userinfo close

پیام های کوتاه

مسعود دماوند , ar_damavand1973
ادعانمیکنم همیشه به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ولی ادعا میکنم لحظاتی که بیادشان نیستم هم دوستشان دارم...
1 سال پیش
   
سیاوش هیچ به هیچ , 7mw3fubk
1 سال پیش
   
شمس   , shams_6919
سلام خانوم گل فقط ساده اتونم بگم:دادا تولدت مبارك انشاالله سال خوب و پرباری در كنار همسرتون داشته باشین
1 سال پیش
   
مهرداد امجدی , amjadiran
هفت تا آسمون پر از گل رز با صد تا دریا پر عشق و عاطفه فقط می خواد بهت بگه تولدت مبارك
1 سال پیش
   
مسعود اچ اچ , soltan_nokhod
همگی دس دس دس دس تولکش مبارک دس دس
1 سال پیش
   
شاید نشود به گذشته بازگشت ویک آغاز زیبا ساخت ، ولی می شود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت

گل رز

golrozz

زن 33 ساله متاهل ، مشاهده پروفایل
2 سال و 9 ماه و 5 روز سن کلوبی ،
زندگی زیباست ای زیبا پسند
 

آلبوم تصاویر

لیست کلوب ها :: 59

      ,
    رنگ زندگی
    زندگی زیباست زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست گر بیفروزیش ، رقص شعله اش در هر كران پیداست ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست
      ,
    4راه جوانی
    آن روزها رفتند آن روزهای خوب آن روزهای سالم سرشار آن آسمان های پر از پولك آن شاخساران پر از گیلاس آن خانه های تكیه داده در حفاظ سبز پیچكها به یكدیگر آن بام های باد بادكهای بازیگوش آن كوچه های گیج از عطر اقاقی ها آن روزها رفتند آن روزها یی كز شكاف پلكهای من آوازهایم چون حبابی از هوا لبریز می جوشید چشمم به روی هر چه می لغزید آنرا چو شیر تازه می نوشید گویی میان مردمكهایم خرگوش نا آرام شادی بود هر صبحدم با آفتاب پیر به دشتهای نا شناس جستجو می رفت شبها به جنگل های تاریكی فرو می رفت آن روزها رفتند آن روزها ی برفی خاموش كز پشت شیشه در اتاق گرم هر دم به بیرون خیره میگشتم پاكیزه برف من چو كركی نرم آرام می بارید بر نردبام كهنه چوبی بر رشته سست طناب رخت بر گیسوان كاجهای پیر و فكر می كردم به فردا آه فردا حجم سفید لیز با خش خش چادر مادربزرگ آغاز میشد و با ظهور سایه مغشوش او در چارچوب در كه ناگهان خود را رها می كرد در احساس سرد نور و طرح سرگردان پرواز كبوترها در جامهای رنگی شیشه فردا ... گرمای كرسی خواب آور بود من تند و بی پروا دور از نگاه مادرم خطهای باطل را از مشق های كهنه خود پاك می كردم چون برف می خوابید در باغچه می گشتم افسرده در پای گلدانهای خشك یاس گنجشك های مرده ام را خاك میكردم آن روزها رفتند آن روزهای جذبه و حیرت آن روزهای خواب و بیداری آن روز ها هر سایه رازی داشت هر جعبه سربسته گنجی را نهان می كرد هر گوشه صندوقخانه در سكوت ظهر گویی جهانی بود هر كسی ز تاریكی نمی ترسید در چشمهایم قهرمانی بود آن روزها رفتند آن روزهای عید آن انتظار آفتاب و گل آن رعشه های عطر در اجتماع ساكت و محبوب نرگسهای صحرایی كه شهر را در آخرین صبح زمستانی دیدار می كردند آوازهای دوره گردان در خیابان دراز لكه های سبز بازار در بوهای سرگردان شناور بود در بوی تند قهوه و ماهی بازار در زیر قدمها پهن می شد كش می آمد با تمام لحظه های راه می آمیخت و چرخ می زد در ته چشم عروسكها بازار مادر بود كه می رفت با سرعت به سوی حجم های رنگی سیال و باز می آمد با بسته های هدیه با زنبیل های پر بازار بود كه می ریخت كه می ریخت كه می ریخت آن روزها رفتند آن روزهای خیرگی در رازهای جسم آن روزهای آشنایی های محتاطانه با زیبایی رگهای آبی رنگ دستی كه با یك گل از پشت دیواری صدا می زد یك دست دیگر را و لكه های كوچك جوهر بر این دست مشوش مضطرب ترسان و عشق كه در سلامی شرم آگین خویشتن را بازگو میكرد در ظهر های گرم دود آلود ما عشقمان را در غبار كوچه می خواندیم ما با زبان ساده گلهای قاصد آشنا بودیم ما قلبهامان را به باغ مهربانی های معصومانه می بردیم و به درختان قرض می دادیم و توپ با پیغام های بوسه در دستان ما می گشت و عشق بود آن حس مغشوشی كه در تاریكی هشتی ناگاه محصورمان می كرد و جذبمان می كرد در انبوه سوزان نفس ها و تپش ها و تبسم های دزدانه آن روزها رفتند آن روزها مثل نباتاتی كه در خورشید می پوسند از تابش خورشید پوسیدند و گم شدند آن كوچه های گیج از عطر اقاقی ها در ازدحام پر هیاهوی خیابانهای بی برگشت و دختری كه گونه هایش را با برگهای شمعدانی رنگ می زد آه اكنون زنی تنهاست اكنون زنی تنهاست
      ,
    کارخانه هیولاها
    ای تشنه کام پیوسته در تلاش چه هستی ؟ نام دیگر زمین محبت خود را از نسل ما سلاله پکان گرفته است مردی که رستگاری خود را با روزه های صمت در طول سالیان به ریاضت می ساخت با من یک پیاله می هفتاد سال طاعت خود را باخت وقتی که سخت سخره گرفتند پکبازان را من مثل برکشیده حصاری بر پای ایستادم و خواندم سادهترین ترانه پکی را امشب امید رفته ز دستم با من به یک پیاله محبت کن من از نسل از سلاله پکانم من عاشق قدیمی ایرانم
      ,
    دهستان دولاب قشم
    کلوب برو بچه های خون گرم دولاب و قشم و ایران زمین.
      ,
    شاهین بوشهر (شاهین پارس جنوبی)
    محیطی مناسب برای تبادل نظرات طرفداران شاهین پارس جنوبی بوشهر
      ,
    آریانا
    کلوپی سرشار از شادی و دوستانی تازه و جدید

