آسو آزادی , hejratesang

آسو آزادی

 از همه گذشتم کاش می توانستم به خودم برسم.
آسو آزادی , hejratesang

آسو آزادی

مطالب
cloobid
hejratesang
، 3 سال و 3 ماه و 13 روز
مرد 34 ساله مجرد
فوق ليسانس ،

رسانه ها

  • کلوب دات کام , recreation
  • رپـفـا , rapfaz
  • بلوک13 , b_lok13
  • چندلحظه زندگی , chandlahzehzendgi


تبلیغات

سحر ستاره , gharib_deltang
نوشته سحر برای آسو 3 سال پیش
salam azizam tavalodet mobarakkkkk
ادامه
99
آسو آزادی , hejratesang
آسو 3 سال پیش
از همه گذشتم کاش می توانستم به خودم برسم.
آسو آزادی , hejratesang
خیال می‌کنم لاغرتر شده‌‌ام. اما چطور؟
بر شصت راستم
آثار سگ و اسب دارم،
یکی از چاقوی اسب‌دوانی،
دیگری با دندان سگ.
زندگی پیش می‌رود با زخم‌ها
و دل،
گورستان دسته‌جمعی سرگشوده‌ایست
پر از لای و لجنِ اشک‌
ریشه‌های نازکی که به هم می‌خورند
در باد.
همیشه در پاییز
موقع کشتار قرقاول‌ها
با چهار سگ به سواری می‌روم
پنجمی مثل اسبی لاغر
چهارنعل می‌‌رود در قلاده
وقتی بادی سرد
می‌دود بر جنگل
و در مزارع
آتش‌‌های محفوظ می‌سوزند.
پس مرکب مرگ
وحشی‌ست
کوچک و خشمگین.
و باد پاییز
سرخ چون خون،
ادامه
آسو آزادی , hejratesang
کبوتر اشتباه کرده است.
چه اشتباهی.
سوی شمال رفت، به جنوب رسید.
فکر کرد گندم، آب است.
چه اشتباهی.
فکر کرد دریا، آسمان است
و شب، بامداد.
چه اشتباهی.

ستاره ها، قطره های شبنم،
و گرما، برف
چه اشتباهی.

که دامن ات، پیراهنش بود،
و دل ات، لانه اش.
چه اشتباهی.
(او بر ساحل خوابید،
تو بر بالای شاخه ای.)
ادامه
آسو آزادی , hejratesang
آسو 3 سال پیش
بهترین خبر همانا بی خبریست!