__
لیست دوستان :: 81
لیست کلوبها :: 112
  • نام کلوب :علی كریمی
    نام انگلیسی : footbal
    تاسیس : 26 دی 1383
    475 عضو ، 82 بحث ، 7 آلبوم ، 2 مقاله ، 5 لینک

    علی كریمی

  • نام کلوب :بدنسازی
    نام انگلیسی : bodybuilding
    تاسیس : 10 تیر 1384
    1404 عضو ، 48 بحث ، 14 آلبوم ، 24 مقاله ، 10 لینک

    بدنسازی

  • نام کلوب :جنیفرلوپز
    نام انگلیسی : jeniferlopez
    تاسیس : 27 دی 1383
    6320 عضو ، 394 بحث ، 3 آلبوم ، 6 لینک

    جنیفرلوپز

  • نام کلوب :تارکان
    نام انگلیسی : tarkanlover
    تاسیس : 24 تیر 1384
    634 عضو ، 47 بحث ، 9 آلبوم ، 4 مقاله

    تارکان

  • نام کلوب :براد پیت
    نام انگلیسی : bradpitt
    تاسیس : 26 دی 1383
    4252 عضو ، 10 بحث ، 18 آلبوم ، 3 مقاله ، 11 لینک ، 2 نظرسنجی

    براد پیت

  • نام کلوب :بامشاد
    نام انگلیسی : bamshaad
    تاسیس : 28 دی 1383
    854 عضو ، 54 بحث ، 4 آلبوم ، 1 مقاله ، 1 نظرسنجی

    بامشاد

-
22 خرداد 86 - 14:11

امروز هم گذشت یه روز دیگه از روزهای بی تو بودن

هنوز از این
روزهای وحشتناک باقی مونده
...

تنهای تنها میون این همه آدم سخته.

دلم میگیره وقتی بهش فکر میکنم 

كودكی كه آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:
می گویند كه فردا مرا به زمین می فرستی
اما من به این كوچكی و ناتوانی
چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟؟
خداوند پاسخ داد:
از میان فرشتگان بی شمارم
یكی را برای تو در نظر گرفته ام.
او در انتظار توست و حامی و
مراقب تو خواهد بود.
كودك همچنان مردد و ادامه داد
اما اینجا در بهشت من جز خندیدن
و آواز و شادی كاری ندارم.
خداوند لبخند زد :
فرشته ی تو برایت آواز خواهد خواند و
هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او
را احساس خواهی كرد و شاد خواهی بود.
كودك ادامه داد :
من چطور می توانم بفهمم
كه مردم چه می گویند در حالی
كه زبان آنها را نمی دانم.
خداوند او را نوازش كرد و گفت:
فرشته ی تو زیباترین وشیرین ترین
واژه هایی را كه ممكن است بشنوی در
گوش تو زمزمه خواهد كرد و با
دقت و صبوری به تو یاد خواهد
داد كه چگونه صحبت كنی.
كودك با ناراحتی گفت:
اما اگر بخواهم با تو صحبت كنم چه كنم؟؟
و خدا برای این سئوال هم پاسخی داشت؟
"فرشته ات دستهای تو را در كنار هم
قرار خواهد داد و به تو می آموزد كه چگونه دعا كنی."
كودك سرش را برگرداند و پرسید:
شنیده ام كه در زمین انسانهای بد
هم زندگی می كنند. چه كسی
از من محافظت خواهد كرد؟؟
خدا گفت :
فرشته ات از تو محافظت
خواهد كرد حتی اگر به
قیمت جانش تمام شود.
كودك با نگرانی ادامه داد :
اما من همیشه به این دلیل
كه نمی توانم تو را ببینم
غمگین خواهم بود.
خداوند لبخند زد و گفت :
فرشته ات همیشه درباره من
با تو صحبت خواهد كرد
اگرچه من همیشه در كنار تو هستم.
در آن هنگام بهشت آرام بود
- اما صداهایی از زمین به گوش می رسید.
كودك می دانست كه بزودی
باید سفر خود را آغاز كند
.پس سوال آخر را به آرامی از خداوند پرسید :
خدایا اگر باید هم اكنون به دنیا بروم
لا اقل نام فرشته ام را به من بگو.
خداوند او رانوازش كرد و پاسخ داد :
نام فرشته ات اهمیتی ندارد

