| کلوب آی دی | farko67 ، سن کلوبی : 2 سال و 5 ماه و 2 روز |
| درباره من | برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی - خاطراتمو وارد دفتری که گذاشتمش کلید مرگ می کنم - |
| وضعیت | مرد27 ساله مجرد متولد 1/فروردین/1364 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Other ، غیره... ، **ناگفته ها** |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | ليسانس |
| شغل | محصل |
| اطلاعات اضافي | - خاطراتمو وارد دفتری که 10 ساله ثانیه یه ثانیه زندگیم توشه می کنم بنام کلید مرگ !! |
| دین | اسلام |
| قد | 185-190 |
| وزن | 85-90 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، دوستانه ، شلوغ ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | متغيير ، راحت ، معمولي |
| تاریخ عضویت | 20 شهریور 1388 ساعت 15:40 |
| علایق | فیلم - درس - خواب - کار - بحث - عشق - شعر بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ریخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آید : تو بمن گفتی : ازین عشق حذر کن ! لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب ، آئینة عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا ، که دلت با دگران است تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن ! با تو گفتنم : حذر از عشق ؟ ندانم سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … ! اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت ! اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم ، نرمیدم رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم ! بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم فریدون مشیری |
| ورزش | دو - پینگ پنگ - بدمینتن |
| فعاليتها | خواب - کامپیوتر - |
| کتاب | یلدا - پریچهر - برزخ اما بهشت - باغ مارشال - ساقی - یاسمین - شیرین - سینوحه -آن تابستان - و ... |
| موسيقي | داریوش - ابی - گوگوش |
| برنامه تلويزيون | اصولا تلویزیون نگاه نمی کنم |
| فيلمها | گناه اصلی بنجامین فارست گمپ آلفی ... |
| دانشگاه | آزاد اسلامی بجنورد |
| دبيرستان | سما |
| رشته | مهندسی الکترونیک |
| سال فارغ التحصيلي | 1389 |
| مهارتها | بحث کامپیوتر میکس فیلم و عکس درس خوندن فکر کردن |