لیست دوستان :: 16
لیست کلوبها :: 0خوب تر از همه خوب ها که فکرش رو می کنی ! 14 آبان 86 - 14:54 |
دوستی می گفت، خدا اونقدر بزرگه که ما هر چی تلاش کنیم و رو برگردونیم، نمی تونیم ازش دور شیم. بعضی وقت ها با خودم فکر می کنم، ای کاش خدا مثل ما آدمها نباشه، ما آدمها کارهایی می کنیم که اگر خدا بخواد بکنه، وای بر ما !!! آخه ما آدمها وقتی به کسی خوبی می کنیم، وقتی کسی رو دوست داریم، وقتی براش زحمت می کشیم، اگه انتظار تشکر نداشته باشیم، انتظار توهین و ناسپاسی رو هم نداریم. اگه یه بار کاری برای کسی کردیم و اون خیلی راحت، بهمون خیانت کرد، اگه این یکبار شد دوبار، و سه بار، و بارهای زیاد دیگه، یه روز با خودمون می گیم، دیگه نمیشه، من خیلی گفتم و کردم، اون نمی فهمه، و دیگه کاری براش نخواهیم کرد. این عملمون رو هم می ذاریم به حساب تربیت کردن، می گیم باید بفهمه که کاری که می کنه درست نیست. با خودم که فکر می کنم، می بینم اگه قرار باشه خدا با من هم، همین کار رو بکنه، وای بر من!!! روزی آیه ای تو قرآن نظرم رو جلب کرد : فإن زللتم من بعد ما جاءتکم البینات فاعلموا ان الله عزیز حکیم - بقره ۲۰۹ پس اگر لغزیدید، از بعد از زمانیکه برایتان بینات و حجتهایی آمده بود، پس بدانید که خدا براستی عزیز است و حکیم. بدونید که خدا بر احوالتون آگاهه، و بدونید که اونقدر عزیزه که بخشیدن شما براش کاری نداره. اقول لک العتبی، مرة بعر اخری، ثم لا تجد عندی صدقاً و لا وفاءً فیاغوثاه ثم واغوثاه خدایا من که جز پشیمونی، جز گناه و ناسپاسی، چیزی به درگاهت نیاوردم، ولی تو رو دوست دارم، دوستانت رو هم دوست دارم. اگرچه موقع گناه یادم می ره که هستی، اگرچه موقع ناسپاسی دوستیمون رو فراموش می کنم، ولی می دونم که تو مثل من نیستی، آخه تو خدایی. من اگه بدم، اما، خوبیها و خوبی کردن رو دوست دارم. خدایا ازت معذرت می خوام، پی در پی، ازت معذرت می خوام، اگرچه می دونم که در کلامم، و عملم، نشونی از راستی و وفا پیدا نمی کنی، ولی من از این هم به تو پناه می برم. خدایا تو به من فرصت و نعمت زیاد دادی، من حتی می دونستم و آگاهانه گناه می کردم. من بدم، ولی تو خیلی بیشتر از اونچه من بدی دارم، خوبی داری. من فقط دوست دارم که تو از من راضی باشی، اما هوای نفسم نمی ذاره تا در عملم و حتی کلامم هم اینو بگم، دشمنم(شیطان)، کمر همت بسته تا تو رو از یاد ببرم، و من، اگرچه در بیشتر عمر اینطور بودم، ولی حداقل در این لحظه می دونم و باور دارم، دوست داشتنت رو، و می دونم که ساعتی بعد، همین رو هم فراموش خواهم کرد، اما تو من رو، به همین لحظات اندک سادگی ام بگیر، و در قیامت، خود شاهد باش، که از عمق وجود، در آن لحظات که تو هوای نفسم را عنان زده، و خود دشمنم را مغلوب ساخته بودی، خالصانه یادت کردم، و دوستی ات را آرزو داشتم. یا ارحم الراحمین و یا خیر الغافرین
|
لیست توصیفنامه ها7 دی 86 - 22:36 | |
به نام خدا
صدای کیست چنین دلپذیر می آید
کدام چشمه به این گرمسیر می آید؟
چه گفته است مگر جبرئیل با احمد؟
صدای کاتب و کلک دبیر می آید
کسی به سختی سوهان، به سختی صخره
کسی به نرمی موج حریر می آید
خبر دهید که دریا به چشمه خواهد ریخت
خبر دهید به یاران "غدیر" می آید
هدایت نتیجه ولایت است و لاغیر...
