__
لیست دوستان برای دوستان مقدور می باشد.
لیست کلوبها :: 47
  • نام کلوب :اراک( بَرو بَچ پارسه)
    نام انگلیسی : Cnet_Parseh
    تاسیس : 20 بهمن 1386
    487 عضو ، 29 بحث ، 19 آلبوم ، 7 مقاله ، 5 لینک ، 2 نظرسنجی

    اراک( بَرو بَچ پارسه)

  • نام کلوب :دانشگاه آبیک
    نام انگلیسی : basir
    تاسیس : 13 آبان 1384
    116 عضو ، 229 بحث ، 23 آلبوم ، 39 مقاله ، 21 لینک

    دانشگاه آبیک

  • نام کلوب :بهشت ایران
    نام انگلیسی : behesht_iran
    تاسیس : 24 مهر 1386
    8723 عضو ، 17 بحث ، 36 آلبوم ، 8 مقاله ، 13 لینک ، 1 نظرسنجی

    بهشت ایران

  • نام کلوب :مجید اخشابی
    نام انگلیسی : majideakhshabi
    تاسیس : 10 تیر 1384
    1090 عضو ، 214 بحث ، 36 آلبوم ، 10 مقاله ، 11 لینک

    مجید اخشابی

  • نام کلوب :متولدین آبان
    نام انگلیسی : Scorpion
    تاسیس : 6 دی 1383
    4978 عضو ، 188 بحث ، 19 آلبوم ، 24 مقاله ، 18 لینک ، 8 نظرسنجی

    متولدین آبان

  • نام کلوب :امام رضا(ع)
    نام انگلیسی : imamreza
    تاسیس : 16 اردیبهشت 1384
    587 عضو ، 194 بحث ، 9 آلبوم ، 3 مقاله

    امام رضا(ع)

داستان شنل قرمزی
12 مهر 87 - 19:14

داستان شنل قرمزی

 

یه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
عزیزم چند روزه مادر بزرگت مبایلشو جواب نمیده . هرچی
SMS هم براش میزنم
باز جواب نمیده .
Online هم نشده چند روزه . نگرانشم .
چندتا پیتزا بخر با یه اکانت ماهانه براش ببر . ببین حالش چطوره .
شنل قرمزی گفت : مامی امروز نمیتونم .
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بریم دیزین اسکی .
مادرش گفت : یا با زبون خوش میری . یا میدمت دست داداشت گوریل انگوری لهت کنه .
شنل قرمزی گفت : حیف که بهشت زیر پاتونه . باشه میرم .
فقط خواستین برین بهشت کفش پاشنه بلند نپوشین .
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بیان.
می خوان ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزی گفت : من که گفتم از این پسر لوس دکتر خوشم نمیاد .
یا رابین هود یا هیچ کس . فقط اون و می خوام .
شنل قرمزی با پژوی
۲۰۶ آلبالوئی که تازه خریده از خونه خارج میشه .
بین راه حنا دختری در مزرعه رو میبینه .
شنل قرمزی‌: حنا کجا میری ؟؟؟
حنا : وقت آرایشگاه دارم . امشب یوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
شنل قرمزی: ای نا کس حالا تنها میپری دیگه !!
حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی .
بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران میشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت
نکردن .
شنل قرمزی: حتما اون دختره ایکبری سیندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوشانس میان .
شنل قرمزی: برو دختره ...........................................
( به علت به کار بردن الفاظ رکیک غیر قابل پخش بود )
شنل قرمزی یه تک آف میکنه و به راهش ادامه میده .
پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!!
ماشینا جلوش نگه میداشتن اما به توافق نمی رسیدن و می رفتن .
میره جلو سوارش میکنه .
شنل قرمزی : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!!
نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
با اون مرتیکه ...... راه افتادیم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
شنل قرمزی: اون که هاج زنبور عسل بود .
نل : حالا گیر نده . وسط راه بابا مون چشمش خورد به مادر پرین رفت گرفتش .
این دختره پرین هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بیرون .
زندگی هم که خرج داره . نمیشه گشنه موند .
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابین هود نیست ؟؟؟؟ کیف اون زن رو قاپید .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کیف قاپی .
جان کوچولو و بقیه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند میکنن .
شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببین پت و مت هستن . سر چها راه دارن شیشه ماشین پاک
می کنن .
دخترک کبریت فروش هم چهار راه پائینی داره آدامس میفروشه .
شنل قرمزی : چرا بچه ها به این حال و روز افتادن ‌؟؟؟؟
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتیول شد .
بچه مایه دار شدی . بقیه همه بد بخت شدن .
بچه های این دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چیه .
شخصیتهای محبوبشون شدن دیجیمون ها دیگه با حنا و نل و یوگی و خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن .

 

 

لیست توصیفنامه ها
30 شهریور 87 - 19:07
سلام. از تبریکت ممنون. شاد و سلامت باشی.
25 شهریور 87 - 13:06
سلام. متشكر داستان دروغ و حقیقت روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم، حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد. دروغ حیله گر لباسهای او را پوشید و رفت. از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است، اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود
24 شهریور 87 - 17:00
خوشبختی داشتن دوست داشتنیها نیست، دوست داشتن داشتنیهاست. همیشه شاد باشین...
__