__
لیست دوستان :: 1
لیست کلوبها :: 4
  • نام کلوب :متولدین تیر ماه
    نام انگلیسی : mahtir
    تاسیس : 22 دی 1383
    6431 عضو ، 177 بحث ، 37 آلبوم ، 25 مقاله ، 2 لینک ، 3 نظرسنجی

    متولدین تیر ماه

  • نام کلوب :موسوی
    نام انگلیسی : mousavi
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    233 عضو ، 49 بحث ، 8 آلبوم ، 1 مقاله ، 13 لینک

    موسوی

  • نام کلوب :فراساحل-نوشهر
    نام انگلیسی : farasahel
    تاسیس : 12 خرداد 1385
    35 عضو ، 10 بحث ، 9 آلبوم ، 2 مقاله ، 4 لینک

    فراساحل-نوشهر

  • نام کلوب :چهار خونه
    نام انگلیسی : 4khone
    تاسیس : 5 بهمن 1386
    427 عضو ، 41 بحث ، 3 مقاله ، 5 لینک ، 3 نظرسنجی

    چهار خونه

از تو تنها شدم...
4 مرداد 86 - 22:03

از تو تنها شدم

شوق بازآمدن سوی توام هست اما

تلخی سرد كدورت در تو

پای پوینده ی راهم بسته

ابر خاكستری بی باران

راه بر مرغ نگاهم بسته

وای ، باران، باران ؛

شیشه ی پنجره را باران شست از دل من

اما چه كسی نقش تو را خواهد شست ؟

رفته ای اینك و هر سبزه و سنگ

در تمام در و دشت

سوگواران تواند

در دلم آرزوی آمدنت می میرد

رفته ای اینك ، اما آیا

باز برمی گردی ؟

چه تمنای محالی دارم....

من گمان می كردم

دوستی همچون سروی سرسبز

چارفصلش همه آراستگی ست

من چه می دانستم

هیبت باد زمستانی هست

من چه می دانستم

سبزه می پژمرد از بی آبی

سبزه یخ می زند از سردی دی

من چه می دانستم

دل هر كس دل نیست

قلبها ز آهن و سنگ

قلبها بی خبر از عاطفه اند....

و چه امید عظیمی به عبث انجامید

در میان من و تو فاصله هاست

گاه می اندیشم

می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

تو توانایی بخشش داری

دستهای تو توانایی آن را دارد

كه مرازندگانی بخشد

چشمهای تو به من می بخشد

شور عشق و مستی

و تو چون مصرع شعری زیبا

سطر برجسته ای از زندگی من هستی

تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی

من به اندازه ی زیبایی تو غمگینم

چه امید عبثی

من چه دارم كه تو را در خور ؟

هیچ

من چه دارم كه سزاوار تو ؟

هیچ

تو همه هستی من ، هستی من

تو همه زندگی من هستی

تو چه داری ؟

همه چیز

تو چه كم داری ؟

هیچ...

آرزو می کردم

که تو خواننده شعرم باشی

راستی شعر مرا می خوانی؟

نه، دریغا،هرگز

باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی

کاشکی شعر مرا می خواندی..

چه كسی باور كرد

جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاكستر كرد ؟

حرف را باید زد

درد را باید گفت

سخن از مهر من و جور تو نیست

سخن از متلاشی شدن دوستی است

و عبث بودن پندار سرورآور مهر

آشنایی با شور ؟

و جدایی با درد ؟

و نشستن در بهت فراموشی یا غرق غرور ؟

سینه ام آینه ای ست با غباری از غم....

من چه می گویم ، آه

با تو اكنون چه فراموشی هاست....

لیست توصیفنامه ها
27 شهریور 86 - 02:14
هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود .
27 شهریور 86 - 02:13
دوستت دارم ، نه بخاطر شخصیت تو ، بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم .
23 شهریور 86 - 00:31
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشواراست چه زجری میکشد آن کس که انسان است واز احساس سرشار است .
__