__
لیست دوستان :: 405
لیست کلوبها :: 70
  • نام کلوب :دخترای آسمونی پسرای ز
    نام انگلیسی : girlair_boylan
    تاسیس : 16 تیر 1385
    32 عضو ، 1 بحث ،

    دخترای آسمونی پسرای زمینی

  • نام کلوب :قدم زدن زیر بارون
    نام انگلیسی : walk_in_the_rain
    تاسیس : 10 تیر 1384
    4613 عضو ، 422 بحث ، 38 آلبوم ، 11 مقاله ، 5 لینک

    قدم زدن زیر بارون

  • نام کلوب :مجردها
    نام انگلیسی : mojaradan
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    13400 عضو ، 168 بحث ، 72 آلبوم ، 109 مقاله ، 33 لینک ، 5 نظرسنجی

    مجردها

  • نام کلوب :اشكای یخیمو پاك كن
    نام انگلیسی : ashkhay_yakhimo_pakkon
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    1990 عضو ، 267 بحث ، 20 آلبوم ، 7 مقاله ، 5 لینک

    اشكای یخیمو پاك كن

  • نام کلوب :فروغ فرخزاد
    نام انگلیسی : forugh
    تاسیس : 8 دی 1383
    11641 عضو ، 55 بحث ، 48 آلبوم ، 21 مقاله ، 12 لینک ، 4 نظرسنجی

    فروغ فرخزاد

  • نام کلوب :برو بچ با حال.
    نام انگلیسی : baro_bache_bahal
    تاسیس : 6 مرداد 1385
    3154 عضو ، 100 بحث ، 9 آلبوم ، 9 مقاله ، 11 لینک

    برو بچ با حال.

29 آبان 85 - 08:09
برای تو می نویسم.....برای عزیزی که میراث عشق را از او به یادگار دارم.....دیر زمانیست می خواهم برایت بنویسم.... میخواهم همه ی حسم را  برای نوشتن به کار گیرم....اما این حس  جدیدی که وجودم را احاطه کرده رخصت نمی دهد با فراغ بال برایت بنویسم....خود ،خوب میدانی چند روزیست بیش از پیش دل سپرده ی یارم......هنگام نوشتن چشمان زیبا و نجیبت را به یاد میاورم و نوشتن را کنار میگذارم...چرا که دوست دارم چهره ی زیبایت را در ذهن مجسم کنم و با خیالت تنها باشم....آنقدر نگاهت کنم که شاید جبران این دوریها  شود ...که البته نمیشود......و ای کاش بودی ...همیشه بودی که بهار زندگیم را در چشمان پر مهرت جستجو میکردم......چند روزیست بهار را از چشمان تو طلب میکنم.....من هم چون تو دست نوشته ات را می بینم ،میخوانم، می بویم و عاشقانه دوست میدارم....و عطر وجودیت را از برگ برگ دفترم استشمام میکنم...و با خود میگویم ای کاش قبل از دیدنت تمام دفترم را پر کرده بودم که تک تک برگه هایش به عطر پر مهر وجودت آغشته میشد......باور کنی یا نه هنوز افسوس میخورم چرا هنگام خداحافظی آنقدر نگاهت نکردم که برای  یک دوره دوری دیگر شاید توشه ای باشد.....چرا آنقدر نگاهت را نبلعیدم که هنوز تشنه ی عکسهایت هستم.....گمان میبردم شیرین زمانی که ببینمت این التهاب درونیم فروکش میکند......اما دلی که به امانت به دستم سپرده بودی با دیدن نیمه ی گمشده ی خود بیش از پیش شعله ور شد....حق هم داشت....دو سال از تو دور بوده است...و دست کم من خوب می فهمم دردش را...درد دوری از......باور کنی یا نه...باور نمیکنم حس کردن هرم نفسهات رو....و شاید ایثار تن سوز نجیب دستهات رو......اما یک چیز را دیگر خوب باور دارم...بدون هیچ تردید و هیچ شکی .....دوستت دارم.......ای فر و شکوه همه ی شادی هایم......
  • ارسال نظر (13)
لیست توصیفنامه ها
6 مهر 86 - 16:20
یادمان باشد به دل کوزه آب، که بدان سنگ شکست... بستی از روی محبّت بزنیم!! تا اگر آب در آن سینه پاکش ریزند...آبرویش نرود...! یادمان باشد فردا حتما، ناز گل را بکشیم.. حق به شب بو بدهیم... و نخندیم دیگر به ترکهای دل هر گلدان...!! وبه انگشت نخی خواهیم بست، تا فراموش نگردد فردا..! زندگی شیرین است! زندگی باید کرد... و بدانم که شبی، خواهم رفت..!!!!!!!! و شبی هست که نباشد پس از آن، فردایی.....!!!!
6 مهر 86 - 14:30
عشق به گونه ای معجزه آسا فقدان خاطرات قدیمی را جبران میکند . همه ی عواطف دیگر نیاز به گذشته دارند ، اما عشق خود گذشته ای خلق می کند که به مانند افسونی ما را در بر می گیرد www.masouuud.blogfa.com
5 مهر 86 - 23:26
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس، به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند...
__