لیست دوستان :: 339
لیست کلوبها :: 3913 بهمن 85 - 08:37 |
1- ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید. 2- چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید. 3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند. ![]() 4- سعی کنید انگشتان شست را از هم جدا کنید. انگشت شست نمایانگر والدین است. انگشت های شست می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد. 5- لطفا مجددا انگشت های شست را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند. 6- اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند. 7- انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند. شست نشانه والدین است . انگشت دوم خواهر و برادر . انگشت وسط خود شما . انگشت چهارم همسر شما . و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است . |
لیست توصیفنامه ها22 خرداد 87 - 19:03 | |
TAVALODet ..Mobaraak |
6 دی 86 - 09:47 | |
تکلیفِ تمام ترانههای من
از همین اولِ بسماللهِ بوسه معلوم است
سلام، یعنی خداحافظ!
خداحافظ جایِ خالیِ بعد از منِ غریب
خداحافظ سلامِ آبیِ امنِ آسوده
ستارهی از شب گریختهی همروزِ من،
عزیزِ هنوزِ من ... خداحافظ!
همین که گفتم!
دیگر هیچ پرسشی
پاسخ نمیدهم!
هی بیقرار!
نگران کدامِ اشتباهِ کوچکِ بیهوا
تو از نگاه چَپچَپِ شب میترسی؟
ما پیش از پسینِ هر انتظاری حتما
کبوترانِ رفته از اینجا را
به رویایِ خوشترین خبر فراخواهیم خواند.
من ... ترانهها وُ
تو ... بوسهها وُ
شب ... سینهریزِ روشنش را گرو خواهد گذاشت،
تا دیگر هیچ اشاره یا علامتی از بُنبستِ آسمان نمانَد.
راه باز ...، جاده روشن وُ
همسفر فراوان است.
برمیگردیم
نگاه میکنیم
امیدوار به آواز آدمی ...!
آیا شفای این صبحِ ساکتِ غمگین
بیخوابِ آخرین ستاره مُیسر نیست؟
همیشه همین قدمهای نخستینِ رفتن است
که رازِ آخرین منزلِ رسیدن را رقم میزند.
کم نیستند کسانی
که با پارهی سنگی در مُشتِ بستهی باد
گمان میکنند کبوتری تشنه به جانب چشمه میبَرَند،
اما من و کبوتر و چشمه گول نخواهیم خورد
ما خوابِ خوشی از احوالِ آدمی دیدهایم
از این پیشتر نیز
فالِ غریب ستاره هم با ما
از همین اتفاق عجیب گفته بود.
ما نزدیک آینه نشستیم و شب شکست و
خبر از مسافرِ خوشقولِ بوسه رسید،
رسید همین نزدیکیها
که صبحِ یک جمعهی شریف
از خواب روشن دریا باز خواهیم گشت.
همه چیز دُرست خواهد شد
و شب تاریک نیز از چراغِ تَرکخورده عذر خواهد خواست.
همین برای سرآغاز روزِ به او رسیدن کافی است،
همین برای نشستن و یک دلِ سیر گریستنِ ما کافیست،
همین برای از خود دور شدن و به او رسیدن کافی است.
سلام ...!
سلام یعنی خداحافظ!
خداحافظ اولین بوسههای بیاختیار
کوچههای تنگ آشتیکنانِ دلواپس
عصر قشنگِ صمیمی
ماه مُعطرِ اطلسیهای اینقدی، ... خداحافظ!
سلام، سهمِ کوچکِ من از وسعت سادگی!
سایهنشینِ آب و همپیالهی تشنگی سلام،
سلام، اولادِ اولین بوسه از شرمِ گُل و گونههای حلال،
سلام، ستارهی از شب گریختهی همروز من،
عزیزِ همیشه و هنوز من ... سلام! |
22 شهریور 86 - 00:40 | |
فریال جان
به جمع بهترین ها خوش اومدی
امیدوارم
لحظه لحظه زندگی قشنگت
سرشار از معجزات الهی و باور نکردنی باشه
نازنینم
|























