لیست کلوبها :: 6دخترکم میخواد ازداوج کنه 28 تیر 87 - 19:16 |
امروز دخترکم براش یه خواستگار اومده بود ... برای ایرانم این گلکم این یدونه ام میخواد بره خونه بخت . اومد با باباش مشورت کنه گفتم که بگو دخترکم بگو ایرانم دیدم که یه کم سرخ و سفید شده و یه کوچولو هم ... بگذریم گفتم دخترم خواسته ات چیه ؟ چی میخوای ؟ گفت بابای یه سری چیزای دیگه میخوام یادت میاد اون روز گفتی که باید برابری و ازادی رو فریاد کنی ،یادت اون یکی روز قلم رو دادی به دستم ، گفتی بهم بخون و بنویس من هم خوندم و نوشتم بابا . مهریه نمیخوام ، سکه طلا ، ملک و زمین نمیخوام ، سه بار شتر بال مگس هم نمیخوام ، شاخ نبات و گل و گلدون هم نمیخوام ، گفتم پس چی میخوای ؟ گفت عشق میخوام ، انسانیت میخوام ، اینارو میخوام اما بابای اگه همسرم نداشت چکار کنم ؟ اگه نبود اگه نشد چکار کنم ؟ گفتم که چی شده به فکر این چیزا افتادی چرا بدی هاش رو میبینی چرا ؟ گفت : دیروز آخه برای یه مصاحبه به دادگاه خانواده رفته بودم بابا ، که دیدم دخترم ایرانم زد زیر گریه که نتونست حرف بزنه . ادامه دارد ... |
لیست توصیفنامه ها29 تیر 87 - 03:48 | |
به یاد شادروان خسرو شکیبایی
دیرگاهی است در این تنهایی
رنگ خاموشی در طرح لب است.
بانگی از دور مرا می خواند،
لیک پاهایم در قیر شب است.
رخنه ای نیست در این تاریکی:
در و دیوار به هم پیوسته
سایه ای لغزد اگر روی زمین
نقش وهمی است ز بندی رسته.
نفس آدم ها سر بسر افسرده است.
روزگاری است در این گوشه ی پژمرده هوا
هر نشاطی مرده است.
دست جادویی شب
در به روی من و غم می بندد.
می کنم هر چه تلاش ،
او به من می خندد.
نقش هایی که کشیدم در روز،
شب ز راه آمد و با دود اندود.
طرح هایی که فکندم در شب،
روز پیدا شد و با پنبه زدود.
دیرگاهی است که چون من همه را
رنگ خاموشی در طرح لب است.
جنبشی نیست در این خاموشی:
دست ها، پاها در قیر شب است.
|
26 تیر 87 - 01:22 | |
بهترین دوست اون دوستی كه بتونی باهاش روی یك سكو ساكتبنشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس كنی بهترینگفتگوی عمرت رو داشتی.ما واقعاً تا چیزی را از دست ندیم، قدرش را نمیدونیم،ولی در عین حال تا وقتی كه چیزی رو دوباره بدستنیاریم، نمیدونیم چیزی را از دست دادیم.اینكه تمام عشقت رو به كسی بدی، تضمینی بر این نیست كهاون هم همین كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشتهباش، فقط منتظر باش تا اینكه عشق آروم تو قلبش رشد كنهو اگه اینطور نشد، خوشحال باش كه توی دل تو رشد كرده.در یك دقیقه میشه یك نفر رو خرد كرد، در یك ساعت میشهكسی را دوست داشت و در یك روز میشه عاشق شد ولی یك عمرطول میكشه تا كسی رو فراموش كرد.دنبال نگاهها نرو، چون میتونن گولت بزنن، دنبالدارایی نرو چون كمكم افول میكنه دنبال كسی برو كهباعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یك لبخند میشه یه روزتیره را روشن كرد. كسی را پیدا كن كه تو را شاد كنه.