لیست دوستان :: 29
لیست کلوبها :: 14
لیست توصیفنامه ها29 آبان 86 - 18:39 | |
من زنده بودم اما
انگار مرده بودم
از بس که روزها را
با شب شمرده بودم
یک عمر دور و تنها
تنها به جرم این که
او سر سپرده می خواست
من دل سپرده بودم
یک عمر می شد آری
در ذره ای بگنجم
از بس که خویشتن را
در خود فشرده بودم
در آن هوای دلگیر
وقتی غروب می شد
گویی بجای خورشید
من زخم خورده بودم
وقتی غروب می شد
وقتی غروب می شد
کاش آن روزها را
از یاد برده بودم................محمد علی بهمنی |
4 آبان 86 - 12:01 | |
زندگی جز آموختن نیست
هرکجا هستی باش یاد بگیر
یاد بگیر تا تکراری نباشی
یدان زندگی گنجینه ی پند است
اگر نیاموزیم بی گمان به پندی برای دیگران تبدیل خواهیم شد ...
لطفا صندق پیامتونو خالی کنید |



