ولی می توانی او را "مادر" صدا كنی

 

وقتی نگاه میکنم وتا فرسنگها کسی را پشت و پناهم نمی بینم

خسته شدم از این همه لبخند زورکی از این همه بهونه الکی

ای کاش یه ذره فقط یه ذره شهامت داشتم اونوقت واسه پنهون کردن بغض تو گلوم

سرفه نمی کردم ونمی گفتم مثل اینکه سرما خوردم

اونوقت دیگه بهونه اشکام رفتن پشه تو چشمم نبود

خسته ام از جواب دادن های دروغکی از اینکه به دروغ بخند مو اعلام رضایت بکنم تا کسی نفهمه روزگارم عالیه برای سوختن برای نابودی

من به اینا کار
ندارم دلم واسه تو تنگ شده 

برای من نوشته گذشته ها گذشته

تمام قصه ها هوس بود

برای او نوشتم برای تو هوس بود

ولی برای من نفس بود

کاشکی خبر نداشتی دیوونه ی نگاتم

یه مشت خاک ناچیز افتاده ای به زیر پاتم

کاشکی صدای قلبت نبود صدای قلبم

کاشکی نگفته بودی تا وقت جون دادن باهاتم

یه چشم همیشه باید توش اشک باشه ، وگرنه میسوزه .


 

یه دل همیشه باید توش غم باشه ، وگرنه می شکنه .


 

یه کبوتر همیشه باید عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسیر میشه .


 

یه قناری باید به خوش آوازیش ایمان داشته باشه وگرنه ساکت میشه .


 

یه لب همیشه باید توش خنده باشه وگرنه زود پیر میشه .

یه صورت همیشه باید شاد باشه وگرنه به دل هیچ کس نمی چسبه .


 

یه دفتر نقاشی باید خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفید فرقی نداره .


 

یه جاده باید انتها داشته باشه وگرنه مثل یه کلاف سردرگمه .


 

یه قلب پاک همیشه باید به یه نفر ایمان داشته باشه وگرنه فاسد میشه .


 

یه دیوار باید به یه تیر تکیه کنه وگرنه میریزه .


 

یه چشم اشک آلود ، یه دل غم آلود ، یه کبوتر عاشق ، یه قناری خوش آواز

یه لب خندون ، یه صورت شاد ، یه جاده با انتها ، یه دفتر نقاشی ، یه قلب پاک


 

یه دیوار استوار ، فقط یه جا معنی داره ، جایی که :

چشمای اشک آلودت رو من پاک کنم ، دل غم آلودت رو من شاد کنم


 

جفتت کبوتر عاشقی مثل من باشی ، شنونده آواز قشنگت من باشم

لبای کوچیکت رو من خندون کنم ، نقاش دفتر خاطراتت من باشم

پاکی قلبت رو با سلامت عشقم معنی کنم


 

و فقط از اینکه به من تکیه می کنی احساس مسئولیتم بیشتر میشه .

احساس میکنم بزرگ شدم چون الان فقط مال خودم


 

 

 

 

  • ارسال نظر (0)
لیست توصیفنامه ها
2 بهمن 85 - 02:22
تا که بودیم نبودیم کسی کشت ما را غم بی همنفسی تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدار شدند قدر آیینه بدانم چو هست نه در آن وقت که اقبال شکست
1 خرداد 85 - 07:31
ahbara salam yetir
12 فروردین 85 - 22:19
salam kheili bahali rasti khosh ax ham ke hasti mishe behem zan bezani shomaramo midoni dige moafag bashi
__