دقایقی توی زندگی هستن كه دلت برای كسی اونقدر تنگمیشه كه میخوای اونو را از رویات بیرون بكشی و تویدنیای واقعی بغلش كنی.رویایی رو ببین كه میخوای. جایی برو كه دوست داری.چیزی باش كه میخوای باشی. چون فقط یك جون داری و یكشانس برای اینكه هر چی دوست داری انجام بدی.آرزو میكنم به اندازه كافی شادی داشته باشی تا خوشباشی، به اندازه كافی بكوشی تا قوی باشی، به اندازهكافی اندوه داشته باشی تا یك انسان باقی بمونی و بهاندازه كافی امید تا خوشحال بمونی.همیشه خودتو جای دیگران بگذار، اگر حس میكنی چیزیناراحتت میكنه، احتمالاً دیگران را آزار میده.شادترین افراد لزوماً بهترین چیزها رو ندارن، اونا فقطاز اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو میبرن.شادی برای اونایی كه گریه میكنن و یا صدمه میبیننزنده است. برای اونایی كه دنبالش میگردن و اونایی كهامتحانش كردن. چون فقط اینها هستن كه اهمیت دیگران روتو زندگیشون میفهمن.عشق با یك لبخند شروع میشه، با یك بوسه رشد میكنه و بایك اشك تموم میشه. روشنترین آینده همیشه روی گذشتهفراموش شده، شكل میگیره. نمیشه تا وقتی كه دردها ورنجها را دور نریختی، توی زندگی به درستی پیش بری.وقتی به دنیا اومدی، تو تنها كسی بودی كه گریه میكردیو بقیه میخندیدن. سعی كن یه جوری زندگی كنی كه وقتیرفتی، تنها تو بخندی و بقیه گریه كنن.لطفاً این متن رو به اونایی كه براتون ارزش دارنبفرستین. برای اونایی كه زندگی شما رو لمس كردن.اونایی كه وقتی احتیاج داشتین، باعث شدن بخندین.اونایی كه باعث شدن وقتی ناراحت بودین، سمت روشنواقعیتها رو ببینین. اونایی كه شما میخواید بدونن كهشما قدر دوستی با اونا رو میدونین. اگه این كار رانكنین، خوب براتون اتفاقی بدی نمیافته ولی تنها شانسروشن كردن روز یك دوست با یك نامه رو از خودتونگرفتین. |
15 تیر 87 - 22:32 | |
یاد بگیریم که کارمان را جدی و خودمان را شوخی بشماریم! یاد بگیریم به یکدیگر کمک کنیم که نعمت مصیبت را درک کنیم! یاد بگیریم که التیام زخم روح به اندازه زخم جسم، مهم است. یاد بگیریم که آدمی همان چیزی را باور می کند که پیوسته به خود می گوید. یاد بگیریم که زمان می گذرد چه خوش بین باشیم چه نباشیم. یاد بگیریم واقعیت چیزی است که هست،نه چیزی که ما دوست داریم باشد. یاد بگیریم که ناتوانی از ماست نه از قدرت مساله ای که فراروی ما قرار می گیرد. یاد بگیریم که فرق است بین یک ماجرای جزیی و یک فاجعه. یاد بگیریم که حضورمان، پیوسته تغییر مثبتی در زندگی دیگران ایجاد کند، حتی با یک سلام صمیمانه. یاد بگیریم که هر چه اعمال و گفتار کسی ناخوشایند تر باشد، به عشق بیشتری نیاز دارد. یاد بگیریم که برای سر در آوردن از کل مشکلات زندگی، لازم نیست با همه آنها روبه رو شویم. یکی دو تا مشکل هم برای کسب مهارت برای مقابله با مجموعه آنها کافی است، به شرط آن که قصد آموختن داشته باشیم. یاد بگیریم که هیچ کس قول فردا را به مانداده است. یاد بگیریم که یک بچه اگر آن قدر بزرگ شده که بتواند دوست داشته باشد، آن قدر هم بزرگ شده که بتواند غصه بخورد! |















