کلوب دات کام پس از 12 سال فعالیت خاموش می شود بخوانید ...
حمید م , hamidahmad

حمید م

 گنهکار اندیشه ناک از خدای ، بسی بهتر از عابد خودنمای    (سعدی)
حمید م , hamidahmad

حمید م

مطالب تصاویر 6دوستان 524
cloobid
hamidahmad
، 9 سال و 27 روز
مرد 59 ساله مجرد
زير ديپلم ، کشاورز

دوستان

  • سیده ساره ا , pretty_paiso
  • محمد  بهمن پور , bahmanpur
  • مهسا  , mahsajigar3698
  • فُروغ  , dr.frq.h
  • محمدعلی  آرمیون , armion
  • محمد رضا  , mohammadreza2fm
  • پردیس  , negin_nhu
  • محسن  , behnambabre
  • زیر سایه آقاست ماجده  , saqgha
  • خانم محب اهل البیت  عمار امام خامنه ای  , fatimmma
  • خرامان جامانده1359 , m_kohestan
  • سایه رجب زاده , behtarinkhoda
  • یه مــــــــــرد  , shayan851
  •  بنده ی خدا  , bmdsh71
  • حامد حامد , zenm
  • جوینده یابنده است , chibehetbegam
  • ماهان الف , mahann1
  • مسعود اسنایپر مدیر تجهیزات نظامی , masoud_hunter
  • فائزه  , fatemehnz50
  • 524 نفر

    morebox img

آلبوم تصاویر

  • نشاط

6 تصویر ...

morebox img


تبلیغات

حمید م , hamidahmad
شبکه قرآن 3 هفته پیش

خیلی جالبه ...
شب عاشورا
امام حسین (ع) به یارانشان فرمودند:
هرکس از شما حق الناسی به گردن دارد برود ...

او به جهانیان فهماند که حتی
کشته شدن در کربلا هم
از بین برنده‌ی حق الناس نیست.

در عجبم از کسانی که
هزاران گناه می‌کنند و معتقدند
یک قطره اشک بر حسین (ع)
ضامن بهشت آن‌هاست.

