userinfo close

پیام های کوتاه

قورد  آذ , farhad_141
salam ba nia ba sildon mani dost ?
1 هفته پیش
   
علی  پناهی , azari198857
salamkar babnan turku gizina
1 ماه پیش
   
سعید میرزایی , smirzayie
gozal faryadun waridi.sonaram ki add eliyasiiiz tanish olam bilazinan.
1 ماه پیش
   
آتیلا هونر , atila000
selamlar kefin ay qız gel bir çaylaşax
1 ماه پیش
   
سوسن س , gokpinar
آدام گئدر آدقالار ! یاخشی پیسدن ! آغیزدا بیردادقالار !
2 ماه پیش
   
ایگید اوغلان ائلین آتماز     دوستونی نامرده ساتماز    غوربت اولکه بهشت اولسا     وطن توپراغینا چتماز

سوسن س

gokpinar

زن 23 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
3 سال و 11 ماه و 2 روز سن کلوبی ،
خسته ی خاکم و گر برآسمان آرمانم/ تخته بند غفلتم ور خود به معنی راز دانم همین قفس بر گیر تا این نفس باقی ست مارا/ این یقی...
 

آلبوم تصاویر

لیست کلوب ها :: 253

      ,
    برنامه نویسی
    مجالی برای گپ و تبادل نظر در مورد برنامه نویسی کامپیوتر
      ,
    برنامه ها و کرک آنها
    در این کلوب شما میتوانید نسخه های کامل نرم افزار یا کرک انها را دریافت کنید
      ,
    مهندسی نرم افزار
    هدف ما در این کلوب بحث ، مطالعه و انتقال تجربیات در مورد روشها و تکنیک های مهندسی نرم افزار است .
      ,
    تکنیسین کامپیوتر
    هدف از ایجاد این کلوب این است که تمام کسانی که به نوعی با کامپیوتر ارتباط فنی دارند، در این کلوپ جمع بشوند، و دانش خود را تا حد امکان به دیگران منتقل بکنند.
      ,
    كانون دانشجویان ایران
    ابن کلوپ مخصوص دانشجویان و فارغ التحصیلان همه دانشگاهها میباشد.
      ,
    دانشجو
    دانشجویان و فارغ التحصیلان عزیز خوش آمدید

اطلاعات پروفایل

آذری اولکه سی جانیمدیر، جانیم/ یاشاسین تبریزیله، اورمو، زنگانیم/ آرخادیر تک سنه قوجا جاوانیم/ آی منیم توپراغیم آذربایجانیم
کلوب آی دی
cloobid
gokpinar
، سن کلوبی : 3 سال و 11 ماه و 2 روز
درباره من
خسته ی خاکم و گر برآسمان آرمانم/ تخته بند غفلتم ور خود به معنی راز دانم
همین قفس بر گیر تا این نفس باقی ست مارا/ این یقین سینه سوزم بس که در حبس گمانم
خاک ما را خرم از لبخند باران خیز خود کن/ بین که خاری خسته جان از خنجر خشم خزانم
بر منار آشنایی ها نمی سوزد چراغی/ آتش اندر تیرگی افتد که آتش زد به جانم
ای بهار عاشقی گرمای تابستانیت کو؟ / که خزان گرد زمستان خیمه زد بر آشیانم
به کجای این شب آویزم قبای ژنده ام را؟ / آفتابی، اختری، ماهی نمی پرسد نشانم؟
سینه مالامال در دست ای دریغا غمگساری/ دل ز تنهایی به جان آمد خدا را دلستانم
نور نابت نوش بادا ای دهان سبز بستان/ من چه بی برگم که عمری در تمنای دهانم
شمع خاموشم صبور از شمع خاموشان نشینم/ ای سکوت خلوت کروبیان چونت بخوانم؟
وضعیت
زن23 ساله مجرد متولد 25/فروردین/1368
جنسيت
زن
محل سکونت
Iran ، زنجان ، زنجان
سيگار
نميکشم
علت عضويت
شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر
زندگي با
با والدين
تعداد بچه ها
1
تحصيلات
ليسانس
شغل
دانشجو
اطلاعات اضافي
آیا نشنیده اید حکایت آن مرد دیوانه ای را که در روز روشن فانوسی برافروخت، به میان بازار شتافت و پی در پی بانگ برمی آورد: در جستجوی خدایم! در جستجوی خدایم! چون در ان حال بسیاری از انان که به خدا باور نداشتند به دورش حلقه زده بودند او بسیار مضحکتر می نمود. کسی پرسید: آیا او گم شده است؟ دیگری پرسید: آیا همچون کودکان راهش را گم کرده؟ یا پنهان شده و از ما می ترسد؟ به سفری دراز رفته یا ترک دیار گفته است؟ سپس هیاهو کردند و خنده سر دادند. مرد دیوانه به میانشان پرید و چشمهایش را به آنها دوخت. بانگ زد: خداکجاست؟ من به شما خواهم گفت. ما او را کشته ایم. شما و من همگی قاتلان اوییم. اما چگونه چنین کردیم؟ چگونه توانستیم دریا را تا آخرین جرعه بنوشیم؟ چه کسی به ما دستمالی داد تا افق را پاک کنیم؟ چه می کردیم آن زمان که زمین را از بند خورشیدش رها می کردیم؟ اکنون کجا سرگردان است؟ اکنون ما دور از همه خورشیدها در کجا راه می پوییم؟ آیا هنوز فراز و فرودی باقی مانده است؟ آیا ما در هیچی بی انتها آواره نیستیم؟ آیا نفس فضای تهی را احسای نمی کنیم؟ آیا سردتر نشده است؟ آیا شب دم به دم به ما نزدیکتر نمی شود؟ وآیا محتاج ان نیستیم که در صبحدم فانوس برافروزیم؟ آیاهنوز هیچ چیز از صدای گورکنانی که خدا را دفن می کنند، نمی شنویم؟ آیا هنوز بوی تجزیه خدارا استشمام نمی کنید؟ آری، خدایان نیز متلاشی می شوند. خدامرده است و مرده خواهد ماند. و ما او را کشته ایم.
دین
اسلام
گرايش سياسي
چپ
قد
155-160
وزن
45-50
اخلاق و برخورد
شوخ ، جدي ، خشک ، دوستانه ، بد اخلاق ، گوشه گير ، تيزهوش
مد و ظاهر
متغيير
تاریخ عضویت
20 اسفند 1386 ساعت 12:11