آنروز، در بارش ترنم کلام رسول خدا، قطره قطره کلام هدایت در کویر دلهای مردمان نشست... اما بر امت پیامبر چه گذشت... که خاک کویر به برکت باران کلام رسول رحمت، و به مختصر آب آن برکه کوچک، تا همیشه تاریخ سبز و زنده ماند، اما دلهای آن مردم، در کنار دریای وجود امیر مومنان، تا همیشه تشنه یک جرعه از حیات ماند... تشنگانی که عطش ، هدیه آنان به میهمانان دشت کربلا بود... چه رازی است که کاروان محرم، از منزلگاه غدیر می گذرد؟
آنروز چشمه سار غدیر به دریای وجود امیر مومنان نشست، و امروز چشمه وجود تو را کدام دریا میزبان خواهد بود؟
هله ای دوست... کاروان محرم به منزلگاه غدیر رسیده است.... اگر در ایام رندگانی، چشمه سار وجودت به آخرین دریای معرفت، امام عصر سلام الله علیه، راهی یافت، که همراه کاروان حسین خواهی شد... و اگر نه... نشان تو را در صف یزیدیان جستجو باید کرد... و مگر نشنیده ای آنگاه که خنجر ظلم بر گلوی حسین نشست، خورشیدی دیگر از مشرق کربلا دمیدن گرفت... این همان خورشید حقیقت است که تا ابد بر این سیاره رنج تابیدن گرفته است. و هر دم ما را ندا می دهد: هر روزتان عاشورائی دیگر و هر زمین کربلائی دیگر است. هر مسافر این سیاره رنج، پیش از آنکه به کربلای خود رسد، صف خود را از منزلگاه غدیر باید جستجو کند... اگر چشمه وجود، راهی به سوی سینه دریائی آخرین مرد از آل محمد علیهم السلام بیابد، که در کربلای خویش، در صف حسین و یاران اوست. و ... دریغ اگر راه خود به سوی دریا گم کند و به مرداب اصحاب یزیدیان درآید...
.... در این سیاره رنج، هر کسی با رشته حب به امام خویش بسته است... اکنون بنگر که در آن سوی این رشته، چه کسی تو را به انتظار نشسته است...
................
هدایت نتیجه ولایت است و لا غیر....
.................
عید سعید غدیر، بر آخرین دریای بیکران معرفت، حضرت بقیه الله الاعظم سلام الله علیه، و بر شما تشنه کامان دریای معرفت ولایت محمدی مبارک.
التماس دعای خیر...
شب چراغ
|
4 آذر 86 - 16:56 | |
بسم المعشوق
.
خدا مشتی خاک را برگرفت میخواست لیلی را بسازد... از خود در او دمید... و لیلی پیش از آن که باخبر شود، عاشق شد... سالیانیست که لیلی عشق میورزد... لیلی باید عاشق باشد...! زیرا خدا در او دمیده است... و هر که خدا در او بدمد، عاشق میشود...
لیلی نام تمام دختران زمین است؛ نام دیگر انسان
خدا گفت: به دنیایتان میآورم تا عاشق شوید... آزمونتان تنها همین است: عشق..، و هر که عاشقتر آمد، نزدیکتر است پس نزدیکتر آیید، نزدیکتر... عشق، کمند من است... کمندی که شما را پیش من میآورد... کمندم را بگیرید...
و لیلی کمند خدا را گرفت... خدا گفت: عشق فرصت گفتگو ست..، گفتگو با من!
با من گفتگو کنید...
و لیلی تمام کلمههایش را به خدا داد...، لیلی هم صحبت خدا شد...
و لیلی مشتی نور شد در دستان خداوند!
...
سلام به شما و اهل بیتتون.
ممنونم بابت اظهار لطف و تبریکتون.
..
خوابیم, حقیقت به خدا نیست به جز این
ما غایب و او منتظر آمدن ماست
...
در پناه حق باشید
|













