__
لیست دوستان :: 73
لیست کلوبها :: 48
  • نام کلوب :یگان 722 _ مرکز آموزشی 01
    نام انگلیسی : yegan_722
    تاسیس : 26 خرداد 1385
    26 عضو ، 43 بحث ، 22 آلبوم

    یگان 722 _ مرکز آموزشی 01

  • نام کلوب :انجمن مهندسان مكانیك
    نام انگلیسی : mechengs
    تاسیس : 6 دی 1383
    2890 عضو ، 143 بحث ، 6 آلبوم ، 36 مقاله ، 38 لینک ، 2 نظرسنجی

    انجمن مهندسان مكانیك ایران

  • نام کلوب :دانشگاه شهید باهنر کر
    نام انگلیسی : bahonar
    تاسیس : 9 دی 1383
    1697 عضو ، 112 بحث ، 5 آلبوم ، 2 مقاله ، 4 لینک ، 1 نظرسنجی

    دانشگاه شهید باهنر کرمان

  • نام کلوب :دانشگاه آزاد واحد کرم
    نام انگلیسی : kerman_uni
    تاسیس : 30 دی 1383
    477 عضو ، 150 بحث ، 8 آلبوم ، 3 مقاله ، 7 لینک ، 1 نظرسنجی

    دانشگاه آزاد واحد کرمان

  • نام کلوب :طرفداران فیلم ترسناک
    نام انگلیسی : horrible_films_genre
    تاسیس : 21 اسفند 1383
    3261 عضو ، 172 بحث ، 15 آلبوم ، 11 مقاله ، 6 لینک ، 1 نظرسنجی

    طرفداران فیلم ترسناک

  • نام کلوب :استقلال تهران
    نام انگلیسی : esteghlal_tehran
    تاسیس : 6 دی 1383
    16469 عضو ، 3941 بحث ، 36 آلبوم ، 41 مقاله ، 24 لینک ، 46 نظرسنجی

    استقلال تهران

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
10 اردیبهشت 86 - 02:05
TAVALLOD TAVALLOD TAVALLODET MOBARAK
3 آبان 84 - 08:58
شاید آخرش یک روز دیوانه شوم و بروم وسط جالیز بایستم. درست مثل یک مترسک . آری اینطوری شاید دوستی پرنده ها را بخرم یا شاید هم دشمنی شان را! اما نه ؛ من بارها دیده ام پرنده ها روی بازوهای مترسک می نشینند . می دانی چیست ؟ آنها از نگاه مترسک ها نمی ترسند . آری ، فکر خوبیست . شاید یک روز بروم و میان یک دنیا گل بایستم تا دوست گنجشک ها شوم. چه آسوده خاطر و بی تکلف، در فضایی باز و راحت، دستانت را صد و هشتاد درجه می گشایی. حتی می توانی دهانت را نیز باز کنی و نفس های عمیقی بکشی که هیچگاه پیش از این نتوانسته ای . چقدر لذت بخش است . بعد گنجشک ها از راه می رسند. یکی یکی، دوتادوتا و دسته دسته دورت می چرخند. در آغاز کمی می ترسند، اما پس از چند لحظه با هم ریز ریز می خندند . روی بازوها، دستان و کلاهت می نشینند و پس از مدتی نوک زدن، موهایت را پریشان می کنند. گاه خورشید با نورش می تابد به تو و نشاطت می بخشد. باران غمهایت را می شوید و باد نوازشت می دهد. گل ها به تو می نگرند چونان نگاهبانی نالایق که با دشمنان دوستی می کند. شاید هم در دادگاهشان تو را به جرم خیانت محکوم به مرگ کنند. اما تو فقط به همه لبخند می زنی، به گل ها و گنجشک ها، به آفتاب، به باران، به باد، به ابر، به خورشید و ماه ... آه، به روی همه می خندی. هر روز پیرتر و پیرتر می شوی. لباس هایت پاره تر می شوند و موهایت آشفته تر. خورشید گاه گاهی سربه سرت می گذارد و بی رحمانه می تابد، آفتاب لباس هایت را بی رنگ می کند و تو ناچار می سوزی و می سوزی... ابر می گرید و می بارد، بی مدارا به سر و رویت می کوبد و تو با او بی دریغ می باری و می باری... باد می وزد و موهایت را پریشان می کند و لباس هایت را به رقص وا می دارد و تو بی پروا دست در دست باد می رقصی ... فصل ها را پشت سر می گذاری و پیر می شوی. خورشید و ابر و باد، می تابند و می بارند و می وزند و تو همچنان استوار ایستاده ای و به روی همه لبخند می زنی. می ایستی و می خندی و می ایستی و می خندی، تا روزی محو شوی،هیچ شوی همچنان می ایستی و می خندی و دوستی ات تنها به یاد گنجشک ها می ماند
20 تیر 84 - 04:44
salam be pesarake gol. hadi vaghan pesare sangin va bajanbeii hastesh khodaish man ke dosesh daram harki dosteshe ghadresho bedone. ba arezoye mofagheyat roz afzon baraye hadiyee azizam byebye.
__