لیست دوستان :: 16
لیست کلوبها :: 41تقدیر 16 شهریور 86 - 13:04 |
تقدیر همیشه حرف خودش میزنه تقدیر نه به من نه به تو اجازه نمیده كه راه خودمون بریم تقدیر گاهی مچ ما را سر بزنگاه به هم رسیدن میگیره تا حالا چقدر شده كه سلام نكرده مجبورشی بری
تا حالا چند بار شده كه نصفه راه برگردی و ادای موندن اختیاری رو در بیاری تا حالا برای این همه غصه؛ دلت لرزیده تا حالا پا پیش كشیدی، تا حالا مجبور شدی همه چی رو بذاری و بری؟ تقدیر همیشه حرف خودشو میزنه چقدر سخته كه برای آخرین بار بگی خداحافظ تا حالا چند بار گفتی: خداحافظ، چند بار؟ آه از این خداحافظ (متن از فرزاد حسنی ) |
لیست توصیفنامه ها23 آذر 86 - 13:03 | |
من آن خاکم به زیر پا
ولی مغرور مغرورم
به تاریکی منم تاریک
ولی پر نور پر نورم
اگه گلبرگ بی آبم
به شبنم رو نمی آرم
اگه تشنه تو خورشیدم
به سایه تن نمی کارم
من آن دردم
که هر جایی پی مرهم نمیگرده
که غم دارم اگه دنیا
به کام من نمیچرخه
من آن عشقم
که با هرکس
سر سفره نمیشینه
من آن شوقم
که اشکامو
به جز محرم نمیبینه
اگه من ساقه خشکم به دریا دل نمیبندم
اگه بارون پربارم به صحرا دل نمیبندم
چه مغرورم ...
|
9 مهر 86 - 17:48 | |
من .!
خالی از عاطفه و خشم
خالی از خویشی و غربت
گیج و مبهوت بین بودن و نبودن
عشق .!
آخرین همسفر من
مثل تو من رها کرد
حالا دستام مونده و تنهایی من
ای دریغ از من .!
که بیخود مثل تو گمشدم
گمشدم تو ظلمت تن
ای دریغ از تو .!
مثل عکس عشق
هنوزم داد میزنی تو آینه من
وای .!
گریمون هیچ
خندمون هیچ
باخته و برندمون هیچ
تنها گوش تو مونده
غیر از اون هیچ
ای .!
ای مثل من تک و تنها
دستام بگیر که عمر رفت
همه چی تویی
زمین و آسمان هیچ ...
باتو میبینم
همه بود و نبود
بیا پر کن
من رو ای خورشید دل سرد
بی تو می میرم
مثل قلب چراغ
نور تو بودی
کی من رو از تو جداکرد ؟
|
25 تیر 86 - 23:29 | |
قاصدک به خدا راست بگو یار چه گفت؟
درباره من آن بت عیار چه گفت؟
گفتی چو حدیث مردنـم در بر او
از حالت مـــن چو شد خبردار چه گفت؟ |























