__
لیست دوستان :: 14
لیست کلوبها :: 80
  • نام کلوب :عکاسی هنری
    نام انگلیسی : photo
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    3732 عضو ، 27 بحث ، 38 آلبوم ، 71 مقاله ، 16 لینک ، 2 نظرسنجی

    عکاسی هنری

  • نام کلوب :عکاسی
    نام انگلیسی : photography
    تاسیس : 30 دی 1383
    4732 عضو ، 319 بحث ، 2 آلبوم ، 9 مقاله ، 4 لینک ، 2 نظرسنجی

    عکاسی

  • نام کلوب :آرایش
    نام انگلیسی : arayesh
    تاسیس : 20 خرداد 1384
    3531 عضو ، 213 بحث ، 3 آلبوم ، 10 مقاله

    آرایش

  • نام کلوب :فتوشاپ
    نام انگلیسی : photoshop_club
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    6116 عضو ، 68 بحث ، 4 آلبوم ، 16 مقاله ، 14 لینک ، 3 نظرسنجی

    فتوشاپ

  • نام کلوب :آموزش آرایش
    نام انگلیسی : mecap
    تاسیس : 16 تیر 1385
    1477 عضو ، 0 بحث ، 2 آلبوم ، 1 لینک ، 3 نظرسنجی

    آموزش آرایش

  • نام کلوب :معما
    نام انگلیسی : puzzle1
    تاسیس : 5 فروردین 1384
    3307 عضو ، 1006 بحث ، 19 آلبوم ، 11 مقاله ، 10 لینک ، 3 نظرسنجی

    معما

dastane murche
17 مرداد 87 - 02:07

MIADGAH IS THE BEST

یک مورچه ای بود در ولایت غربت که روزها
می رفت به صحرا و گندم و جو جمع می کرد برای زمستان. یک روز که رفته بود برای جمع
کردن غله، یک دانه گندم پیدا کرد و به نیش کشید و حرکت کرد به طرف لانه اش. ناگهان باد
وزید و دانه گندم را از دست و دهان مورچه گرفت و با خودش برد. مورچه به باد گفت:«ای باد تو چقدر زور داری»
 باد گفت : « پدر آمرزیده، من اگر زور داشتم که برج های بالای
شهر، راهم را سد نمی کردند».
 

مورچه گفت : «ای برج های بالای شهر، شماها چقدر زوردارید.»
برج ها گفتند: « ما اگر زور داشتیم که نیازی به مجوز شهردار نداشتیم.»
مورچه گفت:« ای شهردار تو چقدر زور داری.» شهردار گفت:« من اگر زور داشتم که قوه قضاییه مرا دستگیر نمی کرد.»
 مورچه گفت:« ای قوه قضاییه تو چقدر زور داری.»
قوه قضاییه گفت:« من اگر زور داشتم بعضی جراید از من انتقاد نمی کردند.»  مورچه گفت:« ای جراید شما چقدر زور دارید.»
 جراید گفتند:« اگر ما زور داشتیم که کاغذمان گیر وزارت ارشاد نبود.»
مورچه گفت: «ای وزیر ارشاد تو چقدر زور داری.»                                 وزیر ارشاد گفت:« اگر من زورداشتم که محتاج رای اعتماد نمایندگان مجلس نبودم.»
 مورچه گفت: « ای نمایندگان شماها چقدر زور دارید.»                         نمایندگان گفتند:« ما اگر زور داشتیم که نیازمند رای مردم نبودیم.»              مورچه گفت: «ای مردم شما چقدر زور دارید.»                                     مردم گفتند:« ما اگر زور داشتیم بقال به ما جنس نسیه نمی داد.»                    بقال گفت: « من اگه زور داشتم آفتاب ماست های مرا نمی ترشاند »              مورچه گفت:«ای آفتاب تو چقدر زور داری»                                           آفتاب گفت : « من اگه زور داشتم دختر کدخدا نمی گفت که تو در نیا من در آمدم» مورچه گفت:« ای دختر کدخدا تو چقدر زور داری»                                   دختر کدخدا گفت:« من اگه زور داشتم که زن کشاورز نمی شدم»                  مورچه گفت:« ای کشاورز تو چقدر زور داری»                                       کشاورز گفت:« من اگه زور داشتم که از ترس تو گندم هایم را توی انبار قایم نمی کردم»
مورچه یک کمی رفت توی فکر. بعد نگاهی به بازوهایش کرد،سینه اش را داد جلو و
رفت به مزرعه. گوش باد را گرفت و پرتش کرد پشت کوه قاف !                       بعد هم دانه گندم اش را برداشت وبرد به لانه اش
!

 

چقدر خوبه که خودمون رو دست کم نگیریم
  • ارسال نظر (0)
لیست توصیفنامه ها
27 آبان 86 - 10:43
فدرا مهربان، حساس سرشار از محبت و اشتیاق به نشان دادن خوبی ها به دیگران. خیلییییییییییییییییییییییییییی مهربونههههههههههههههههههه. بدجنسی بلد نیست. همیشه بهترین ها را با بقیه SHARE می كنه... دوسش دارم...
__