لیست کلوبها :: 11621 اردیبهشت 86 - 20:54 |
حکایت جالبی است که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند!
ازش پرسیدم چقدر دوستم داری؟ گفت به اندازه شكوفههای بهاری. و چه راست میگفت چون شكوفههای بهاری مهمون دو روز بودن
ساده بودن اما نه ساده لوح بودن آرامش داشتن اما نه بی خیال بودن با شهامت بودن اما نه بی گدار به آب زدن همه اینها هنر زندگیست. |
لیست توصیفنامه ها29 آبان 86 - 11:24 | |
راه دوری نیست.
كافی است از كنار این ردیف درختان بیایی.
تا انتهای این جاده بیایی.
گم نمی شوی. راه دیگری نیست.
میان بر نمی شود زد.
اگر پاییز باشد برگهای خشك زیر پایت صدا می كنند.
شاید هم زمستان باشد و برف باریده باشد
و جای پایت روی برفها بماند.
راه دوری نیست.
ردیف درختان نمی گذارد گم شوی.
1این همان جاست كه من كنارش ایستاده ام.
همان جا كه سر راه هیچ كس نیست.
راه دوری نیست.
اما دیر شده است.
دور نیست اما دیر شده است
|
14 شهریور 86 - 10:30 | |
یعنی باید باور كنم دیگه نیستی؟
یعنی باید باور كنم؟
چه جوری می تونم اون همه خاطراتت و یه شبه پر پر كنم؟
یكی دو روز نیست
آخه صحبت یه عمر كه دارم برای تو می میرم
می دونم محال بدون تو نمی تونم یه لحظه رو سر كنم
اگه منو دوستم نداری كه اینجوری می ذاری میری بی خیال ما میشی
مگه فكر كردی من بازیچه ام كه یه روز می گی دوستم داری و فرداش می ری
آخ چه جوری باور كنم رفتن تو برام مرگ بدون تو نمی تونم
یكی اومد به جای من افتادم از چشمای تو نگو لایق تو نبودم |
13 شهریور 86 - 19:05 | |
ببخش اگه تو قصه مون ، دو رنگ و نا مرد نبودم
ببخش که عاشقت بودم ، خسته و دل سرد نبودم
ببخش که مثل تو نشد خیانت رو یاد بگیرم
اگر که گفتم به چشمات بزار واسه تو بمیرم
ببخش اگه تو گریه هام دورنگی و ریا نبود
اگر که دستم مثل تو با کسی آشنا نبود
ببخش اگر تو عشقمون کم نمیزاشتم برات
ببخش که یادم نمیره اون روزای پاییزی رو
لیاقت دستای تو بیشتر از این نبود عزیز
نه ، نمی خوام گریه کنی برای من اشکی نریز
لیاقت چشمای تو نگاه پاک من نبود
|














