| کلوب آی دی | hasrateparvaaz ، سن کلوبی : 5 سال و 3 ماه و 17 روز |
| درباره من | من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است راه دل خود را نتوانم که نپویم... . فریدون مشیری |
| وضعیت | مرد23 ساله مجرد متولد 5/فروردین/1368 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Iran ، یزد ، یزد |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | تماس با آشنايان و دوستان |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | ديپلم دبيرستان |
| شغل | دانشجو |
| اطلاعات اضافي | مغز متعصب مانند مردمک چشم می ماند... هرچه بیشتر به آن نور بتابد تنگ تر می شود ! |
| قد | 175-180 |
| وزن | 65-70 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، جدي ، خشک ، دوستانه ، شلوغ ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | جين ، معمولي |
| تاریخ عضویت | 4 آبان 1385 ساعت 02:09 |
| علایق | ایران... ایران ... ایران... موسیقی ... موسیقی ... موسیقی ... شعر ... شعر ... شعر... |
| ورزش | دوچرخه سواری، شنا، سوارکاری |
| کتاب | خیلی کتاب ها ارزش خوندن دارن... |
| موسيقي | هر چیزی که ارزش گوش کردن داشته باشه ! |
| فيلمها | با فیلم و سینما رابطه ی خوبی ندارم. اما به نظرم همه جا میشه رگه هایی از فکر خلاق انسانی پیدا کرد... گاهی این اتفاق رو تو سینما دیدم. اما چیز خاصی مد نظرم نیست! |
| پیام رسان یاهو | abb200550 |
| رشته | مهندسی فناوری اطلاعات |
| من در يک جمله ! | فقط یک جمله؟!
شاید یک واژه کافی باشه...
میهن پرست... همین |
| مهمترين چيزها | شهنامه چه می گفت؟ این دفتر دانائی، این طرفه ره آورد، الهام خدائی است كه “فردوسی توسی” از جان و دل آن را بپذیرفت، با جان و دل خویش ، بیامیخت، بیاراست بپرورد؛ ده قرن، فزون است كه در پهنه گیتی میدان شكوهش را، كس نیست، هماورد! ده قرن ازین پیش آیا چه كسی دید كه این مرد با آتش پنهانش با طبع خروشانش سی سال، شب و روز، چه ها گفت، چه ها كرد. امروز، هنوز از پس ده قرن كه این ملك در دایره دوران گشته است، آیا چه كسی داند سی سال در آن عهد بر این هنری مرد سخنور چه گذشتست؟ انگیزه اش از گفتن شهنامه چه بوده است سیمای اساطیری ایران كهن را آن روز، چرا گرد ز رخسار زدوده است؟ سی سال، برای چه، برای كه سروده است! می دید وطن را، كه سراپا همه درد است. می دید كه خون در رگ مردم افسرده و سرد است. آتشكده ها خالی خاموش آزادی در بند لبخند فراموش بیگانه نشسته است بر اورنگ از ریشه دگرگون شده فرهنگ … می گفت كه : -“هنگام نبرد است” با تیغ سخن روی بدان میدان آورد. سی سال به پیكار، بر آن پیمان، پیمود جان بر سر پیكارش فرسود و نیاسود وجدانش بیدار ایمانش روشن جان مایه شعرش همه ایرانی و ایران طومار نسب نامه گردان و دلیران نظمی كه پی افكند، كاخی كه بنا كرد! شهنامه به ایران و به ایرانی می گفت: - یك روز شما در تن تان گوهر جان بود! یك روز شما بر سرتان تاج كیان بود وان پرچم تان رایت مهر و خرد و داد افراشته بر بام جهان بود! شهنامه به آن مردم خودباخته می گفت، بار دگر آنگونه توانمند، توان بود. این دفتر دانائی، این طرفه ره آورد الهام خدائی فرمان اهوارست؛ روح وطن ما است كه فردوسی توسی با جان و دل خویش بیامیخت، بیاراست، بپرورد؛ آنگاه چنین نغز و دل افروز و دلاویز در پیش نگاه همه آفاق بگسترد . فریدون مشیری |
| رنگ مو | مشکي |
| رنگ چشم | مشکي |
| وضعيت بدني | ورزشي |
| مشخصه اصلي | مدعي ! ، مهربان ، قدرت ، باهوش ، کم محل |
| فرد مورد نظر آشنایی | خودش می تونه با توجه به چیزایی که تو پروفایلم نوشتم خودش رو پیدا کنه! البته یادش نره بهم بگه!!! |
| موارد غیر قابل تحمل | 0.استبداد 1. اسلام 2.عرب 3.عربی 4.عربستان 5.خرافات !!! 6.آدمای متعصب |
| مهارتهاي شخصي | تا نسوزد بر نیاید بوی عود پخته داند کاین سخن با خام نیست ! |