کلوب آی دی : niko_urmia نام : محمد رضا اشرفی تولد : 5 شهریور 1364 محل سکونت : Iran آذربایجان-غربی تبریز-ارومیه-کرمانشاه-همه جای ایران سرای من است. مرد ، مجرد
معلم پای تخته داد می زد صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود ولی آخر کلاسی ها لواشک بین خود تقسیم می کردند و آن یکی در گوشه ای دیگر "جوانان" را ورق می زد برای اینکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان تساوی های جبری را نشان می داد با خطی خوانا بر روی تخته ای کز ظلمتی تاریک غمگین بود تساوی را چنین نوشت , یک با یک برابر است . از میان جمع شاگردان یکی برخاست همیشه یک نفر باید به پا خیزد ... به آرامی سخن سر داد : تساوی اشتباهی فاحش و محض است نگاه بچه ها ناگه به یک سو خیره گشت و معلم مات بر جا ماند و او پرسید :اگر یک فرد انسان , واحد یک بود آیا باز یک با یک برابر بود ؟ سکوت مدهشی بود و سئوالی سخت معلم خشمگین فریاد زد : آری برابر بود و او با پوزخندی گفت : اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه قلبی پاکی و دستی فاقد زر داشت پایین بود اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه صورت نقره گون , چون قرص مه می داشت بالا بود وان سیه چرده که می نامید پایین بود اگر یک فرد انسان واحد یک بود این تساوی زیر و رو می شد حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود نان و مال مفت خواران از کجا آماده می گردید ؟ یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟ یک اگر با یک برابر بود پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟ یا که زیر شلاق در می گشت یک اگر با یک برابر بود پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟ معلم ناله آسا گفت : بچه ها در جزوه های خویش بنویسید: