گدای خانه  زهرا  زهرا , hasti_amir

گدای خانه زهرا زهرا

 ا میان عمر خود خیلی برادر دیده ایم در وفاداری ولی عباس چیز دیگریست  فرا رسیدن تاسوعای حسینی تسلیت باد.
گدای خانه  زهرا  زهرا , hasti_amir

گدای خانه زهرا زهرا

مطالب تصاویر 91
cloobid
hasti_amir
، 6 سال و 8 ماه و 5 روز
زن 32 ساله مجرد
ديپلم دبيرستان ،

آلبوم تصاویر

91 تصویر ...

morebox img

رسانه ها

  • گــل نــرجــس , Amarylliss
  • مسجد مقدس جمکران , masjeemogadase_jamkaran
  • 92 رسانه

    morebox img


تبلیغات

گدای خانه  زهرا  زهرا , hasti_amir
۱۸ غذای نذری ایرانیان در تاسوعا و عاشورای حسینی
ادامه
99
گدای خانه  زهرا  زهرا , hasti_amir
انتقاد مجری شبکه خبر از آرایش‌های زیاد و عجیب در این روزها
ادامه
گدای خانه  زهرا  زهرا , hasti_amir
دل اگر نذر حسین است، خریدن دارد
اشک اگر مال حسین است که ریختن دارد
همه عالم و آدم به فدایت ارباب
غم ارباب به دلها چه کشیدن دارد
شهادت غریبانه امام حسین(ع) و یاران با وفایش تسلیت باد.
ادامه
گدای خانه  زهرا  زهرا , hasti_amir
امام حسین (ع) در شب عاشورا به چه علت از دشمن مهلت می‌خواهد؟
پس از بى نتیجه ماندن راه هاى مسالمت آمیز و تسلیم ناپذیرى امام حسین(علیه السلام)، عمرسعد براى گرفتن بیعتاجبارى و یا کشتن امام و یارانش در عصر تاسوعافرمان حمله را صادر کرد. با این فرمان هزاران تن سواره و پیاده به سمت اردوى اباعبدالله(علیه السلام) روانه شدند، صداى همهمه آنها در بیابان کربلا پیچید و به گوش لشکریان امام(علیه السلام) رسید.
حضرت عبّاس بن على(علیه السلام) محضر امام(علیه السلام) شرفیاب شد و عرض کرد: «اى برادر! دشمن بدین سو مى آید».
امام حسین(علیه السلام) برخاست و فرمود: «یا عَبّاسُ! اِرْکَبْ بِنَفْسِی اَنْتَ ـ یا اَخِی ـ حَتّى تَلْقاهُمْ فَتَقُولَ لَهُمْ: ما لَکُمْ؟ وَ ما بَدالَکُمْ؟ وَ تَسْاَلْهُمْ عَمّا جاءَ بِهِمْ؟»; (اى عبّاس! جانم به فدایت اى برادر! سوار شو و برو از آنها بپرس! هدف آنها چیست؟ چه روى داده است؟ و بپرس: چه دستور تازه اى به آنان داده شده؟).
«قمر بنى هاشم» عبّاس، با بیست سوار که زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر از جمله آنان بودند، در برابر سپاه دشمن آمد و پرسید: «شما را چه شده است؟ و چه مى خواهید؟».
گفتند: به تازگى فرمان امیر به ما رسیده است که به شما بگوییم یا حکم او را بپذیرید (به طور کامل تسلیم شوید) یا آماده کارزار باشید.
عبّاس فرمود: «شتاب مکنید تا نزد (برادرم) ابى عبدالله(علیه السلام) بروم و پیام شما را به ایشان برسانم».
آنان پذیرفتند و گفتند: «پیام ما را به ابى عبدالله(علیه السلام) برسان و پاسخش را به ما ابلاغ کن».
عبّاس(علیه السلام) به تنهایى نزد امام(علیه السلام) برگشت و ماجرا را به عرض رساند و همراهانش همانجا (در برابر سپاه دشمن) ماندند و به نصیحت سپاه ابن سعد پرداختند.
هنگامى که عبّاس(علیه السلام) پیام ابن سعد را به عرض امام(علیه السلام) رساند، امام(علیه السلام) به برادر خطاب کرد و فرمود: «اِرْجَعْ اِلَیْهِمْ فَاِنِ اسْتَطَعْتَ اَنْ تُوَخِّرَهُمْ اِلى غُدْوَه وَ تَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِیَّهَ لَعَلَّنا نُصَلِّىَ لِرَبِّنَا اللَّیْلَهَ وَ نَدْعُوهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ، فَهُوَ یَعْلَمُ اَنِّی کُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاهَ لَهُ وَ تِلاوَهَ کِتابِهِ وَ کَثْرَهَ الدُّعاءِ وَ الاِسْتِغْفارِ»; (نزد آنان برگرد، چنانچه توانستى از آنان بخواه که جنگ را تا سپیده دم فردا به تاخیر بیاندازند و یک امشب را مهلت بگیر، تا در این شب به درگاه خداوند نمازبگذاریم و به راز و نیاز و استغفاربپردازیم. خدامى داند که من نمازِ براى او و تلاوتکتابش (قرآن) و راز و نیازِ فراوان و استغفاررا دوست دارم).
عبّاس(علیه السلام) سوار بر اسب به سمت دشمن برگشت و هنگامى که رو در روى سپاه قرار گرفت، به آنان خطاب کرد و فرمود: «اى مردم! ابا عبدالله(علیه السلام) یک امشب را از شما مهلت مى خواهد».
پس از این سخن، در میان سپاهیان عمر بن سعد گفتگوهایى ردّ و بدل شد تا آن که عمرو بن حجّاج زبیدى گفت: سبحان الله! به خداسوگند! اگر اینان از مردم دیلم (کفّار) بودند و از تو چنین تقاضایى مى کردند، سزاوار بود که بپذیرى. قیس بن اشعث گفت: «درخواست آنها را بپذیر، به جانم سوگند! که آنان بیعتنخواهند کرد و فردا با تو خواهند جنگید». ابن سعد گفت: به خداسوگند! اگر بدانم که چنین کنند هرگز این شب را به آنان مهلت نمى دهم!
در روایتى از على بن حسین(علیه السلام) آمده است که فرمود: «فرستاده عمرسعد نزد ما آمد و در جایى که صدایش به گوش مى رسید ایستاد و گفت: «ما تا فردا به شما مهلت مى دهیم، اگر تسلیم شدید شما را نزد عبیدالله بن زیاد خواهیم برد و اگر سرباز زدید، از شما دست نخواهیم کشید.
ادامه
گدای خانه  زهرا  زهرا , hasti_amir
اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ
ادامه