مگه میشه در یک جمله بیان کرد..اما:
بیرکیبریت دنه سیم" دیمه" توخونمامنه " آلیشارام /یانارام
بیر توز توتموش آینایام "غافیل ال ورما منه یئره دوشوب /سینارام
بیر کاساسرین سویام"سویوق باخما اوزومه " بوز باغلارام /دونارام
آلیشدیر یاندیر منی"-سال یئره سیندیر منی " بوز گیبی دوندارمنی"
** (( آما منیم عزیزیم بیر کره دیندیر منی))**
--هم درد فریاد و دلدار آهم
+هم کیش کوهستان در پای چاهم
+تاریک تاریکم در قلب ظلمت
+همزاد خورشید و همراه ماهم
+با آنکه راهی نیست تا منزل دوست
+دردی به دل دارم گمراه راهم ...
پيام ضروري
برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای كمال...!!!!! بنگر... كه چگونه می افتی...؟؟؟ چون برگی زرد یا سیبی سرخ...؟؟؟
**(افتادگی آموز "اگر طالب فیضی..
هرگز نخورد آب "زمینی که" بلند است.)**
+*(به انداره آرزوهایت ، تلاش كن و یا به اندازه تلاشهایت ، آرزو كن)+*
کـــــــــــــــــاش میشد لحظه هارا قـــاب کرد
کـــــــــــــــــاش می شد اشک را تهدیـد کرد
فـــــــرصـــت لــبـخـــــــــند را تــمـدیـد کـــــرد
کــــــــــــــــاش می شد در میان لـــحظـه ها
لحظه دیدار را نـــــــــــــــــــــــــــــزدیـک کـرد؟....
وضعیت
مرد33 ساله مجرد
تولد
30/شهریور/1354
سن کلوبی
1 سال و 11 ماه و 20 روز
جنسيت
مرد
سيگار
نميکشم
علت عضويت
شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر
زندگي با
با والدين
تحصيلات
ليسانس
شغل
mdr..a.m.l
اطلاعات اضافي
خدایا مرا ان deh که ان beh
((*ماهی لب تشنه را اندیشه قلاب نیست*))
نیست رنگی که بگوید بامن.... اندکی صبر .سحر نزدیک است.
وقتیکه برگ های پاییز را زیر پایت له می كنی" یادت باشه همون برگها روزی به شما" نفس تازه هدیه می كردن ...
سلام به همه جمع صمیمی دوستان کلوبی...پایدار و سربلند باشید در پناه حق...
غضنفر دیر میرسه سر کلاس، یه خورده بعد هم خوابش میبره و صدای خرو پفش حسابی در میاد معلمه دیگه طاقت نمیآره سرش داد میزنه میگه: ببین اینجا کلاسه , نمی تونی اینجا بخوابی غضنفرمیگه: اگه شما اینقدر سرو صدا نکنید، میتونم..
توی کلاس آموزشی ارتش، فرمانده می پرسه کی میدونه فرق ترس با احتیاط چیه؟سرباز میگه: وقتی یک فرمانده میترسه و عقب نشینی میکنه عملش احتیاط محسوب میشه. ولی اگر همین کار رو یک سرباز بکنه، عملش ترس حساب میشه..
غضنفر با قایقش وسط دریا بوده، یک یارو رو در حال غرق شدن میبینه، بهش نزدیك میشه، میپرسه: داری غرق میشی؟یارو بزور سرشو از آب درمیآره میگه: آره، چطور مگه؟
یک معتاده میره دوره سربازی، همون صبح روز اول یارو سرگروهبانه شروع میکنه به دستور دادن نرمشهای بدنی و دویدن و … میبینه معتاده خیلی آرومه و هیچ کاری نمیکنه، خلاصه واسه اینکه هم حال اینو بگیره و هم به بقیه درسی بده ، به معتاده میگه باید 10 بار دور میدون بدویی، بعدشم بیای اینجا 50 تا شنا بری, بعدشم 50 تا بارفیکس بری بعدشم از اینجا تا میله پرچم سینه خیز بری یارو معتاده به سرگروهبانه میگه: جناب شروان، مگه دوره شرباژی , شش شال شده..
غضنفر بچه اش درس نمیخونده میخواسته تهدیدش کنه میگه: اگه درس نخونی میفرستمت حوزه علمیه بری آخوند بشی
از لره می پرسن: اگه گفتی کی به همه محرمه؟ یک خورده فکرمیکنه میگه: سوپر مارکت سر کوچه! میگن: چرا؟میگه: چون به همه شیر میده
زن و شوهری تو تئاتر نشسته بودند و مرتب با هم پچ پچ میكردند. یک مرده از ردیف عقب با حالت اعتراض، به شوهر میگه: آقا، ما حتی یك كلمه هم نمی فهمیم, مرده با عصبانیت میگه: اصلا” به شما هیچ ربطی نداره كه من و زنم به هم چی میگیم..
زن: تموم بچه ها عقلشون رو از من به ارث بردن. مرد: … حق با تست، چون عقل من سر جاشه
اصفهانی میره خدمت سربازی...وقتی مرخصی میاد...بابا و داداششو با کلی ریش میبینه "میزنه زیر گریه و میگه:چی شده؟من طاقت ندارم..باباش میکه کره خر چرا ریش تراشو با خودت برده بودی...
((کمربند شلوار ضامن سلامتی شماست)) روابط عمومی شهرداری قزوین
میدونی فرق شما با فرغون چیه:فرغون گل میبره "شما دل میبری