پاییز 18 آذر 86 - 18:48 |
زردی اش اولین چیزی است که با خود می آورد. و بارانش که زردی را می شوید و هاله ای از آبی به آن می بخشد زیباترین پدیده ی پاییز است. پاییز فصل دلتنگی ها تنهایی ها خستگی ها فصل خاطره ها و یاد ها فصل فریاد ها فصل تامل های عمیق فصل رفتن ها گم شدن ها مردن ها... پاییز آمده است و زردی اش را با خود آورده است و سردی اش را اولین برگی که زرد می شود و می افتد حتما باید خیلی خسته بوده باشد که با وزیدن اولین نسیم بر خود می لرزد و آرام و بی صدا و با فریاد هایی که در گلویش خفه شده می افتد و با گذر اولین رهگذری که انسان است می میرد. و معمولا هرگز کسی دلش برای اولین برگ قربانی شده نمی سوزد. اولین برگ همیشه تنهاترین برگ است. یادم باشد امشب برای تمام برگ هایی که دیروز مرده اند و امروز میمیرند و فردا خواهند مرد در اتاقم شمع روشن کنم. |
لیست توصیفنامه ها24 دی 86 - 11:12 | |
یه روز به هم می رسیم دست همو می گیریم
برای هم می مونیم با همدیگه می میریم
تموم میشه فصل انتظار فصل سرد جدایی
شکوفه ها در میان بهار آشنایی
مگه ما چه کردیم که از هم بمونیم جدا
من تو دیار غربت چشم انتظار فردا
آخه فردا چی میشه وقتی با هم نباشیم
آی آدما نمی خوایم از همدیگه جدا شیم
می خوایم که مال هم شیم با کسی کار نداریم
وقتی دلامون پره با همدیگه بباریم
آهای خدا از اون بالا بشنو صدای خستمو
تموم حرفای منو درد دل شکستمو
بمون می گن که حق عاشق شدن ندارین
باید شما جدا بشین پا رو عشقتون بزارین
ما دوتا باز می مونیم به پای عهد و پیمون
به همدیگه می رسیم حتی به قیمت جون
|









