__
لیست دوستان :: 74
لیست کلوبها :: 42
  • نام کلوب :استقلال تهران
    نام انگلیسی : esteghlal_tehran
    تاسیس : 6 دی 1383
    16487 عضو ، 3943 بحث ، 36 آلبوم ، 42 مقاله ، 24 لینک ، 46 نظرسنجی

    استقلال تهران

  • نام کلوب :شنگولا
    نام انگلیسی : jolly_band
    تاسیس : 26 خرداد 1385
    1646 عضو ، 34 بحث ،

    شنگولا

  • نام کلوب :پسر&دختر
    نام انگلیسی : boy_girl
    تاسیس : 10 تیر 1384
    1125 عضو ، 92 بحث ، 7 آلبوم ، 4 مقاله ، 2 لینک

    پسر&دختر

  • نام کلوب :دوست دختر با صداقت میخ
    نام انگلیسی : girlandpromis
    تاسیس : 27 مرداد 1385
    326 عضو ، 39 بحث ، 4 آلبوم

    دوست دختر با صداقت میخوای بیا اینجا

  • نام کلوب :روز والنتاین
    نام انگلیسی : valentine
    تاسیس : 22 دی 1383
    13064 عضو ، 45 بحث ، 10 آلبوم ، 39 مقاله ، 18 لینک ، 1 نظرسنجی

    روز والنتاین

  • نام کلوب :اشك من رو دیدی
    نام انگلیسی : lovee
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    1002 عضو ، 27 بحث ، 34 آلبوم ، 11 مقاله ، 1 لینک ، 1 نظرسنجی

    اشك من رو دیدی

hani
12 خرداد 86 - 01:48
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم !


در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید


یادم آید كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم


ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ


یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر كن !
لحظه ای چند بر این آب نظر كن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، كه دلت با دگران است
تا فراموش كنی ، چندی ازین شهر سفر كن !


با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمنای تو پَر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم كه : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !


اشكی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشك در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید


یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه كشیدم
نگسستم ، نرمیدم


رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم

hani
__