(شهید دکتر چمران)
ادامه
99
حمید م , hamidahmad
1 ماه پیش
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع نمک :
حدود ده سال پیش، شاید سال 1386 بود که من بطور اتفاقی به یک برنامه رادیویی گوش می کردم، برنامۀ پزشکی تغذیه در مورد نمک.
مهمان برنامه یک پزشک متخصص تغذیه ای بود که بنا به اظهار خودش، سال ها در مورد نمک تحقیق کرده بود.
(متأسفانه اسم ایشان را بخاطر ندارم)
ایشان معتقد بود که همکاران پزشک ایشان در مورد نمک بسیار جفا می کنند، و اینکه اطلاق سمّ سفید به این مادۀ حیاتی، مفید و مهم، نهایت نمک نشناسی در حق نمک است.
او معتقد بود که مشکل نمک از جایی شروع شد که صنایع بسته بندی نمک، اقدام به تصفیه نمک کردند.
اکنون بنده مضمون اظهارات ایشان را بعرض می رسانم:
قضیه از این قرار بوده که دانشمندان با تجزیه نمک دریافتند که عناصر معدنی سمّی در نمک وجود دارد، پس نتیجه گیری کردند که نمک طعام باید تصفیه شود و این عناصر سمّی از نمک حذف گردد، و در این نظریه ناقص علمی، از یک مسئله بسیار مهم غفلت کردند، و آن اینکه بعضی عناصر هنگامی که درکنار هم قرار می گیرند، هم بعضی از خواص یکدیگر را خنثی می کنند و هم خود تشکیل یک ماده جدیدی را می دهند با خاصیت دیگر، (بنده اینجا به عنوان مثال عرض می کنم، مثلاً اسید خالص که اگر یک قطره آن روی بدن شما بریزد، آن را می سوزاند و سوراخ می کند، اگر با سود همراه شود، خاصیت اسیدی خود را به کلّی از دست می دهد و به یک ماده دیگری تبدیل می گردد) خلاصه مطلب اینکه بنا به اظهار این پزشک متخصص، تصفیه نمک یک کار اشتباه بوده، یعنی با حذف آن عناصر به اصطلاح سمّی، عملاً عناصر دیگر در نمک نیز بی خاصیت و بعضاً مضرّ می شوند.
همچنین ایشان ادعا می کرد که می تواند ثابت کند که استفاده درست از نمک طبیعی به اندازه، نه تنها باعث فشار خون نمی شود، بلکه فشار خون را تنظیم می کند.
در اینجا چند جمله از خودم عرض می کنم:
تصفیه نمک ابتدا در اروپا و آمریکا شروع شد و سپس به کشور های دیگر جهان از جمله ایران سرایت کرد، بنده خوب یادم هست که حدوداً در سال 1370 بود که تبلیغات برای ماشین آلات تصفیه نمک در ایران و جهان به اوج خود رسید و به موازات آن مقاله های متعدد علمی در خصوص وجود سموم مختلف در نمک از سوی مجامع علمی غربی صادر می شد، که تلویحاً و بلکه صراحتاً توصیه به استفاده از نمک تصفیه شده می کرد، و شاید بتوان گفت که به نوعی مکمل تبلیغات برای فروش ماشین آلات تصفیه نمک بود، یعنی احتمال هماهنگ بودن مقالات علمی مذکور و بلکه برخی مقالات علمی دیگر، با مسائل تجاری و صنعتی، دور از ذهن نیست، البته نه اینکه بخواهم اصل و اساس تحقیقات علمی درباره نمک و یا هر مورد دیگر را زیر سؤال ببرم، بلکه منظورم این است که با توجه به شواهد و قرائن متعدد، امروزه سوء استفاده تجاری از علم و دانش، و همراهی برخی مراجع تحقیقاتی علمی غربی با مافیای تجارت و صنعت، بخصوص در زمینه غذا و دارو، دور از ذهن نیست، فلذا بر ماست که با اینگونه موارد با احتیاط بیشتری برخورد کنیم.
ادامه
حمید م , hamidahmad
آخرالزمان 1 ماه پیش
ادامه
حمید م , hamidahmad
چند سالی است همین که به ماه محرم وارد می شویم، جریان هایی دست بکار می شوند تا گریه کردن برای امام حسین (ع) را زیر سؤال ببرند و به اشکال مختلف تخطئه کنند، و متأسفانه عده ای هم ناآگاهانه در رسانه ها به آن دامن می زنند.
مقاله کوتاه آتی، پاسخی است به این شبهه
اگر دانشمندان غربی بگویند که خنده کردن و گریه کردن در شرایطی آثار خوبی بر انسان میگذارد ما فوراً قبول می کنیم.
اما اگر رسول خدا و ائمه معصومین علیهم السلام بگویند که خشکی چشم از سختی دل است، بعضاً در قبول آن دچار تردید می شویم.
عزیز من، انسان دارای عاطفه است، انسان سالم می خندد و می گرید، و هر دو اینها بر روح و روان انسان تأثیر میگذارد، و بخصوص گریه کردن تأثیرات ژرفی در روح و روان انسان دارد، گریه دل را صفا می دهد، گریه تبلور حس عدالت خواهی فطرت انسان است، گریه تبلور عشق به حق است، تبلور عشق به زیبایی و خوبی است، واکنشی است به ادراک ظهور و فقدان همه این ها، گریه ابراز آن حس عدالت خواهی فطرت الهی است که انسان بر آن فطرت آفریده شده، و این گریه در واقع ظهور آن حس درونی است، که از یک جهت نشانه زنده بودن و سالم بودن آن فطرت است و از جهت دیگر جلا بخش و تصفیه کننده آن فطرت.
حال اگر انسان بر واقعه کربلا گریه نکند، بر چه گریه کند؟
کربلا تصویر حقیقی و عینی تقابل همه زیبایی ها در مقابل همه زشتی هاست، جایی که زشتی ها زیبایی ها را قربانی می کنند، باطل حق را قربانی می کند، بدی ها خوبی ها را قربانی می کنند، آن هم در شکل مطلق و در بالاترین حدّ ممکن، زیبایی ها در اوج خود و زشتی ها در اوج خود.
