__
لیست دوستان :: 9
لیست کلوبها :: 13
  • نام کلوب :منتظران ظهور
    نام انگلیسی : pejman2007
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    5412 عضو ، 1105 بحث ، 23 آلبوم ، 43 مقاله ، 4 لینک ، 5 نظرسنجی

    منتظران ظهور

  • نام کلوب :انجمن شاعران جوان کاش
    نام انگلیسی : shaeran_kashan
    تاسیس : 4 آذر 1384
    69 عضو ، 12 بحث ، 3 لینک

    انجمن شاعران جوان کاشان

  • نام کلوب :ستاره های زنجان
    نام انگلیسی : setarehayezanjan
    تاسیس : 30 تیر 1385
    1165 عضو ، 482 بحث ، 60 آلبوم ، 40 مقاله ، 12 لینک ، 1 نظرسنجی

    ستاره های زنجان

  • نام کلوب :بچه مثبت ها
    نام انگلیسی : plus
    تاسیس : 27 مرداد 1385
    567 عضو ، 13 بحث ، 4 مقاله

    بچه مثبت ها

  • نام کلوب :عشق به خدا
    نام انگلیسی : eshgh_be_khoda
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    7100 عضو ، 756 بحث ، 2 آلبوم ، 43 مقاله ، 14 لینک ، 1 نظرسنجی

    عشق به خدا

  • نام کلوب :خدا تنها یار من
    نام انگلیسی : godonly_friend
    تاسیس : 27 دی 1383
    13589 عضو ، 1829 بحث ، 7 آلبوم ، 38 مقاله ، 5 لینک ، 2 نظرسنجی

    خدا تنها یار من

لیست توصیفنامه ها
21 تیر 87 - 20:53
پسر نگاهی به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستیم بیا یه آرزوی قشنگ بکنیم دختر با بی میلی قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکی تا آخر دنیا عاشق هم بمونیم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خیلی بی تفاوت گفت کاشکی همین الان دنیا تموم بشه ... وقتی چشماشو باز کرد پسر رو ندید فقط چند تا حباب رو آب دید
11 تیر 87 - 11:50
نجات مردی در جهنم بود که فرشته ای برای کمک به او آمد و گفت من تو را نجات می دهم برای اینکه تو روزی کاری نیک انجام داده ای فکر کن ببین آن را به خاطر می آوری یا نه؟ او فکر کرد و به یادش آمد که روزی در راهی که می رفت عنکبوتی را دید اما برای آنکه او را له نکند راهش را کج کرد و از سمت دیگری عبور کرد. فرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنکبوتی پایین آمد و فرشته گفت تار عنکبوت را بگیر و بالا برو تا به بهشت بروی. مرد تار عنکبوت را گرفت در همین هنگام جهنمیان دیگر هم که فرصتی برای نجات خود یافتند به سمت تار عنکبوت دست دراز کردند تا بالا بروند اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنکبوت پاره شود و خود بیفتد. که ناگهان تار عنکبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرت شد فرشته با ناراحتی گفت تو تنها راه نجاتی را که داشتی با فکر کردن به خود و فراموش کردن دیگران از دست دادی. دیگر راه نجاتی برای تو نیست و بعد فرشته ناپدید شد.
11 تیر 87 - 11:02
کاش میدانستی !!! زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست ... حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست .... زندگی خوردن وخوابیدن نیست .... زندگی کوشش وراهی شدن است .... از تماشاگر آغاز حیات .... تا به جایی که خدا می داند. آنجا كه نظر گاه دل درویش است /// سرمایه آب زندگانی بیش است //// زینهار میازار دل درویشان /// درویش خدا نیست ، خدا درویش است
__