئن بود كه خدا جواب را می داند .او از خدا پرسید : خدایا چرا زن ها به آسانی گریه می كنند؟
خدا گفت زمانی كه زن را خلق كردم می خواستم كه او موجود به خصوصی باشد بنابراین شانه های او راآن قدر قوی آفریدم تا بار همه دنیا را به دوش بكشد. و همچنین شانه هایش آن قدر نرم باشد كه به بقیه آرامش بدهد
من به او یك نیروی درونی قوی دادم تا توانایی تحمل زایمان بچه هایش راداشته باشد ووقتی آن ها بزرگ شدند توانایی تحمل بی اعتنایی آن ها را نیز داشته باشد به او توانایی دادم كه در جایی كه همه از جلو رفتن ناامید شده اند او تسلیم نشود و همچنان پیش برود . به او توانایی نگهداری از خانواده اش را دادم حتی زمانی كه مریض یا پیر شده است بدون این كه شكایتی بكند ، به او عشقی داده ام كه در هر شرایطی بچه هایش را عاشقانه دوست داشته باشد حتی اگر آن ها به او آسیبی برسانند. به او توانایی دادم كه شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصیرات او بگذرد و همیشه تلاش كند تا جایی در قلب شوهرش داشته باشد.به او این شعور را دادم كه درك كند یك شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمی رساند اما گاهی اوقات توانایی همسر ش را آزمایش می كند وبه او این توانایی را دادم كه تمامی این مشكلات را حل كرده و با وفاداری كامل در كنار شوهرش با قی بماند
و در آخر به او اشك هایی دادم كه بریزد .این اشك ها فقط مال اوست و تنها برای استفاده اوست در هر زمانی كه به آن ها نیاز داشته باشد. او به هیچ دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشك می ریزد
خدا گفت : زیبایی یك زن در چشمانش نهفته است زیرا چشم های او دریچه روح اوست ، ودر قلب او جایی كه عشق او به دیگران در آن قرار دارد
لیست توصیفنامه ها
6 مرداد 87 - 09:19
عشق منی عزیزم خیلی دوست دارم
4 مرداد 87 - 17:57
نامه مادر غضنفر غضنفر جان سلام! ما اینجا حالمام خوب است. امیدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. این نامه را من میگویم و جعفر خان کفاش براید مینویسد. بهش گفتم که این غضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نرفته و نمیتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنویس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند. وقتی تو رفتی ما هم از آن خانه اسباب کشی کردیم. پدرت توی صفحه حوادت خوانده بود که بیشتر اتفاقا توی 10 کیلومتری خانه ما اتفاق میافته. ما هم 10 کیلومتر اینورتر اسباب کشی کردیم. اینجوری دیگر لازم نیست که پدرت هر روز بیخودی پول روزنامه بدهد. آدرس جدید هم نداریم. خواستی نامه بفرستی به همان آدرس قبلی بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلی را آورده و اینجا نصب کرده که دوستان و فامیل اگه خواستن بیان اینجا به همون آدرس قبلی بیان. آب و هوای اینجا خیلی خوب نیست. همین هفته پیش دو بار بارون اومد. اولیش 4 روز طول کشید ،‌دومیش 3 روز . ولی این هفته دومیش بیشتر از اولیش طول کشید غضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجیه که خواسته بودی را مجبور شدم جدا جدا برایت پست کنم. آن دکمه فلزی ها پاکت را سنگین میکرد. ولی نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توی کارتن مقوایی برایت فرستادم. پدرت هم که کارش را عوض کرده. میگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زیر دستش هستن. از کارش راضیه الحمدالله. هر روز صبح میره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهای اونجا رو کوتاه میکنه و شب میاد خونه. ببخشید معطل شدی. جعفر جان کفاش رفته بود دستشویی حالا برگشت. دیروز خواهرت فاطی را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مایو یه تیکه بپوشن. این دختره هم که فقط یه مایو بیشتر نداره،‌اون هم دوتیکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جایی قد نمیده. خودت تصمیم بگیر که کدوم تیکه رو نپوشی. اون یکی خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نمیدونم بچه اش دختره یا پسره . فهمیدم بهت خبر میدم که بدونی بالاخره به سلامتی عمو شدی یا دایی. راستی حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصیت کرده بود که بدنش را به آب دریا بندازن. حسن آقا هم طفلکی وقتی داشت زیر دریا برای مرحوم پدرش قبرمیکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده. همین دیگه .. خبر جدیدی نیست. قربانت .. مادرت. راستی:‌غضنفر جان خواستم برات یه خرده پول پست کنم، ‌ولی وقتی یادم افتاد که دیگه خیلی دیر شده بود و این نامه را برایت پست کرده بودم.
30 تیر 87 - 14:24
فراموش نكن ! ! ! . . 1. فراموش نکن: گاهی اشتباهی جزئی ، رشدی عظیم به همراه دارد! 2. فراموش نکن: انسان تنها موجودی است که قدرت خندیدن به او عطا شده است! 3. فراموش نکن: مردم هر روز خدا را می بینند ،فقط او را تشخیص نمی دهند! 4. فراموش نکن: انسان مانند رودخانه است،هر چه عمیق تر باشد ارام تر است! 5. فراموش نکن: شعله های بزرگ ناشی از جرقه های کوچک است!.
__