اطلاعات پروفایل

باران بوی خوش لمس باران بر خاک همچون لمس گرم دستان تو دست در دست . در هوای تازه تازه چشمان تو . تازه چشمان پشت گل گلی زِ رنگ عشق با بوی خوش تو با بوی خوش اشتیاق به آغوش
کلوب آی دی
cloobid
golrozz
، سن کلوبی : 2 سال و 9 ماه و 5 روز
درباره من
زندگی زیباست ای زیبا پسند
وضعیت
زن33 ساله متاهل متولد 17/مهر/1358
جنسيت
زن
محل سکونت
Iran ، تهران ، تهران
سيگار
نميکشم
علت عضويت
تماس با آشنايان و دوستان
زندگي با
با همسر
تحصيلات
ديپلم دبيرستان
دین
اسلام
گرايش سياسي
هيچکدام !
قد
160-165
اخلاق و برخورد
شوخ ، جدي ، دوستانه
مد و ظاهر
راحت ، معمولي
تاریخ عضویت
16 اردیبهشت 1388 ساعت 02:21

اطلاعات شخصی

فرد ايده آل زندگي
مهیار همسرم
موارد غیر قابل تحمل
دروغ .خیانت .دورویی.نارو. مرد بد چشم
مهارتهاي شخصي
خیاطی. گل دوزی.آشپزی حد تیم ملی. رام کردن شوهر گل وشر و شیطون خودم که مهیار اسمشه ......!
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.