| کلوب آی دی | half_bloodprince ، سن کلوبی : 2 سال و 3 ماه و 20 روز |
| درباره من | من کوهی از جهالتم . من قیام متصل به سجودم . من نگاه شهوت آلود پسری خیابان گردم . من خاموش کننده ی فروغ ستاره ی داود بین نیل تا فراتم . من صدای زوزه ی ماده سگی گرسنه در خرابه های شهرم . من ندای سبحان من لا ینسانیه کرمی ، در میان سنگی خارا هستم . من برگهای زرد و فاسد شده ی گلهای شمعدانی ام . من باران رحمت الهی ام . من گوسفندی علیل و بیمارم که شکار گرگهای گرسنه شده . من قلب قرآن هستم . من دختری خود فروش در محافل عیاشی در دبی هستم . من تداعی کننده ی : قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا ... هستم .زمر(53( من آب بینیه بزی هستم که درسرمای زمستان ازگله جا مانده. من ندای انا ربکم الاعلای فرعونم . من پشه ای هستم در بینی نمرود . من مدرنیته . من کلاسیک . من حیوان ناطقم . من 8 ، 1 ، 40 ، 4 ، هستم . من خلیفه ی خدا در زمینم . من نیم من هم نیستم . من ، خود توام . و من یکه تاز بیابان سر سبز شهوت پرستی... کوهی از شهوت هستم بر کاهی ضعیف و رنجور ! سوار بر مرکبی قلدر و ناتوان ؛ صداقت سرلوحه ی زندگی ام اما شیطان سوار بر شانه هایم ! بسان هرزآبی روان که از هر روزنه ای برای نفوذ استفاده میکند چشمانم سلاخی کننده ی هر پسر خیابان گرد و بیابان گردی است ؛ لیک مهربانم و رسم جوانمردی به مکتب آموخته ام . خسته از بودن ام ؛ امیدوارم به بودنش . سیاهیه درونم برونی برنزه برایم به ارمغان آورده ! تشنه ی بوسیدن لبهای سرخ و آتشین تو . غمگین از نیافتن کمی صداقت و باور !!! شعارم یکتا پرستی است و دلم مالامال از پرستش خدایان . با من کمی مهربان ،کمی صادق باش . گرمای آغوش مهربانت را از من دریغ مکن . بگذار کودکی ام را با تو به خاک بسپارم . با تو خوبم با تو نزدیک مرا دریاب نازنینم ... دختری هستم با روحیات خاص خودم، اگه بگن ثمره زندگیت چیه اشک رو تقدیم میکنم، درعین حال خیلی هم active و به اعتراف دوستان خوش برخورد هستم. به موسیقی های خاص علاقه دارم ، قدیما(منظورم دوران جاهلیتمه) اهنگای زد بازی رو گوش میدادم یا به عبارتی بهتره بگم میپرستیدم ولی الان که یه کم بزرگ شدم فهمیدم که اصلا سازگار با احساسات لطیف انسانی نیست و ادمو از ذات خودش دور میکنه.الان رفتم تو کار سنتی تا ببینیم بعد چی پیش میاد!!!!!! جلوی کار هنری فلج میشم و اعتقاد دارم در غالب هنر خیلی چیزا عوض میشه و با هنر میشه خیلی کارای بزرگی کرد . و بزرگترین هنرمند هم.......... خود خداست. یه چشمه اش خلق موجودیه به نام زن ، با این همه ظرافت و زیبایی به لحاظ مسائل زیبا شناختی و ... به نظر من خانما پاک نویس هستن ، آقایون چرک نویس ! (البته با اجازه اقایون).....!!!!!!!! زندگی با حذف هنر برام خیلی مسخرس ، اصلا نمیتونم تصورش کنم ... از زندگیه ماشینی بیزار هستم ، اما با مدرنیته حال میکنم ، بهش میگن پست مدرن ؟ طبیعت رو میپرستم به حدی که روحم رو به تلاطم می اندازه ... فکرشو بکن توی بارون روی چمن راه بری ... بوی نم رو احساس میکنی رو برگهای ....... ؟ واااااااااااااااااااای خدا ... به مسلمان بودنم افتخار میکنم. از مسلمان بودنم بیزارم . (الان باید بگید : چی میگی دیوونه ؟) ما آدما برا هم خیلی حرفا داریم ... پس باید هم دیگه رو بشنویم ... لمس کنیم ... بفهمیم ... و تاثیر گذار از کنار هم عبور کنیم . ما آدما خیلی بهم نزدیک هستیم ... اما خودمون ، خودمون رو از هم دور میکنیم . چرا ؟ اعتقاد دارم توی زندگی هیچ چیزی بهتر از صداقت و یکرنگی نیست. یه قطره ی زلال بهتر از یه دریای کدره ...! تو زندگی هم سعی کردم آدم امین و...... و تلاشم اینه به هر کسی که میتونم کمک کنم. خلاصه از این که یه آدم معمولی (به لحاظ تاثیر گذاری روی محیط پیرامونم و فهم از مسائل) باشم متنفرم . |
| وضعیت | زن24 ساله مجرد متولد 9/بهمن/1367 |
| جنسيت | زن |
| محل سکونت | Iran ، تهران ، تهران |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | تماس با آشنايان و دوستان |
| زندگي با | با هم اتاقي ها در خوابگاه |
| تحصيلات | ليسانس |
| شغل | دانشجو |
| دین | اسلام |
| گرايش سياسي | راست |
| قد | 160-165 |
| وزن | 55-60 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، دوستانه ، شلوغ ، هوش متوسط |
| مد و ظاهر | جين ، مدرن |
| تاریخ عضویت | 2 آبان 1388 ساعت 08:51 |
| ايميل 1 | shahzade_d [at] yahoo [dot] com |
| دانشگاه | محقق اردبیلی |
| دبيرستان | زهره بنیانیان |
| رشته | مهندسی شیمی |
| سال فارغ التحصيلي | 90 |
| نام محل کار | اردبیل |
| عنوان شغلي | دانشجو |
| مهارتها | من خدای برنامه نویسییییییییییییم |
| علايق کاري | برنامه نویسی(به هر زبانی که بخوای) |
| مشخصه اصلي | مهربان ، باهوش ، ريشخند ، لبخند دائمي ، پر سرو صدا ، پر هيجان |
| فرد مورد نظر آشنایی | حتما باید صورتی بپوشه |