لیست دوستان :: 234
لیست کلوبها :: 95حیات وممات 5 اسفند 86 - 13:21 |
شفقت طلوع آفتاب را دیده ای ، که نسیم حیاتی است ،بر دل زمینیان عالم ، پرندگان را آواز خوان برشاخ وبرگ درختان به جنب وجوش می اندازد ! سفره دل گل را باز میکند و پروانه ها را شنونده این درد ودل میکند !ولوله و غوغایی به راه می اندازد و میرود... اما امان از شقاوت غروب که سکوت مرگباری است و باخود تاریکی وسیاهی را آورده ! پرندگان را از جنب وجوش انداخته ، گل ها را پژمرده و پروانه گان را بی تاب وخاموش کرد.دیگر این فریاد کلاغ وار کلاغ هاست که نگاه تو را به سرخی عالم جلب میکند و در سیاهی ها محو میشود ....اضطرابی عالم را فرا می گیرد و همه گان پروانه وار در جست وجوی شعله ا ی مست و چموشند تا دل بی قرار خود را قدری قرار دهند. زیبا تشبیهی است تشبیه طلوع وغروب به تولد وممات... آیا آنکه به حقیقت حیات پی برده باشد هرگز خواهد مرد ؟ آنکه نور ایمان او را فراگرفته باشد هرگز تاریکی را خواهد دید ؟ آنکه نیکو بود ونیکو زیست ، هرگز زشتی وتیرگی سیاهی را خواهد دید؟ آنکه چون گل جمیل سیرت بود ..! آیا هرگز زیبایی خواهد مرد ؟هرچند که گلها پژمرده شوند؟ اما آنچه از گل به یادگار خواهد ماند زیبایی آن است . آنکه پیش از آنکه بمیرد، بمیرد ؛ هرگز نخواهد مرد ...! " موتوا قبل ان تموتوا " |
لیست توصیفنامه ها15 اسفند 86 - 18:43 | |
با سلام و عرض تسلیت
پیامبرصلى الله علیه وآله :
حُبُّ الدُّنیا وحُبُّ اللَّهِ لا یَجتَمِعانِ فی قَلبٍ أبداً
دنیا دوستى و خدا دوستى ، هرگز در یك قلب جمع نمىشوند
تنبیه الخواطر ، ج 2، ص 122
|
11 اسفند 86 - 01:21 | |
شکسپیر :اگر تمام شب برا ی از دست دادن خورشید گریه کنی
لذت دیدن ستاره ها را هم از دست خواهی داد |
8 اسفند 86 - 20:43 | |
گودال قتلگاه، پر از بوی سیب بود
تنهاتر از مسیح ، کسی بر صلیب بود
سرها رسید از پی هم، مثل سیب سرخ
اول سری که رفت به کوفه، حبیب بود
مولا نوشته بود، بیا ای حبیب ما
تنها همین، چقدر پیامش غریب بود
مولا نوشته بود، بیا دیر می شود
آخر حبیب را، ز شهادت نصیب بود
مکتوب می رسید فراوان، ولی دریغ
خطش تمام کوفی و مهرش فریب بود
اما حبیب، رنگ خدا داشت نامه اش
اما حبیب، جوهرش "امّن یُجیب" بود
یک دشت سیب سرخ، به چیدن رسیده بود
باغ شهادتش ، به رسیدن رسیده بود
|



















