__
لیست دوستان :: 197
لیست کلوبها :: 13
  • نام کلوب :منتظران ظهور
    نام انگلیسی : pejman2007
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    4955 عضو ، 1029 بحث ، 13 آلبوم ، 27 مقاله ، 5 لینک ، 4 نظرسنجی

    منتظران ظهور

  • نام کلوب :پسرهای دختر کش
    نام انگلیسی : girl_killers
    تاسیس : 3 آذر 1385
    1163 عضو ، 275 بحث ، 5 آلبوم ، 1 نظرسنجی

    پسرهای دختر کش

  • نام کلوب :خوشگل ها-خوش تیپ ها
    نام انگلیسی : khoshgelha123
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    6537 عضو ، 55 بحث ، 2 مقاله ، 8 لینک ، 3 نظرسنجی

    خوشگل ها-خوش تیپ ها

  • نام کلوب :عشق دختر ایرونی
    نام انگلیسی : iranian_girl
    تاسیس : 16 اردیبهشت 1384
    5545 عضو ، 54 بحث ، 25 آلبوم ، 4 مقاله ، 10 لینک ، 1 نظرسنجی

    عشق دختر ایرونی

  • نام کلوب :جیمز ردفیلد و کتاب پیش
    نام انگلیسی : jamesredfiled
    تاسیس : 9 تیر 1385
    57 عضو ، 9 بحث ، 8 آلبوم ، 1 لینک

    جیمز ردفیلد و کتاب پیشگویی آسمانی

  • نام کلوب :بدنسازی
    نام انگلیسی : bodybuilding
    تاسیس : 10 تیر 1384
    1216 عضو ، 132 بحث ، 7 آلبوم ، 22 مقاله ، 9 لینک ، 1 نظرسنجی

    بدنسازی

لیست توصیفنامه ها
21 فروردین 86 - 12:39
آقای فردین به کلوب خودتون بیان و توی بحث ها شرکت کنید و امتیاز هم یادتون نره http://www.cloob.com/club.php?id=5211
7 اسفند 85 - 00:33
زنی از تاریخ من سراغ دریچه ای بارانی می روم که روبه افقی سبز گشوده می شود به پیشواز کبوتری سرخ که از خاکسترش گل می روید من از سمت ستاره ها به پیشواز مردی خواهم رفت که با تمام ابعاد کج و معوج خیالش ، قابل پرستش است و عاقبت به انتظار کسی خواهم ماند که با سکوتش سخن می گوید من کسی هستم که با خود ققنوس سوغات می برد و تنها آرزویش این است که باورش کنند و در پایان قصه ... پشت تمام این دریچه های خیس ، یک افق به سمت پنجره تنهایی من سبز می شود ... وقتی که باران با تمام قطراتش انتظار مرا باور کند . من ثبت خواهم شد در تاریخ: زنی از جنس باران ... خیس خیس ... به ا نتظار مردی بود دستفروش... که در خیابان تلخ تنهایی ، کبوتر سرخ می فروخت . من ثبت خواهم شد ، "در تاریخ" خوشحال میشم به جمع ما در کلوب بپیوندی و در بحث ها شر کت کنین: http://www.cloob.com/club.php?id=286 http://www.cloob.com/club.php?id=28062 http://www.cloob.com/club.php?id=14188#&postlist برای دقیقه های سرد چا ی دم کن در فنجان ثانیه های تلخ شکر بریز شاید لحظه های دلخوشی آنقدر نباشد که فرصت حتی یک تبسم را به نگاهمان وصله بزنند
__