بنام دوست که هر چی داریم از اوست 8 مهر 86 - 17:32 |
بلم ، آرام چون قویی سبکبار به نرمی بر سر کارون همی رفت . به نخلستان ساحل ، قرص خورشید زدامان افق بیرون همی رفت شفق بازی کنان در جنبش آب شکوه دیگر و راز دیگر داشت . به دشتی پر شقایق باد سرمست تو پنداری که پاور چین گذر داشت . جوان ، پارو زنان بر سینه ی موج بلم می راند و جانش در بلم بود . صدا سر داده غمگین ، در ره باد گرفتار دل و بیمار غم بود : < دو زلفونت بود تار ربابُم چه خواهی از این حال خرابُْم تو که با مو سر یاری نداری چرا هر نیمه شو آیی به خوابُم > درون قایق ، از باد شبانگاه دو زلفی نرم نرمک تاب می خورد زنی خم گشته از قایق بر امواج سر انگشتش به چین آب می خورد صدا ، چون بوی گل در جنبش باد به آرامی به هر سو پخش می شد جوان می خواند و سرشار از غمی گرم پی دستی نوازش بخش می گشت : < تو که نوشُم نئی ، نیشُم چرایی تو که یارُم نئی پیشُم چرایی تو که مرهم نئی زخم دلُم را نمک پاش دل ریشُم چرایی > خموشی بود و زن در پرتو شام رخی چون رنگ شب نیلوفری داشت ز آزار جوان دل شاد و خرسند سری با او ، دلی با دیگری داشت . ز دیگر سوی کارون زورقی خُرد سبک بر موج لغزان پیش می راند . چراغی ، کورسو می زد به نیزار صدایی سوزناک از دور می خواند . نسیمی این پیام آورد و بگذشت : < چه خوش بی مهربونی از دو سر بی جوان نالید زیر لب به افسوس : که یک سر مهربونی درد سر بی > شاعر : دکتر فریدون توللی تاریخ سرودن : آبان 1327 ![]() ![]() |
لیست توصیفنامه ها25 آبان 86 - 09:01 | |
یه آسمون ستاره
یه سبد گل آفتابگردون
تقدیم تو
تولدت مبارک |
25 مهر 86 - 00:31 | |
bacheye khoobi hast
faghat ye kam zyaadi nazok narenji hast |












