__
لیست دوستان :: 17
لیست کلوبها :: 34
  • نام کلوب :رابین ویلیامز
    نام انگلیسی : robinwilliams
    تاسیس : 6 مرداد 1385
    73 عضو ، 10 بحث ، 7 آلبوم ، 1 نظرسنجی

    رابین ویلیامز

  • نام کلوب :مهدی اخوان ثالث
    نام انگلیسی : m_ahavan
    تاسیس : 9 دی 1383
    4243 عضو ، 243 بحث ، 7 آلبوم ، 1 مقاله ، 2 لینک

    مهدی اخوان ثالث

  • نام کلوب :برنامه نویسی
    نام انگلیسی : programmer
    تاسیس : 6 دی 1383
    9156 عضو ، 2662 بحث ، 17 آلبوم ، 40 مقاله ، 38 لینک ، 2 نظرسنجی

    برنامه نویسی

  • نام کلوب :استاد شجریان
    نام انگلیسی : mshajariyan
    تاسیس : 15 دی 1383
    9532 عضو ، 1247 بحث ، 26 آلبوم ، 9 مقاله ، 10 لینک

    استاد شجریان

  • نام کلوب :قرآن کتاب دین من
    نام انگلیسی : ghoraan
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    2129 عضو ، 523 بحث ، 10 آلبوم ، 15 مقاله ، 23 لینک

    قرآن کتاب دین من

  • نام کلوب :دکتر شریعتی
    نام انگلیسی : shareiati
    تاسیس : 29 آذر 1383
    13102 عضو ، 89 بحث ، 60 آلبوم ، 58 مقاله ، 30 لینک ، 26 نظرسنجی

    دکتر شریعتی

برای قیصر
11 آبان 86 - 10:37

 

 

I should glad to another death *

 

 

چند روزی می شود که قیصر امین پور دیگر در میانمان نیست ...

خیلی دلم می خواست که درباره اش مفصل بگویم و بنویسم , اما افسوس که زمان کافی در اختیارم نیست برای از شاعری گفتن که بیش از تمام شاعران حال حاضر شعر را از دل می سرود , و نه عقل !

 هم او که می گفت نام کوچکش از آن جا آغاز می شود که نام بزرگ عشق پایان می گیرد ... قیصر بزرگی که بسیار نیز بی ادعا بود و دوست داشتنی ...

در هر صورت شعر قیصر و نامش تا همیشه برایمان بزرگ و زنده خواهند ماند !

 

همین چند وقت پیش بود که آخرین مجموعه ی شعرش وارد کتابفروشی ها شده بود , شاید آن چند وقت پیش هیچ تصور نمی کردیم که آخرینش باشد , اما چه می توان کرد با مرگ ؟! با این فرشته بی رحم مرگ , با این جبر زندگی !

آ ری , شاعربی ادعای ما که بدون اِفه های روشنفکری ِ گاه تهوع آور ِ معمول! شعر می گفت , و حتی انگ حکومتی بودنش چیزی از محبوبیتش نکاست , چون از دل می گفت و به عشق مردم می گفت و نه به عشق ... شاعری که هر چند دردهایش از جنس مردم زمانه نبود , اما درد مردم زمانه را داشت !

شاعری که هم برای کودکان شعر می گفت و هم کودکانه شعر می گفت و هیچ گاه کودک درونش را فراموش نکرد ....

رفت ! و اکنون دیگر در بینمان نیست و به قول زیبای خودش گویا باید بار دیگر خواند که ناگهان چقدر زود دیر می شود ... او رفت و باز هم ما ماندیم و آهی که بر سر دریغ و حسرت همیشگی می کشیم !

 

کوتاه با او ؛

می گویند , از دل برود هر آن که از دیده رود ... اما درباره ی امثال تو به یقین این مصراع صادق نیست که من تو را در آینه های ناگهان هر روز و یا بهتر بگویم هر بار که هوایی شدم , می بینم , چون سروده هایت بر دلم نشسته .

 آری ! می بینمت و خواهم دیدت , حتی بعد از مدتها که از لحظه ی عزیمتت گذشته باشد ... می بینمت هر روز , هر روز که خورشید دلم زِ سمت مشرق جغرافیای عرفانی طلوع کند !

 

به همین مجمل بسنده می کنم ...                                                                                                                       

                                                      خدا رحمتت کند

 

 

* T.S. ELIOT

  • ارسال نظر (0)
لیست توصیفنامه ها
28 اردیبهشت 86 - 05:11
سلام دوست عزیز ازتون دعوت میکنم تا در کلوب روز والنتاین عضو شوید تا لحظات شاد و خوبی رو در کنار هم داشته باشیم http://www.cloob.com/club.php?id=323#&postone راستی امتیاز یادتون نره مرسی
23 اردیبهشت 86 - 05:22
. برای عوض کردن از آنچه بوده ام . . . دلیلی پیدا کرده ام . . . دلیلی برای شروع مجدد
__