لیست دوستان :: 74
لیست کلوبها :: 42hani 12 خرداد 86 - 01:48 |
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه كه بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ریخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آید : تو بمن گفتی : ازین عشق حذر كن ! لحظه ای چند بر این آب نظر كن آب ، آئینة عشق گذران است تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا ، كه دلت با دگران است تا فراموش كنی ، چندی ازین شهر سفر كن ! با تو گفتنم : حذر از عشق ؟ ندانم سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم روز اول كه دل من به تمنای تو پَر زد چون كبوتر لب بام تو نشستم تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم باز گفتم كه : تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … ! اشكی از شاخه فرو ریخت مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت ! اشك در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه كشیدم نگسستم ، نرمیدم رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم ! بی تو ، اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم hani ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |






















