لیست کلوبها :: 25راننده... 23 اردیبهشت 87 - 09:56 |
همچنان پای پیاده به دنبال یک سوار میگردم که مرا در مسیری بگذارد
و از در به دری در کوچه های ذهن مرا رهایی بخشد
حرف هر راننده ای را که میشنوم متوجه میشوم که مسیر او به مسیر ذهن
من نمی خورد
حال باید همچنان بروم و به دنبال چیزی برای سوار شدن بگردم
همچنان میروم ولی وسیله ای برایم نمی ایستد
نمی خواهم که در سرمای شب تنها بمانم
چند شبی را گذراندم حالا واقعا نا امیدم دیگر پاهایم توانایی راه رفتن ندارن
در این فکرم که بهتر بود اصلا شروع به راه رفتن نمیکردم
شاید بهتر بود هر مسیری را که هر راننده ای میرفت من هم سوار میشدم
هیچ کسی مانند من فکر نمیکند و من باید همچنان منتظر باشم به کسی
برخورد می کنم که او هم مانند من منتظر است ٬ با هم آشنا می شویم
حالا متوجه شدم که نیازی به راننده و وسیله ندارم
قرار شد هر دو با پای پیاده ولی با هم باشیم
ممنونم راننده ی پیاده |