در یک طرف خدا خواهی را ببین، در طرف دیگر دنیا طلبی،
وفاداری را ببین ، خیانت را ببین،
شجاعت # بزدلی،
رحم و مروّت # قصاوت و سنگ دلی،
جوانمردی # نامردی،
منطق # استبداد ( امام حسین (ع) گفت مرا دعوت کردید، اکنون من آمدم، حال اگر نمی خواهید من برمی گردم، گفتند نه، یا باید با یزید بیعت کنی یا با هفتاد و دو نفر خود در مقابل لشکر سی هزار نفری بجنگی)
وفای به عهد # پیمان شکنی،
شرافت و عزّت # بی شرفی و پستی،
بصیرت # کوردلی و ... الی ما شاء الله ،
خودت تاریخ کربلا را بخوان و ببین هر چه زیبایی و صفات پسندیده که بتوان برای انسان تصور کرد، در بالاترین درجه خود در کربلا در میان یاران حسین (ع) ظاهر شد، و از طرف دیگر هرچه زشتی و پستی که بتوان برای انسان تصور کرد، در بالاترین درجه خود نیز در کربلا در طرف مقابل ظاهر شد، و چنین تقابلی در طول تاریخ بشر با این درجه از خلوص و این ابعاد گسترده هرگز اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد، (علی رغم عظمت مصیبتی که بر حسین (ع) و یاران او رفت، که چنین مصیبتی با این ابعاد عظیم و گسترده بر احدی نرفته و نخواهد رفت)
حال اگر انسان برای حسین (ع) گریه نکند، پس بر چه گریه کند؟
کربلا تصویر عینی و عریان حقیقت انسان است، انسانی که می تواند از یک طرف در بالاترین جایگاه قرارگیرد که ملائک به او سجده کنند و از یک طرف در پایین ترین جایگاه که پست تر از حیوان شود، و این ماجرای روزمره انسان است از ازل تا به ابد.
کربلا در واقع تبلور عینی و عریان این حقیقت است، کربلا یک سناریو الهی است، و خداوند حقیقت انسان را در کربلا بصورت عریان به تصویر کشید.
حال اگر انسان بر واقعه کربلا گریه نکند، بر چه گریه کند ؟
کربلا تفسیر عینی و مصور این آیه قرآن است که : لَقَد خَلَقنا الاِنسانَ فی اَحسَنِ تَقویم، ثُمّ رَدَدناهُ اَسفَلَ سافلین.
یعنی ما انسان را در بهترین شکل ممکن آفریدیم، سپس او را به پست ترین حالت برگرداندیم، الّا ... بغیر از کسانی که با ایمان و عمل صالح، خود را از این اسفل سافلین بالا کشیدند.
گریه انسان بر واقعه کربلا در واقع گریه بر این واقعیت است، انسان در حقیقت به حال خود گریه می کند، گریه فراق است، گریه هجران است، گریه بر فقدان زیبایی هاست، گریه بر غلبه زشتی ها بر زیبایی هاست، گریه بر غلبه دائمی هوای نفس خود بر عقل خود است، گریه غلبه دائمی یزید خود بر حسین خود است.
این است که حضرت زینب کبری سلام الله علیها فرمودند: ما رأیت الّا جمیلا، یعنی من در کربلا حقیقت انسان را دیدم، یعنی من درکربلا تفسیر آیات قرآن را دیدم، یعنی من در کربلا بهشت و جهنم را دیدم، یعنی من در کربلا حکمت الله در خلقت انسان و خلق بهشت و جهنم را دیدم.
گریه بر امام حسین گریه بر قربانی شدن زیبایی است، گریه فراق، گریه هجران، گریه عشق .این حسین در دل هر انسانی خانه دارد، عشق حسین در فطرت هر انسانی هست.
این گریه دل را زنده می کند، فطرت را جلا می دهد و تصفیه می کند.
ثواب دارد یعنی این .
تو نمی دانی که اگر در زمان وقوع حادثه کربلا زندگی می کردی، در کدام جبهه بودی، حسینی یا یزیدی؟
مبادا فکر کنی که کسانی که آن جنایت را مرتکب شدند، کافر و بی دین بودند، بالعکس اکثراً افراد متدیّن و متشرّع بودند (بعنوان مثال شمر خود یکی از جانبازان جنگ صفّین بود)، عمر بن سعد اولین تیر را که به سوی امام حسین (ع) انداخت، گفت قربةً الی الله، و البته دیگر افراد ضعیف النفس ابن الوقت، و مبادا فکر کنی که واقعه کربلا در زمانی دور اتفاق افتاده و تمام شده، کربلا هر روز و در هر دوره در زندگی بشر بطور نسبی تکرار می شود و از آن فراتر هرروز و هر لحظه در درون ما تکرار می شود، بدان که همین نفس امّاره زشت خو و ظلمانی، یزید توست، و عقل منیر و دل جمال خواه تو، حسین توست، نفس اماره به بدی و زشتی امر می کند، و عقل و دل به خوبی و زیبایی، پس اگر یزید درونت بر حسین درونت غالب باشد، محال است تو بتوانی در صحنه کربلا های بیرون حسینی باشی، پس خدای را شکر کن که تو در صحنه کربلای اصلی حاضر نبودی، و از طرفی قدر این نعمت را بدان، با گریه کردن برای حسین (ع) نفس خود را مؤاخده کن و دل خود را جلا بده تا کمی حسینی شوی، همین که متمایل شدی، بقیه راه را خودش می برد، امروز قیمت بلیط کشتی حسین ارزان است، فکر کن اگر در صحنه کربلای واقعی حضور داشتی، قیمت این بلیط چقدر گران بود!
و بفهم که امروز چقدر ارزان است، پس حد اقل کاری که می توانی بکنی، احیای مراسم حسینی است و شرکت در مجالس حسینی، و چند قطره اشک.
و حد اقل کاری که نباید بکنی، تخطئه کردن گریه برای امام حسین (ع) و زیر سؤال بردن مراسم عزای حسینی و همکاری با شیاطین جنّ و انس که از دیرباز در صدد لوث کردن و محو این مطلب هستند.
ادامه