اطلاعات علایق

علایق
زیستن
ورزش
شنا- دوچرخه سواری
فعاليتها
گرافیک- موسیقی- مطالعه- سینما- کوه نوردی- پیاده روی جاده گاوازنگ- سفر- dance
کتاب
کیمیاگر- مثنوی- تهوع- جنس ضعیف- چنین گفت زرتشت- اخلاق خدایان- جنس دوم- راز- زندگی، جنگ و دیگر هیچ
موسيقي
آذربایجان موسیقی سی- راک- پاپ
برنامه تلويزيون
فیتیله
فيلمها
تمام فیلمهای جشنواره ای مخصوصا معناگرا و مخاطب خاص
غذا
من سر نخورم که سر گران است/ پاچه نخورم که استخوان است
بریان نخورم که هم زیان است/ من نور خورم که قوت جان است
من عشق خورم که خوشگواراست/ذوق دهن است ونشو جان است

اطلاعات ارتباط

ايميل 1
turk_pinar [at] yahoo [dot] com
پیام رسان یاهو
turk_pinar

اطلاعات حرفه

دانشگاه
سنه نه!
رشته
computer-software
سال فارغ التحصيلي
1390
در مورد کار من
درها را می گشایم
درها رامی بندم
از میان درها می گذرم
وبه انتهای سفر می رسم
نه شهری
نه بندری.
قطار از ریل خارج می شود
کشتی به گل می نشیند
هواپیما سقوط می کند
ونقشه به روی یخ رسم می شود.
با این همه، اگر می توانستم یک بار دیگر این سفر را آغاز کنم
می کردم.
مهارتها
در جوار خورشید بسا جرمهای سیاه هست که وجودشان را حدس می توان زد اما هرگز دیده نمی شوند.
علايق کاري
ما یک نیمه سیب ایم
دنیای بزرگ نیم دیگر
ما یک نیمه سیب ایم
خلقمان نیم دیگر
ما یک نیمه سیب ایم
نیم دیگر من
ما دو تا...

اطلاعات شخصی

من در يک جمله !
من همیشه از نگاه نادرست و طعنه ی تاریک ترسیده ام اما با این همه گمان مبر که در برودت این بادها خواهم برید.
مهمترين چيزها
من اگر یک بار دیگر خود را باز می یافتم
نمی گویم که اگر آب حیات می خوردم
اگر دیگر بار , درها گشوده می شد
و من دوباره به این سرا , پا می نهادم
درست همین گونه زندگی می کردم

غرق خون
درست همین گونه , در عشق و جنون
من اگر یک بار دیگر خود را باز می یافتم ...!
رنگ مو
مشکي
رنگ چشم
مشکي
وضعيت بدني
معمولي
وضعيت ظاهري
زيبا
مشخصه اصلي
مهربان ، لبخند دائمي ، زخم يا سوختگي
فرد مورد نظر آشنایی
از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
فرد ايده آل زندگي
همچون کرگدن تنها سفر می کنم
موارد غیر قابل تحمل
تحجر- بی غیرتی- زور- تزویر- ادعا- افاده- تحقیر- گاف!- بچه زرنگ!!!
مهارتهاي شخصي
آرزو داریم روزی برسد که دیگر چیزی مایه ترس وجود نداشته باشد!
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.