حمیرا بینایی , hale22

حمیرا بینایی

 کل دنیا را هم که داشته باشی... باز هم دلت می خواهد... بعضی وقتها... فقط بعضی وقتها... برای یک لحظه هم که شده... همه دنیای یک نفر باشی...
حمیرا بینایی , hale22

حمیرا بینایی

مطالب
cloobid
hale22
، 5 سال و 11 ماه و 21 روز
زن 77 ساله مجرد
ليسانس ، مترجم زبان انگلیسی- روسی

رسانه ها

  • کلوب دات کام , recreation
  • ویژه , Especially
  • دکتر مثبت , dr_mosbat
  • عشق ایرانی , iranlove3
  • زنگ تفریح , merriment
  • 75 رسانه

    morebox img


تبلیغات

حمیرا بینایی , hale22
در بعضی طوفانهای زندگی،
کم کم یاد می گیری که نباید توقعی داشته باشی، مگر از خودت.
متوجه می شوی بعضی را هر چند نزدیک، اما نباید باور کرد،
متوجه می شوی روی بعضی هر چند صمیمی، اما نباید حساب کرد.
می فهمی بعضی را هر چند آشنا، اما نمی توان شناخت
و این اصلاً تلخ نیست،
شکست نیست،
آگاه شدن نام دارد.
ممکن است در حینِ آگاه شدن درد بکشی،
این آگاهی دردناک است،
اما تلخ، هرگز‼️
ادامه
99
کامنت بنویسید...
  , h_azizinejad
سه شنبه 6 تیر ، 00:40
وا چرا اینجوریه
ادامه
حمیرا بینایی , hale22
دوشنبه 5 تیر ، 12:49
برا خودم که عکس اون دختره است با موهای بلند رو به دریا!!!!!!!
ادامه
  , h_azizinejad
یکشنبه 4 تیر ، 23:59
چرا اینجوره :-|
اون عکس بزرگه بالای صفحه عکس دختر کوچولو هست چادر سرشه عکس پروفایلت تو این کامنت عکس یه دختر مو زرد که قلب دستشه
ادامه
طــوفـــان  , moji_ajri
من یك مادر بزرگ داشتم روحش شادبعد انقلاب میگفت : شاه بهتر بود
میگفتیم :عزیز چرا؟
خیلى ساده اما یك جواب دندان شكن میگفت: شاه مثل صاحب خونه میمونه ولى رییس جمهور مثل مستاجره هر چهار سال باید جاش رو عوض كنه.
پسرم همیشه صاحب خونه به فكر خونشه اما مستاجر هیچوقت بفكر خونه اى كه نشسته نیست چون مال خودش نیست و دلش نمیسوزه.
هنوز هم در این جواب ماندم و مبهوتم.من نه تونستم رد کنم نه تایید ولی هر چی بود تفسیر خیلی فیلسوفانه ای بود
ادامه
کامنت بنویسید...
طــوفـــان  , moji_ajri
دوشنبه 29 خرداد ، 15:01
ادامه
حمیرا بینایی , hale22
دوشنبه 29 خرداد ، 10:25
در کل خونه ای که می تونه یک نفر صاحب داشته باشه با کشوری که می تونه میلیونها صاحب داشته باشه خیلی قابل مقایسه نیست مهمتر از همه من جمهوری خواهم
ادامه
حمیرا بینایی , hale22
دوشنبه 29 خرداد ، 10:23
خودخواهانه درسته و نگرفته امکان ویرایش هم نداره
ادامه
حمیرا بینایی , hale22
به چه می‌اندیشی
نگرانی بیجاست
عشق اینجا و‎ ‎خدا هم اینجاست.
زندگی فردا نه، همین امروز است
راه‌ها منتظرند
تا تو هرجا که بخواهی برسی
لحظه‌ها را دریاب
پای در راه گذار
ادامه
کامنت بنویسید...
طــوفـــان  , moji_ajri
شنبه 27 خرداد ، 19:14
لایک
ادامه
حمیرا بینایی , hale22
زیر باران رفتم
دلم از پاکی باران لرزید
و نگاهم را شست
و صدایم را برد
و چه زیباست
هم آغوش شدن با اشکی
که ز چشمان جهان می ریزد
کاش باران بودم
که دلی می شستم
ادامه
کامنت بنویسید...
حمیرا بینایی , hale22
دوشنبه 29 خرداد ، 17:44
ادامه
محمود حیدری , mahmoodheidari7
دوشنبه 29 خرداد ، 15:24
L┘◄
i┘◄
k┘◄
e┘◄
ادامه
حمیرا بینایی , hale22
شش یا هفت ساله که بودم؛
دست چک پدرم را با دفتر نقاشی ام اشتباه گرفتم و تمام صفحاتش را خط خطی کردم؛
مادرم خیلی هول شده بود، دفترچه را از دست من کشید و به همراه کت پدرم به حمام برد ...

آخر شب صدایشان را می شنیدم
حواست کجاست زن میدانی کار من بدون آن دفترچه لنگ است؟؟
می دانی باید مرخصی بگیرم و تا شهر بروم؟
میدانی چقدر باید دنبال کارهای اداری اش بدوئم؟
"صدای مادرم نمی آمد"
میدانستی و سر به هوا بودی؟
"بازهم صدای مادرم نمی آمد"

سالها از اون ماجرا می گذرد ...
شاید پدرم اصلا یادش نیاید چقدر برای دوباره گرفتن آن دفترچه اذیت شد؛ مادرم هم یادش نمی آید چقدر برای کار نکرده اش شرمندگی کشید ...

اما من خوب یادم مانده است که مادرم آن شب سپر بلای من شد تا آب در دل من تکان نخورد؛ خوب یادم مانده است تنها کسی که قربانت شوم هایش واقعیست اسمش "مادر" است.
ادامه