مسعود فیضی , fayzimasoud

مسعود فیضی

 با انسانهای متعصب کاری ندارم.
مسعود فیضی , fayzimasoud

مسعود فیضی

مطالب تصاویر 54
cloobid
fayzimasoud
، 7 سال و 9 ماه و 12 روز
مرد 31 ساله مجرد
دکتري و بالاتر ، دانشجو

آلبوم تصاویر

  • مهر
  • خوابگاه فجر دانشگاه تبریز
  • کلیسای سنت استپانوس
  • مسیر کلیسای سنت استپانوس

54 تصویر ...

morebox img

رسانه ها

  • کلوب دات کام , recreation
  • جنتلمنها , gntelmanha
  • 227 رسانه

    morebox img


تبلیغات

مسعود فیضی , fayzimasoud
لاله دیدم روی زیبا توام آمد بیاد*****شعله دیدم سرکشی های توام آمد بیاد
سوسن و گل آسمانی مجلسی آراستند*****روی و موی مجلس آرای توام آمد بیاد
بود لرزان شعله شمعی در آغوش نسیم*****لرزش زلف سمنسای توام آمد بیاد
در چمن پروانه ای آمد ولی ننشسته رفت*****با حریفان قهر بیجای تو ام آمد بیاد
از بر صید افکنی آهوی سرمستی رمید*****اجتناب رغبت افزای توام آمد بیاد
پای سروی جویباری زاری از حد برده بود*****هایهای گریه در پای توام آمد بیاد
شهر پرهنگامه از دیوانه ای دیدم رهی*****از تو و دیوانگی های توام آمد بیاد
ادامه
99
کامنت بنویسید...
نفس   , eshghjan
دوشنبه 26 شهریور ، 07:29
قشنگه
ادامه
نفس   , eshghjan
دوشنبه 26 شهریور ، 07:29
عععع الان دیدم رهی معیری
ادامه
نفس   , eshghjan
دوشنبه 26 شهریور ، 07:29
شعرشو خودت گفتی ؟
ادامه
مسعود فیضی , fayzimasoud
تصویر آلبوم از مسعود 5 روز پیش

مسعود فیضی , fayzimasoud
پشه ای در استکان آمد فرود
تا بنوشد آنچه واپس مانده بود

کودکی از شیطنت بازی کنان
بست با دستش دهان استکان

پشه دیگر طعمه اش را لب نزد
جست تا از دام کودک وارهد

خشک لب می گشت، حیران، راه جو
زیر و بالا، بسته هرسو، راه او

روزنی می جست در دیوار و در
تا به آزادی رسد بار دگر

هرچه بر جهد و تکاپو می فزود
راه بیرون رفتن از چاهش نبود

آنقدر کوبید بر دیوار سر
تا فروافتاد خونین بال و پر

جان گرامی بود و آن نعمت لذیذ
لیک آزادی گرامی تر، عزیز
ادامه
کامنت بنویسید...
نفس   , eshghjan
دوشنبه 26 شهریور ، 07:30
هعی
ادامه
شاه بلوط درختی , chestnut
شنبه 24 شهریور ، 23:03
عالی
ادامه
  , bahaaar.a1985
شنبه 24 شهریور ، 22:54
عالی ...
ادامه
مسعود فیضی , fayzimasoud
انتهای کوچه‌ای بن‌بست و تنگ
منزل یک پیرمرد ساده بود
خانه گرم زمستان‌های سرد
اندکی از رونقش افتاده بود

در حیاط خانه پیش حوض آب
تک درخت نارون، امّا زنده بود
در دلش یادی از آن ایّام دور
هم غم و هم گریه و هم خنده بود

یک قفس چوبی، دو تا هم مرغ عشق
بر تن آن نارون لم داده بود
پیاله‌ی آبی ترک برداشته
ظرف ارزن هم کمی نم داده بود

در میان آنهمه دلتنگی امّا
مرغ عشقی، عاشق و سر زنده بود
مرغ عاشق صبح و ظهر و عصر و شام
آن سرای کهنه را خواننده بود

مرغ نر در راه عشقی نام گونه
پرو بالش به هر سو تاب می‌داد
چو ناز مرغ زیبا نرم می‌دید
تمام غصه‌ها بر آب می‌داد

تا نظر می‌کردش آن باجی جفت
شوق آوازش فزونی می‌گرفت
در کنار دلبر روشن دماغ
حالت مستی، جنونی می‌گرفت

با وجود جفت سبز دُم کبود
کی حصار آن قفس را دیده بود؟
در نظر دنیا همان یک گوشه بود
کل دنیا در قفس بچکیده بود

در یکی گوشه ولی، معشوقه مرغ
ساکت و ساده، کمی سرگرم بود
در نگاه عاشق روشن نگر
این مرام دلبری با شرم بود

لیک گویا مرغ زیبا در سکوت
در حصار رنگی اندیشه بود
او حواس مرغ نر را برده بود
اینک امّا در هوای بیشه بود

او نسیم صبح را حس کرده بود
نور زرد زعفران هم دیده بود
در هوای دیدن آئینه‌ها
اینچنین فکری بسر پیچیده بود

"به هر صبحی یدی صیاد گونه
درون کاسه‌ی کج آب ریزد
اگر مرغی شهامت دار باشد
تواند کز ره این در گریزد"

یک دو روزی ماجرا را پی گرفت
قلب پرجنبش ورا یاری نکرد
روز سوم چون که با او یار شد
دست لرزان مرد هم کاری نکرد

تا تو گویی پر، پریدن کرده بود
بر فراز نارون بنشسته بود
آنقدر خرسند بودی گوییا
تازه مرز تخم را بشکسته بود

در تب و تاب گریزی با اصالت
مرغ نر امّا به جا خشکیده بود
با نبود جفت زیبا در کنار
میله‌های آن قفس را دیده بود

چنان در خاطرش سنگین و بد بود
که تابی خورد و آنگه بر کف افتاد
به ناگه مرد در فکری فرو رفت
که نامردان همی نان از کف افتاد

بباید این دو را بر هم رسانم
که فصل عاشقان مردی نباشد
چه هجران می‌کشد این مرغ عاشق
ز هجران دردتر، دردی نباشد

چو ذهنش سوی بازرگان و طوطی
در آن لانه را هم باز بگشود
نگاهش پیش آن باجی نر بود
که حتماً با سیاست بال بگشود

ولی باجی ز طوطی ساده‌تر بود
ز مجنون در قفس، دیوانه‌تر بود
تمام عمر او یکباره پر زد
هم اینک او ز مرده، مرده‌تر بود
ادامه
کامنت بنویسید...
ب ه ا ر   , mahd111
سه شنبه 27 شهریور ، 10:12
خیلی دلنشین و زیبا بود ..
ادامه
نفس   , eshghjan
جمعه 23 شهریور ، 01:38
ادامه
زیبا تمام نقاط کشور , glx_mobile
چهارشنبه 21 شهریور ، 14:03
+
ادامه
مسعود فیضی , fayzimasoud
[https://www.aparat.com/v/Hwk1F]
ادامه
کامنت بنویسید...