لیست دوستان :: 81
لیست کلوبها :: 112- 22 خرداد 86 - 14:11 |
امروز هم گذشت یه روز دیگه از روزهای بی تو بودن هنوز از این تنهای تنها میون این همه آدم سخته. دلم میگیره وقتی بهش فکر میکنم كودكی كه آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:
وقتی نگاه میکنم وتا فرسنگها کسی را پشت و پناهم نمی بینم خسته شدم از این همه لبخند زورکی از این همه بهونه الکی ای کاش یه ذره فقط یه ذره شهامت داشتم اونوقت واسه پنهون کردن بغض تو گلوم سرفه نمی کردم ونمی گفتم مثل اینکه سرما خوردم اونوقت دیگه بهونه اشکام رفتن پشه تو چشمم نبود خسته ام از جواب دادن های دروغکی از اینکه به دروغ بخند مو اعلام رضایت بکنم تا کسی نفهمه روزگارم عالیه برای سوختن برای نابودی من به اینا کار برای من نوشته گذشته ها گذشته تمام قصه ها هوس بود برای او نوشتم برای تو هوس بود ولی برای من نفس بود کاشکی خبر نداشتی دیوونه ی نگاتم یه مشت خاک ناچیز افتاده ای به زیر پاتم کاشکی صدای قلبت نبود صدای قلبم کاشکی نگفته بودی تا وقت جون دادن باهاتم یه چشم همیشه باید توش اشک باشه ، وگرنه میسوزه .
یه دل همیشه باید توش غم باشه ، وگرنه می شکنه .
یه کبوتر همیشه باید عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسیر میشه .
یه قناری باید به خوش آوازیش ایمان داشته باشه وگرنه ساکت میشه .
یه لب همیشه باید توش خنده باشه وگرنه زود پیر میشه . یه صورت همیشه باید شاد باشه وگرنه به دل هیچ کس نمی چسبه .
یه دفتر نقاشی باید خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفید فرقی نداره .
یه جاده باید انتها داشته باشه وگرنه مثل یه کلاف سردرگمه .
یه قلب پاک همیشه باید به یه نفر ایمان داشته باشه وگرنه فاسد میشه .
یه دیوار باید به یه تیر تکیه کنه وگرنه میریزه .
یه چشم اشک آلود ، یه دل غم آلود ، یه کبوتر عاشق ، یه قناری خوش آواز یه لب خندون ، یه صورت شاد ، یه جاده با انتها ، یه دفتر نقاشی ، یه قلب پاک
یه دیوار استوار ، فقط یه جا معنی داره ، جایی که : چشمای اشک آلودت رو من پاک کنم ، دل غم آلودت رو من شاد کنم
جفتت کبوتر عاشقی مثل من باشی ، شنونده آواز قشنگت من باشم لبای کوچیکت رو من خندون کنم ، نقاش دفتر خاطراتت من باشم پاکی قلبت رو با سلامت عشقم معنی کنم
و فقط از اینکه به من تکیه می کنی احساس مسئولیتم بیشتر میشه . احساس میکنم بزرگ شدم چون الان فقط مال خودم
|
لیست توصیفنامه ها2 بهمن 85 - 02:22 | |
تا که بودیم نبودیم کسی
کشت ما را غم بی همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدار شدند
قدر آیینه بدانم چو هست
نه در آن وقت که اقبال شکست |
1 خرداد 85 - 07:31 | |
ahbara salam yetir |
12 فروردین 85 - 22:19 | |
salam kheili bahali
rasti khosh ax ham ke hasti
mishe behem zan bezani shomaramo midoni dige
moafag bashi |




















